نكات قابل توجه ناظرین در فرایند انبارگرداني و تهیه گزارش

بسمه تعالی


نكات قابل توجه در امر انبارگرداني كه مي‌بايست توسط ناظرين
رعايت گردد:آیین نامه شمارش موجودی ها ، دستورالعمل شمارش و دستورالعمل انبارگردانی بطور کامل مطالعه نموده و در نظارت انبارگردانی بکار گرفته شود.ناظرین در هیچ شرایط در شمارش و ثبت آن دخالت نداشته باشند.نسبت به مواردی که از نحوه ی اجرای آن اطمینان ندارید با واحد حسابرسی در میان گذاشته تا روش صحیح آن به شما اعلام گردد.آيا مؤسسه داراي دستوالعمل انبارگرداني مي‌باشد يا خير؟ در صورت عدم وجود علت آن بررسي و گزارش گردد.در صورت امكان مطابقت كارتهاي انبار (كاردكس مقداري) با كارتهاي حسابداري انبارگرداني در شروع انبارگرداني انجام گيرد. (بصورت نمونه‌اي)جلسه توجيهي شروع انبارگرداني با مسئولين و گروههاي شمارش.بازديد از محوطه كارگاهها جهت بررسي وجود انبارهاي گزارش نشده.اخذ backup از گردش موجوديهاي انبار در تاريخ انبارگرداني با نامه رسمي.اطمينان از بستن سيستم حسابداري انبار در شروع انبارگرداني.تهيه صورتجلسه جهت شروع و پايان انبارگرداني.نيروهاي انبار نبايد جزء گروه شمارش باشند.انباردار نبايد در زمان شمارش در محل انبار حضور فيزيكي داشته باشد.روش ثبت و نگهداري و همچنين نحوه تعيين حجم و مقدار موجوديها مشخص شده باشد و آيا مناسب و يكنواخت با سالهاي گذشته مي باشد يا خير؟آيا اقلام موجودي، داراي برگهاي شمارش مي‌باشند يا خير؟ شماره و تاريخ آخرين مدارك از جمله رسيد انبار، حواله انبار، برگ درخواست خريد كالا و برگ درخواست كالا از انبار يادداشت شود و يك كپي از هر يك تهيه و پيوست گردد.محل انبارها از همه نظر مورد توجه قرار گيرد، حفاظت و ايمني و مناسب بودن فضا و ...اقلام ناباب، كم مصرف، بي مصرف و اسقاطي تفكيك شده‌اند يا خير؟ در صورت تفكيك شدن فهرست جداگانه آنها اخذ و در صورت با اهميت بودن شمارش گردد.آيا موجودي كالاي اماني ديگران نزد مؤسسه و بالعكس(اماني مؤسسه نزد ديگران) مشخص شده يا خير؟ تعداد و حجم آن مشخص گردد.مواد و مصالح پاي كار شمارش و در صورت عدم امكان شمارش از كارشناس استفاده و صورتجلسه آن به تأييد برسد.ليست كسري و اضافه انبار مي بايست پيوست گزارش شود.ليست شمارش نمونه‌اي ناظر براي هر انبار جهت اقلام با اهميت تهيه شود.الف- در پايان انبارگرداني صورتجلسه مربوطه در سه نسخه تنظيم گردد و مورد تائيد قرار گيرد و ضميمه گزارش ارائه شود. ب- همچنين تصوير فهرست انبارگرداني دريافت گردد و به تائيد مسئولين انبارگرداني و گروههاي شمارش برسد.چك فهرست انبارگرداني تكميل گردد.در صورت وجود صندوق، آنرا مورد شمارش قرار دهيد و با دفاتر مطابقت دهيد در تاريخ ترازنامه و كاربرگ مربوطه تهيه گردد.در صورت وجود دارائيهاي ثابت در تاريخ ترازنامه، آنها بصورت نمونه‌اي مورد مشاهده عيني قرار داده و فهرستي تهيه و پيوست نمايند.در صورت وجود آورده هاي شرکت مادر
، آنها را مورد مشاهده عيني قرار داده دهيد. (بصورت نمونه‌اي)
گزارش انبارگرداني مبتني بر 6 مورد زير مي‌باشد:شناسايي انبارها و نوع فعاليت.برنامه‌ريزي.آماده سازي.شمارش موجوديها.حفظ و نگهداري اموال.نتيجه گيري.

توجه:
شروع انبارگرداني هر روز حتماً بايد با حضور ناظر باشد و پايان هر روز پلمپ شود و هر روز كه ناظر حضور نداشته باشد ، انبارگرداني نبايد صورت گيرد.




آئين نامه شمارش موجوديها

كليات
با توجه به اهميت موجوديهاي كالا (كه در واحدهاي تحت پوشش مشتمل بر موجودي مواد و مصالح مصرفي و قطعات و ابزارآلات خواهد بود) از نظر مديريت و نقش آن در صورتهاي مالي، ضروريست كه درهر دوره مالي و نيز در مواردي انجام آن توسط مسئولين واحد برنامه ريزي شود.
موجوديهاي مؤسسه مورد شمارش فيزيكي قرارگرفته تا اطمينان حاصل گردد كه ميزان موجودي در كارتهاي انبار و حسابداري انبار مطابقت دارد. آئين نامه شمارش موجوديهاي كالا، نحوه برنامه ريزي و اصل و ضوابط شمارش موجوديها را كه در واحدها، حداقل در پايان سال مالي صورت مي‌گيرد مشخص مي‌نمايد. بر اساس اين آئين نامه در مقاطع زماني مورد نظر مديريت، دستورالعمل شمارش موجوديهاي هر سال تدوين و اجرا مي‌گردد. موجوديهاي مؤسسه بر اساس سرفصلهاي مورد استفاده مؤسسه طبقه بندي شده كه روش شمارش، كليت آنها را در بر مي‌گيرد.

اقدامات قبل از شمارش موجوديها:
اقدامات قبل از شمارش موجوديهاي كالا شامل سازماندهي و آماده سازي جهت شمارش موجوديها مي‌باشد كه به شرح زير توضيح داده مي شود:
سازمان شمارش كالا(كميته شمارش)
1-1) شمارش موجوديهاي كالا در مقاطع زماني مشخص شده تحت نظر كميته اي بنام كميته شمارش انجام مي‌گيرد. اين كميته مسئول برنامه ريزي، هماهنگي و نظارت برعمليات شمارش موجوديها خواهد بود. اعضاء كميته شمارش (با توجه به اينكه همكاري ساير واحدها در عمليات شمارش را مي طلبد)، تركيبي از مسئولين مؤسسه خواهد بود كه بر اساس ساختار سازماني مؤسسه پيشنهاد مي‌گردد. اين كميته از افراد زير تشكيل مي شود:

◄ مسئول مالي واحد
◄ مسئول اجرايي(رئيس حسابداري)
◄ مسئول انبار
◄ معاونت مالي
◄ معاونت فني
◄ مسئول تداركات
◄مسئول خريد(اگر قسمت خريد جدا باشد)
◄ مديران اجرائي


اين كميته يك ماه قبل از شمارش موجوديها به رياست مديريت واحد تشكيل جلسه خواهد داد.

2-1) اهداف و وظايف كميته شمارش بقرار ذيل است:
-انتخاب مسئول هماهنگي شمارش موجوديها.
-تصويب دستورالعمل شمارش و برنامه زماني شمارش و نظارت بر نحوه اجراي آن.
-بررسي و تصويب نتايج عمليات شمارش.
-دعوت از بازرس قانوني جهت اعزام نماينده جهت نظارت بر شمارش.

3-1) كميته شمارش جهت كليه تصميمات خود صورت جلسه تنظيم و نگهداري مي‌نمايد.
صورت جلسات به امضاي كليه اعضاء كميته خواهد رسيد. قابل ذكر است كه اعضاء كميته شمارش در تمام مدت انبارگرداني در محل مؤسسه حاضر خواهند بود.

4-1) مسئول هماهنگي انبارگرداني كه يكي از اعضاء شمارش مي باشد از طرف كميته انتخاب خواهد شد. اهم وظايف هماهنگ كننده انبارگرداني بشرح زير است:
الف)بررسي دستورالعمل انبارگرداني (دوره قبل- يا ارسالي از مركز) و تهيه موارد پيشنهادي جهت تطبيق آن با وضعيت فعلي.
ب)تهيه برنامه زمان بندي عمليات شمارش و برآورد.
پ)آماده سازي فرم و وسايل شمارش و برآورد.
ت)نظارت بر امر آماده سازي انبارگرداني.
ث)هماهنگي جهت آموزش پرسنل ذيربط.
ج)نظارت بر عمليات شمارش و صورت برداري.
ح)بررسي و پيگيري مغايرات.
خ)هماهنگي و دعوت از كارشناس ارزياب در صورت نياز.
د)تهيه گزارش نتايج عمليات شمارش.
ر)ارسال دستورالعمل وبرنامه زمان بندي و‌سايرمدارك جهت حسابرسان وبازرس قانوني وهماهنگي با آن.

5-1) برنامه زمان بندي عمليات شمارش: براي اينكه شمارش با دقت وسرعت صورت ‌گيرد ضروري
است يك برنامه ريزي اصولي در برگيرنده نوع موجوديها، محلهاي مورد شمارش، ابزار مورد استفاده شمارش كننده و زمان شروع و خاتمه شمارش تدوين گردد. برنامه ريزي مزبور توسط هماهنگ كننده تهيه و به همراه نكات پيشنهادي طبق دستورالعمل انبارگرداني به كميته شمارش ارائه مي‌گردد. پس از تصويب نكات پيشنهادي تطبيق دستورالعمل برنامه زمان بندي مي‌بايستي توسط مسئول هماهنگ كننده اجرا شود. بطوركلي برنامه زمان بندي عمليات شمارش در برگيرنده حداقل اطلاعات زير مي باشد:
الف) نوع موجوديها و انبارهاي مورد شمارش.
ب) كاركنان شركت كننده در عمليات شمارش.
پ) تعيين نوع شمارش هر يك از موجوديها.
ت) زمان توقف فعاليت خريد و فروش و نحوه دريافت و خروج كالا در حين شمارش (برحسب مورد و در صورت لزوم.)
ث) مدت شمارش با ذكر زمان شروع و خاتمه هر انبار.
ج) تهيه شماي كلي انبارها.

6-1) مسئوليت سازماندهي شمارش علاوه بر كميته شمارش و مسئول هماهنگي به عهده سرپرستان گروههاي شمارش نيز مي‌باشد.
اهم وظايف سرپرست شمارش انبار بشرح زير است:
◄ هماهنگي و نظارت بر عمليات شمارش گروههاي تحت مسئوليت.
◄ كنترل ورود و خروج كالا درحين شمارش.
◄دريافت برگه هاي شمارش تكميل شده و ارائه به هماهنگ كننده.
◄ پاسخگويي به مسائل و مشكلات گروههاي شمارش تحت مسئوليت و گزارش نارسائيها به هماهنگ كننده.
7-1) همكاري درشمارش سوم موجوديها جهت هر گروه شمارش كننده كه تحت نظر يك سرپرست فعاليت مي‌نمايند يك ثبات و يك شمارش‌گر در نظر گرفته مي‌شود ثبات مسئوليت گروه را نيز بعهده دارد. كليه برگه‌هاي شمارش به تائيد مسئول گروه مي‌رسد. (لازمست مسئول گروه يا ثبات از كاركنان دفتري و شمارش‌گر فردي آشنا به انواع موجوديها انتخاب شوند.)



2-آماده سازي
مسئول هماهنگي پس از تصويب دستورالعمل و جدول زمان‌بندي شمارش اقدام به تهيه مدارك و فرمها و ابزار شمارش و آموزش كاركنان و آماده نمودن انبارها مي‌نمايد.

1-2) تهيه فرمها
آماده سازي مقدمات شمارش موجوديها شامل تهيه فرمها و وسايل جهت عمليات شمارش مي‌باشد. فرمهاي انبارگرداني از «برگ شمارش» و «ليست شمارش» و «برگ كنترل شمارش» موجوديها تشكيل يافته است.

1-1-2) برگ شمارش (تك)
برگ شمارش (تك) جهت ثبت اقلام شمارش شده مورد استفاده قرار مي‌گيرد و از 4 قسمت مشخصات كالا و شمارش هاي اول و دوم و سوم تشكيل مي‌شود. برگ شمارش در زمان مربوطه طبق جدول زمان توسط مسئولين تعيين شده و بر روي كليه كالاهاي موجودي در انبار نصب مي‌گردد. هر گروه شمارش پس از عمليات اقدام به تكميل قسمت مربوطه و جدا نمودن آن مي‌نمايد. پس از امضاء مسئول گروه به سرپرست شمارش ارائه و پس از تائيد وي به مسئول هماهنگي تحويل خواهد شد.
2-1-2) برگ كنترل شمارش
برگ كنترل شمارش جهت كنترل برگهاي شمارش الصاقي بر روي موجوديها تهيه گرديده است. اين برگه قبل از آغاز انبارگرداني و بر اساس تعداد و رديف برگهاي شمارش موجوديها تهيه مي‌شود و به تائيد مسئول نصب، سرپرست شمارش انبار مربوطه ومسئول هماهنگي خواهد رسيد. پس از سفارش و دريافت برگ شمارش، سرپرست ثبت شمارش مي‌بايست شمارش برگه را با فهرست انبار مربوطه كنترل نمايد.
3-1-2) فهرست شمارش
ليست شمارش موجوديها در برگيرنده اطلاعات برگهاي شمارش و انطباق آن با يكديگر و با ميزان منعكس در كارتهاي انبار و حسابداري انبار و تعيين مغايراتهاي مربوطه خواهد بود.

2-2) تهيه ابزار شمارش: مسئول هماهنگي مي‌بايست جهت شمارش موجوديها و در صورت لزوم ابزار مورد نياز از قبيل نردبان، متر، باسكول و ملزومات آزمايشگاهي جهت تعيين وزن مخصوص مواد و كالا را -

آماده نمايد و در زمان انبارگرداني در اختيار مسئولين مربوطه قرار دهد. واحد شمارش موجوديها مي‌بايست در برگهاي انبارگرداني واحد هر نوع موجودي (متر، كيلوگرم، عدد و ...) را در صورت شمارش مربوطه درج نمايد.
3-2) آموزش: مسئول هماهنگي مي‌بايست وظايف كليه شركت كنندگان در انبارگرداني را به آنها شرح داده و در صورت لزوم كلاس آموزش نيز در تاريخ زمان‌بندي شده تشكيل دهد و نسبت به آشنايي كليه شركت كنندگان و ارائه توضيح در خصوص اهميت انبارگرداني و نقش آنها و نحوه اجراي امر بنمايد. در اين آموزشها چگونگي انجام عمليات شمارش، حدود وظايف و مسئوليتهاي افراد، اصول و ضوابط شمارش و انضباط حين شمارش تشريح خواهد شد. (چنانچه مسئول هماهنگي توان لازم را جهت آموزش داشته باشد مي‌توان از وي براي آموزش استفاده كرد در غير اين صورت بايد فرد مناسبي براي آموزش انتخاب شود.)

4-2) آماده سازي انبارها: قبل از شمارش موجوديها، مسئولين انبارها موظفند اقدام به مرتب نمودن انبارها نمايند. بنحوي كه كليه كالاهاي مشابه در كنار يكديگر قرار گرفته و از نظر پيشرفت به آساني قابل رويت و شمارش باشد. همچنين كليه اقلام ناباب، راكد، بدون مصرف، اماني و اسقاطي بصورت مجزا و قابل تشخيص گردآوري گردد و فهرست آن به اطلاع هماهنگ كننده برسد.
ضمناً صورت آخرين برگهاي رسيد و حواله انبار هر قسمتي ثبت و قبل از شمارش طي فهرستي به اطلاع هماهنگ كننده خواهد رسيد.

5-2) آماده سازي ساير واحدها:
الف) مسئولين خريد مؤسسه حتي الامكان مي‌بايست برنامه خريد را به نحوي تنظيم نمايند كه كليه اقلام خريداري شده قبل از موعد مقرر در برنامه زماني به انبارها تحويل شوند و در حين شمارش كالايي به مؤسسه وارد نگردد.
ب) مسئولين شعب و يا ساير قسمتها مي‌بايست با توجه به برنامه زماني، تمام احتياجات خود را قبل از شمارش دريافت نمايد.
ت) حسابداري انبار مي‌بايست كليه كارتهاي مربوط را با كارتهاي انبار مطابقت داده و اختلاف را پيگيري و رفع نمايد. كارتهاي انبار و حسابداري انبار از تاريخ شروع انبارگرداني در اختيار سرپرست ثبت موجوديها خواهد بود و هيچگونه ثبتي پيش از شروع انبارگرداني صورت نخواهد گرفت.
6-2) صورت كلي اقلامي كه براي آنها مجوز خروج از انبار صادر شده ولي هنوز اجناس مزبور-

تحويل نگرديده اند و همچنين صورت كلي اقلامي كه وارد انبار گرديده ولي فرمهاي لازم مربوط به اعلام ورود آنها به انبار جهت ثبت در كارتها و دفاتر صادر نشده است.

7-2) آخرين شمارش برگهاي رسيد انبار، حواله انبار، برگشت از انبار، حواله فروش، برگ توليد و تحويل محصولات و ساير مدارك ثبت گردش موجوديها بايستي قبل از شروع به هماهنگ كننده گزارش شود.
8-2) سرپرستان توليد بايستي اطمينان حاصل كنند كه تمام محصولات ساخته شده قبل از آغاز شمارش به انبار محصول تحويل داده شوند.

اقدامات حين شمارش
1- عمليات شمارش موجوديها در تاريخ مقرر آغاز مي‌گردد شمارش در دو نوبت توسط گروههاي شمارش اول و شمارش دوم انجام مي‌گيرد. پس از شمارش برگ شمارش مربوطه توسط ثبات جدا و تكميل مي‌گردد و به سرپرست شمارش انبار تحويل مي‌شود. در حين شمارش، شمارش‌گر و ثبات مي‌بايست اطلاعات و مشخصات موجوديها را با عينيت موجودي مطابقت نمايند. سرپرست شمارش انبار در تمام مدت شمارش، بر عمليات گروههاي شمارش تحت سرپرستي نظارت داشته و پس از دريافت، برگه هاي شمارش را كنترل و تائيد نمايد، و به مسئول هماهنگي تحويل مي‌دهد. علاوه بر نظارت سرپرستان شمارش انبار مسئول هماهنگي نيز بر عمليات شمارش نظارت داشته و هرگونه نارسايي و اشكال را به كميته شمارش منعكس خواهد نمود. مضافاً اينكه كليه برگه هاي باطل شده و استفاده نشده مي‌بايست به مسئول هماهنگي تحويل گردد. پس از دريافت برگه هاي شمارش و كنترل آن، برگه ها به سرپرست ثبت شمارش تحويل مي‌گردد. پس از كنترل و تائيد برگه ها از نظر مندرجات، آنها را با فهرست كنترل برگه موجودي مطابقت و سپس در صورت موجوديها وارد نموده و نسبت به مطابقت اقلام با شمارش اول و دوم اقدام مي‌نمايد. در صورت وجود مغايرات و اهميت اقلام از نظر ماهيت، اقدام به شمارش سوم خواهد شد. در غير اين صورت شمارش كمتر ملاك مطابقت با موجودي طبق كارتهاي انبار و حسابداري انبار و قيمت گذاري قرار خواهد گرفت.

2- شمارش سوم: مغايرات به كميته شمارش منعكس و اقلام مورد نظر توسط تيمي متشكل از بازرس قانوني و مسئول هماهنگي، سرپرست شمارش انبار مربوطه و سرپرست انبار مربوطه مورد شمارش قرار گرفته
و شمارش سوم مورد قبول خواهد بود.

شمارش كالاهاي اماني
الف) جهت اقلام اماني مؤسسه نزد ديگران تائيديه‌اي دال بر مقدار موجودي اخذ گرديده و در صورت اهميت مشاهده عيني نيز خواهد شد.
ب) اقلام اماني ديگران نزد مؤسسه مانند ساير موجوديها، شمارش و بر روي برگ شمارش كالاي اماني نزد ديگران درج مي‌گردد.

شمارش موجوديهاي بسته بندي شده
درخصوص موجوديهاي بسته بندي شده كه ميزان موجودي آنها مشخص مي‌باشد، تعدادي به صورت نمونه باز و دقيقاً شمارش شود و در صورت صحت و نداشتن مغايرات بقيه بسته ها شمارش شده و در برگ شمارش درج گردد.

اقدامات سرپرستي در شمارش موجودي
اقدامات زير مي‌بايست توسط سرپرست ثبت و شمارش موجوديها صورت گيرد:
◄ كنترل تسلسل برگه هاي شمارش و مطابقت با فهرست كنترل.
◄ تكميل فهرست شمارش موجوديها و تعيين مغايرات.
◄ پيگيري مغايرات شمارش نهايي با كارتهاي انبار و حسابداري انبار و بررسي علل آن.
◄ احتساب ورود و خروج كالا در حين انبارگرداني در موجودي پايان سال مورد شمارش.
ساير موارد
1-6) در هنگام انبارگرداني هيچ جنسي نبايد از انبار خارج يا وارد شود، چنانچه درحين شمارش صدور جنس از انبار ضروري باشد، بايد برگهاي صدور توسط سرپرست شمارش انبار و هماهنگ كننده امضاء شده و در ضمن بر روي مدارك مزبور مشخص شود كه اقلام فوق، در چه مرحله‌اي از شمارش (قبل شمارش اول- دوم يا سوم) از انبار خارج گرديده است تا امكان مقايسه مقدار اقلام شمارش شده در شمارش اول تا سوم فراهم آيد.
2-6) در صورت ورود اقلام جديد به انبار، اين اقلام با موجوديهاي انبار مخلوط نشده و در محل جداگانه‌اي تا پايان شمارش نگهداري مي‌شود.
3-6) در طي دوره شمارش در پايان هر روز كليه دربهاي انبار با حضور سرپرست شمارش قفل مي‌گردد تا از هرگونه نقل و انتقال غير مجاز جلوگيري بعمل آيد.

4-6) مدارك موجودي انبار تحت هيچ شرايطي نبايد دراختيار مسئول شمارش قرار گيرد.
5-6) درپايان شمارش اول لازم است فرد ذيصلاحي كه در مورد اقلام موجودي شناسايي كامل دارد (خصوصاً در مورد اقلام عمده و مهم) كنترلهاي لازم را از نظر تطابق ماهيت اجناس شمارش شده با اطلاعات منعكس دربرگهاي شمارش انجام دهد.
بپيوست نمونه فرمهاي مورد استفاده در شمارش موجوديها ارائه مي‌گردد.

(لازم بذكر است كه فرمهاي پيوست تنها به جهت ارائه نمونه جهت استفاده كنندگان اين آئين نامه تهيه شده و با توجه به وضعيت مؤسسات و پروژه هاي مختلف قابل تغيير مي‌باشد.)



دستورالعمل شمارش موجوديها

بطور كلي مراحل شمارش را مي‌توان بشرح ذيل تقسيم بندي نمود:

قبل ازشروع شمارش
در جريان شمارش
بعد از پايان شمارش

مرحله اول- قبل از شروع شمارش
1- تهيه نقشه كاملي ازمحل نگاهداري و تعيين نحوه انبار شدن موجوديها در اين اماكن (از قبيل نگاهداري در قفسه، روي زمين، در فضاي باز، در بسته بندي و غيره).
2- تعيين تاريخ مشخص و ساعت معين و دقيق جهت شروع شمارش انواع موجوديها و تخصيص روزها يا ماههاي مشخص به شمارش موجوديهاي خاص با توجه به حجم و مقدار آنها.
3- مشخص نمودن اسامي و مسئوليت افراد شركت كننده در مراحل مختلف موجودي‌گيري.
4- تعيين تيمهاي شمارش دو نفري (يك نفر شمارش كننده و نفر ديگر صورت بردار) و تعيين سرپرست براي تيمهاي شمارش كه اهم وظايف سرپرستان بشرح ذيل مي‌باشد:

بررسي موقعيت انبارها قبل از شمارش، دريافت برگهاي سفيد شمارش كه داراي شماره سريال چاپي باشند، نظارت در توزيع صحيح و كافي برگهاي شمارش به قسمتهاي مختلف، اطمينان از اينكه دركليه موجوديها برگ شمارش الصاق شده باشد، راهنمائي تيمهاي شمارش، رسيدگي و رفع مشكلاتي كه احياناً هنگام شمارش پيش مي‌آيد، اطمينان از جمع آوري كليه برگهاي شمارش بعد از اتمام شمارش و مسترد كردن آنها به واحد مالي مؤسسه.

5- تعيين تيم كنترل به سرپرستي يك مقام مسئول و با همكاري چند تن ديگر وظيفه اين تيم كنترل اقلام شمارش شده بر اساس روش نمونه گيري مي‌باشد. افراد اين تيم اقلام كنترل شده را در برگهاي شمارش مشخص نموده و كنار هر يك از اقلام پاراف مي‌نمايد.
6- تهيه برگهاي شمارش (نسخه اول براي حسابداري، نسخه دوم براي حسابرسان، نسخه سوم جهت بايگاني).


7- شماره گذاري برگهاي شمارش و تخصيص تعداد كافي از آنها براي شمارش موجوديهاي هر قسمت با توجه به حجم و تعداد موجوديها.
8- تهيه يك دفتر راهنما براي ثبت شمارش برگهاي شمارش و نحوه تخصيص آنها بين انبارهاي مختلف و اخذ رسيد از سرپرست تيمهاي شمارش در همين دوره.
9- بررسي وضع انبارها از نظر موقعيت قرار گرفتن موجوديها و احياناً اصلاح اين وضع و تاكيد به انبارداران جهت احتراز از پراكندگي موجوديها و احياناً شمارش تكراري يا از قلم افتادن آنها بترتيبي كه در موقع شمارش، تيمهاي شركت كننده در كمترين وقت و با بيشترين دقت ممكن بتوانند موجودي‌گيري بنمايند.
10- تهيه وسايل لازم جهت شمارش موجوديها از قبيل ترازو، قپان، متر، ليفت تراك، نردبان و ... با در نظر گرفتن ماهيت كالاي شمارش شونده.
11- تنظيم برنامه توقف تحويل و توليد كالا در روزهاي شمارش (در صورت امكان) و اعلام قبلي روز يا روزهاي شمارش به كليه قسمتها به منظور تامين مواد ضروري جهت توليد، تاكيد به انبارداران براي احتراز از دريافت و صدور كالا در جريان شمارش.
12- الصاق برگهاي شمارش بر روي موجوديها در روز قبل از شروع موجودي‌گيري.
13- مشخص كردن كالاهاي زير از طريق نصب برچسبهاي رنگي يا زدن رنگ يا وسيله ديگر.
الف: كالاي اماني ديگران نزد مؤسسه (درصورت وجود).
ب: اثاثيه و امواليكه جزو دارائيهاي ثابت مؤسسه مي‌باشند ولي در انبارنگهداري مي‌گردند مانند ابزار و ادوات، بخاري دستي و شوفاژ برقي (درصورت وجود).
ج: لوازم و اجناس قراضه دست دوم و بي ارزش مانند ظروف خالي مواد اوليه (در صورت وجود).
د: اقلاميكه به هنگام خريد مستقيماً به حساب هزينه منظور مي‌شوند اما مصرف آنها تدريجي مي‌باشد مانند نوشت افزار، رنگ و پيچ و مهره (درصورت وجود).
و: اقلام ناباب.
ه: اقلام كم مصرف يا كم گردش، بدون مصرف يا بدون گردش.
ي: اقلام صدمه ديده.
اقلام فوق مي‌بايستي در برگهاي شمارش دقيقاً مشخص گردند و در صورت لزوم از برگهاي شمارش جداگانه استفاده گردد.
14- تهيه فهرست كاملي از موجوديهاي مؤسسه‌كه بطور اماني‌نزد اشخاص ثالث نگهداري مي‌گردد و دريافت


تاييديه در اين خصوص از اشخاص ثالث.
15- قبل از شروع شمارش سرپرستان تيمهاي شمارش با مراجعه به كليه انبارها بايستي شماره آخرين رسيدها و حواله هاي هر يك از انبارها را يادداشت نمايند. (اين موضوع شامل كليه مواد اوليه، كالاي در جريان ساخت، كالاي فروش رفته، لوازم يدكي و غيره خواهد بود).
مرحله دوم- در جريان شمارش
16- در ساعت شروع شمارش، تيمهاي شمارش بايستي با مراجعه به محل‌هائيكه از قبل تعيين گرديده‌اند شروع به شمارش نموده و برگهاي شمارش را تكميل نموده امضاء نمايند.
17- سرپرستان شمارش مسئول نظارت بر دقت عمل و رعايت دستورالعمل شمارش توسط شمارش‌گران مي‌باشند.
18- تيمهاي كنترل با مراجعه به قيمتهاي شمارش شده، شمارش مجدد نموده و در صورت مشاهده اختلاف عمده باطلاع سرپرستان تيمهاي شمارش درخواست تجديد شمارش مناطق مشكوك را مي‌نمايند. تجديد شمارش در برگهاي شمارش بايستي مشخص باشد.
19- نظارت بر عدم شمارش تكراري اقلام، از قلم افتادن بعضي از اقلام، عدم انتقال كالا و اجناس در حين شمارش بعهده سرپرستان تيمهاي شمارش و تيمهاي كنترل مي‌باشد.
مرحله سوم- بعد از پايان شمارش
20- جمع آوري كليه برگهاي شمارش توسط سرپرستان شمارش و اطمينان از اينكه كليه برگهاي شمارش در اختيار سرپرستان قرار داده شده و امضاء كليه اوراق شمارش توسط ايشان.
21- تسليم برگهاي شمارش توسط سرپرستان به امورمالي و امضاء و مطابقت آنها با دفتر راهنماي برگهاي شمارش بمنظور اطمينان از برگشت كليه اوراق شمارش.
22- تهيه صورت خلاصه‌اي از اقلام مشابه موجودي از روي برگهاي شمارش موجودي بترتيبي كه از يك توع موجودي فقط يك سرفصل و مقدار در فهرست خلاصه وجود داشته باشد.
23- مطابقت فهرست خلاصه مذكور در بند قبل با كارتهاي‌حسابداري انبار‌ و استخراج اختلافات في‌ما بين.
24- پيگيري اختلافات و تحقيق در خصوص علل بروز اختلافات و رفع آنها، در صورت عدم رفع اختلافات در كارتهاي حسابداري انبار تعديل گردد.
25- قيمت گذاري موجوديها بر اساس يكي از روشهاي معمول (اولين صادره از اولين وارده، اولين صادره از آخرين وارده، ميانگين ساده، ميانگين موزون و ...) كه مؤسسه مورد استفاده قرار مي‌دهد.
روش صحيح ارزيابي موجوديها اينستكه موجوديها به اقل قيمت تمام شده يا قيمت بازار ارزيابي گردند.



نكات قابل توجه در تهيه دستورالعمل انبارگرداني
1-نكاتي كه بايد قبل از شمارش از طرف مسئولين مؤسسه مورد توجه قرار گيرد:
1-1) انتخاب شخصي مسئول بعنوان هماهنگ كننده انبارگرداني. اين شخص سرپرستي عمليات شمارش را بعهده خواهد گرفت.
2-1) دستورالعمل تهيه شده توسط هماهنگ كننده كاملاً مورد بررسي قرار خواهد گرفت و در صورت وجود اشكال و قبل از شروع عمليات شمارش بايد با مسئولين مؤسسه و مؤسسه حسابرسي تماس حاصل شود.
3-1) روزها و ساعات شمارش انبار بايد مشخص گردد و به قسمتهاي مختلف بصورت كتبي اطلاع داده شود كه انبار در روزهاي تعيين شده تعطيل خواهد بود، لذا لازم است جهت برآورد احتياجات خود قبل از روزهاي تعيين شده به انبار مراجعه نمايند (متذكر مي شود، هرگاه درحين انبارگرداني بنا بر ضرورت احتياج به نقل و انتقال موجوديها باشد، بايستي كليه نقل و انتقالات تحت نظارت حسابرسان انجام گيرد.)
4-1) گروههاي شمارش بايد با ذكر اسامي قبلاً تعيين و آموزش كافي داده شوند. لازم است به آنان تذكر داده شود تا در حين عمليات اگر به مسئله‌اي برخورد نمودند بايد با هماهنگ كننده موجودي برداري تماس حاصل نمايند.
5-1) هماهنگ كننده موجودي برداري قبلاً انبار يا انبارها را مورد بازديد قرار دهد و مطمئن گردد كه:
1-5-1) اقلام بشكلي چيده شده باشد تا شمارش به آساني انجام پذير باشد.
2-5-1) موجوديهايي كه به آساني شناخته نمي شوند به كمك مسئولين انبار و نوشتن شماره صحيح يا شرح كامل، مشخص شوند.
3-5-1) اقلام ناباب، اسقاط و همچنين اجناس بدون استفاده از ساير اقلام جدا شده باشند.
4-5-1) براي آنكه موجوديهاي اماني (اجناس ديگران نزد مؤسسه) در شمارش موجوديهاي مؤسسه بحساب نيايند بايد از ساير موجوديها جدا و مشخص چيده شوند.
5-5-1) نام و ساير مشخصات اجناس بطور واضح نوشته شده و بر روي قفسه اجناس يا خود اجناس نصب يا گذارده شده باشد.
6-1) براي آسانتر شدن امر شمارش بايد برگه هاي شمارش در دو نسخه تنظيم و از پيش آماده و شماره گذاري شده باشد. هماهنگ كننده موجودي برداري مسئول كنترل صدور اين برگه ها بوده و لازم است كه حساب تعداد برگه هاي صادر شده (تسليم شده) به شمارش كنندگان را نگهدارد. براي كنترل دقيق برگه ها لازم است برگه هاي باطل شده (بهر دليل) همراه با برگه هاي استفاده شده به هماهنگ كننده تسليم گردد.

7-1) پيش از اجراي موجودي برداري آخرين شماره مدارك ثبت گردش موجوديها مانند برگ صدور كالا، رسيد كالا و غيره به هماهنگ كننده موجودي برداري گزارش گردد.
8-1) مشخصات و تعداد (مقدار) اجناس موجود در قسمت دريافت كالا به هم‌آهنگ كننده موجودي برداري اطلاع داده شود تا ايجاد بدهي براي مؤسسه قابل كنترل باشد.
9-1) تسليم گزارش اجناس موجودي در قسمت صدور كالا نيز مانند بند فوق بايد به هماهنگ كننده موجودي برداري اطلاع داده شود تا اطمينان حاصل شود، براي اين دسته از اجناس فاكتور صادر گرديده است يا جزو موجوديها بحساب آمده است.
10-1) براي جلوگيري از شمارش مجدد و يا شمارش نشدن قسمتي از موجوديها لازم است در مدت زمان موجودي برداري جابجايي اجناس بين قسمتهاي مختلف تا آنجا كه ممكن است انجام نشود.

2-مواردي كه بايد طي شمارش مورد توجه قرار گيرند:
1-2) موجودي برداري بوسيله گروه هاي دو نفري انجام شود. يك فرد عمل شمارش را انجام داده و فرد ديگر ضمن تائيد شمارش آنرا ثبت نمايد. تا آنجا كه امكان دارد يكي از افراد گروه دو نفري بايد بگونه اي انتخاب گردد كه با موجوديها آشنا بوده و به آساني بتوانند نوع و مشخصات موجوديها را با مشخصات ثبت شده تطبيق داده شود و در صورتيكه مشخصات بر روي اجناس نصب نشده باشد بتواند مشخصات و نوع اجناس را تشخيص دهد.
1-1-2) چنانچه موجوديهايي بر اساس وزن ثبت مي شنود، اطمينان حاصل شود تا وسايل لازم براي توزين موجوديها در دسترس باشد.
2-2) ترجيحاً موجوديها دو بار و هر بار بوسيله يك گروه دو نفري متفاوت شمارش گردد.
3-2) براي جلوگيري از دوباره شمارش شدن يا شمارش نشدن پاره اي از موجوديها، شمارش بايستي بشكل اصولي انحام پذيرد. مثلاً موجوديها را رديف به رديف (از ابتدا تا انتها) شمارش نموده و اجناس شمارش شده را با علامت گذاري مشخص نمايند.
4-2) امضاء تمام برگه هاي شمارش و هر گونه اصلاح در آنها بوسيله هر دو گروه شمارش كننده ضروري است.
5-2) موجوديهاي معيوب، فاسد، كم مصرف و غير استاندارد بايد با ذكر مورد در برگه ها ثبت گردد.
6-2) بطور نمونه بايد محتويات تعدادي از موجوديهاي سربسته توسط گروههاي شمارش كننده مورد شمارش قرارگيرد.


3-مواردي كه بايد پس از پايان موجودي برداري مورد نظر قرار گيرد:
1-3) كليه برگه هاي شمارش (شامل برگه هاي استفاده شده، باطل شده و استفاده نشده) براي هماهنگ كننده موجودي برداري براي كسب اطمينان از استفاده درست و بجا از تمام برگه هاي شمارش ارسال شوند.
2-3) چنانچه نتيجه شمارش توسط دو گروه اختلافي را نشان دهد يا نتيجه شمارش با مدارك دائمي موجوديها اختلاف داشته باشد، شمارش دوباره آنها با حضور هر دو گروه شمارش كننده و حسابرسان براي مشخص نمودن عدد نهايي و درست لازم مي باشد.
3-3) پس از خاتمه شمارش، چنانچه هر گونه اصلاحي در برگه هاي شمارش لازم باشد بايد هر گونه اقدام با آگاهي حسابرسان و تائيد هم‌آهنگ كننده موجودي برداري باشد.
4-3) بايد نتيجه بدست آمده با مدارك دائمي (در صورتيكه وجود داشته باشند) و حساب كنترل در دفاتر مقايسه شوند.
5-3) بررسي مغايرات و اصلاح مدارك پس از تائيد هماهنگ كننده موجودي برداري امكان پذير خواهد بود.
6-3) برگه هاي شمارش و صورت جلسات بايد بوسيله كليه مسئولين (شمارش كنندگان، هماهنگ كننده موجودي برداري و حسابرس داخلي) امضاء شود.
7-3) يك نسخه از دو نسخه مورد استفاده بايد بلافاصله براي حسابرسان ارسال شود.

اجزای صورتهای مالی اساسی :

صورتهای مالی اساسی :

1 ترازنامه

2 صورت سود وزیان

3 صورت سود و زیان جامع

4 صورت جریان وجوه نقد

دوم

یادداشتهای توضیحی

استاندارد حسلبرسی 230

کلیات

دامنه کاربرد

1 . در این استاندارد، مسئولیت حسابرس در ارتباط با تهیه مستندات حسابرسی در حسابرسی صورتهای مالی مطرح می‌شود. فهرست سایر استانداردهای حاوی الزامات و راهنماییهای ویژه مربوط به مستندات در پیوست این استاندارد ارائه شده است. الزامات ویژه مربوط به مستندات در سایر استانداردها، کاربرد این استاندارد را محدود نمی‌کند. قوانین یا مقررات نیز ممکن است الزامات بیشتری را برای مستندات مقرر کند.

ماهیت و اهداف مستندات حسابرسی

2 . مستندات حسابرسی که در تهیه آنها الزامات این استاندارد و الزامات ویژه سایر استانداردهای مربوط رعایت شده باشد، شواهد زیر را فراهم می‌کند:

الف ـ شواهد پشتوانه نتیجه‌گیری حسابرس در خصوص دستیابی به اهداف کلی حسابرس[1]، و

ب ـ شواهد انجام حسابرسی طبق استانداردهای حسابرسی و الزامات قانونی و مقرراتی مربوط.

3 . مستندات حسابرسی منجر به دستیابی به اهداف دیگری، از جمله موارد زیر، می‌شود:

  • کمک به تیم حسابرسی در برنامه‌ریزی و انجام حسابرسی.
  • کمک به سرپرست تیم حسابرسی برای هدایت و سرپرستی کار، و ایفای مسئولیتهای بررسی کار طبق استاندارد 220[2].
  • قادر ساختن تیم حسابرسی به پاسخگویی در مورد کار خود.
  • نگهداری سوابق موضوعات عمده مربوط برای حسابرسیهای آتی.
  • امکان‌پذیر کردن بازبینی و بررسی کنترل کیفیت طبق استاندارد کنترل کیفیت 1[3].
  • امکان‌پذیر کردن بازبینی برون‌سازمانی طبق الزامات قانونی و مقرراتی یا سایر الزامات مربوط.

تاریخ اجرا

4 . این استاندارد برای حسابرسی صورتهای مالی که دوره مالی آنها از اول فروردین 1395 و پس از آن شروع می‌شود، لازم‌الاجراست.

هدف

5 . هدف حسابرس از تهیه مستندات حسابرسی تأمین موارد زیر است:

الف ـ مدارک کافی و مناسب پشتوانه گزارش حسابرس، و

ب ـ شواهد برنامه‌ریزی و انجام حسابرسی طبق استانداردهای حسابرسی و الزامات قانونی و مقرراتی مربوط.

تعاریف

6 . در این استاندارد، اصطلاحات زیر با معانی مشخص شده برای آنها بکار رفته است:

الف ـ پرونده حسابرسی - یک یا چند پوشه یا سایر ابزارهای ذخیره‌سازی داده‌ها، به شکل فیزیکی یا الکترونیکی، که شامل سوابقی است که مستندات یک کار حسابرسی را تشکیل می‌دهد.

ب ـ حسابرس با تجربه - فردی که دارای تجربه عملی حسابرسی، و شناخت معقولی از موارد زیر است:

1 . فرایندهای حسابرسی،

2 . استانداردهای حسابرسی و الزامات قانونی و مقرراتی مربوط،

3 . محیط تجاری حوزه فعالیت واحد تجاری، و

4 . موضوعات حسابرسی و گزارشگری مالی مربوط به صنعت واحد تجاری.

پ ـ مستندات حسابرسی ـ مدارک مربوط به روشهای حسابرسی اجرا شده، شواهد حسابرسی کسب شده، و نتایج به دست آمده توسط حسابرس (گاهی اوقات اصطلاح ”کاربرگهای حسابرسی“ نیز برای مستندات حسابرسی استفاده می‌شود).

الزامات

تهیه به موقع مستندات حسابرسی

7 . حسابرس باید مستندات حسابرسی را به موقع تهیه کند. (رک: بند ت-1)

مستندات روشهای حسابرسی اجرا شده و شواهد حسابرسی کسب شده

شکل، محتوا و میزان مستندات حسابرسی

8 . حسابرس باید مستندات حسابرسی را به گونه‌ای تهیه کند که برای درک موارد زیر توسط یک حسابرس با تجربه، بدون هیچ‌گونه ارتباط قبلی با کار حسابرسی مورد نظر، کافی باشد: (رک: بندهای ت-2 تا ت-5، ت-16 و ت-17)

الف ـ ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان روشهای حسابرسی اجرا شده طبق استانداردهای حسابرسی و الزامات قانونی و مقرراتی مربوط، (رک: بندهای ت-6 و ت-7)

ب ـ نتایج حاصل از روشهای حسابرسی اجرا شده، و شواهد حسابرسی کسب شده، و

پ ـ موضوعات عمده مشخص شده در جریان حسابرسی، نتیجه‌گیری انجام شده در مورد آنها و قضاوتهای حرفه‌ای عمده در دستیابی به آن نتایج. (رک: بندهای ت-8 تا ت-11)

9 . در مستندسازی ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان روشهای حسابرسی اجرا شده باید موارد زیر ثبت شود:

الف ـ ویژگیهای معرف اقلام یا موضوعات خاص آزمون شده، (رک: بند ت-12)

ب ـ نام شخص انجام‌دهنده کار حسابرسی و تاریخ تکمیل آن کار، و

پ ـ نام شخص بررسی‌کننده کار حسابرسی و تاریخ و میزان این بررسی. (رک: بند ت-13)

10 . حسابرس باید مذاکراتی که با مدیران اجرایی، ارکان راهبری، و سایر اشخاص درخصوص موضوعات عمده، شامل ماهیت موضوعات عمده مورد مذاکره و زمان مذاکره و شخص مذاکره شونده داشته است را مستند کند. (رک: بند ت-14)

11 . چنانچه حسابرس اطلاعاتی کسب کند که با نتیجه‌گیری نهایی وی درباره یک موضوع عمده در تناقض باشد، باید نحوه برخورد با این تناقض را مستند کند. (رک: بند ت-15)

انحراف از یک الزام مربوط

12 . در شرایط استثنایی، چنانچه حسابرس به این نتیجه برسد که انحراف از یک الزام مربوط در یک استاندارد، اجتناب‌ناپذیر است باید نحوه دستیابی به هدف آن الزام از طریق اجرای روشهای حسابرسی جایگزین، و همچنین دلایل انحراف از الزام مذکور را مستند کند. (رک: بندهای ت-18 و ت-19)

وقایع پس از تاریخ گزارش حسابرس

13 . در شرایط استثنایی، چنانچه حسابرس پس از تاریخ گزارش حسابرس، روشهای حسابرسی جدید یا اضافی را اجرا ‌کند یا به نتایج جدیدی برسد، باید موارد زیر را مستند کند: (رک: بند ت-20)

الف ـ شرایط پیش آمده،

ب ـ روشهای حسابرسی جدید یا بیشتر اجرا شده، شواهد حسابرسی کسب شده، و نتیجه‌گیری انجام شده، و اثر آنها بر گزارش حسابرس، و

پ ـ نام فرد تغییر دهنده مستندات حسابرسی و تاریخ آن، و نام فرد بررسی کننده این تغییرات و تاریخ بررسی.

تنظیم نهایی پرونده حسابرسی

14 . حسابرس باید مستندات حسابرسی را در پرونده حسابرسی نگهداری کند و فرایند اداری تنظیم نهایی پرونده حسابرسی را در مدت زمان مناسب پس از تاریخ گزارش حسابرس، به انجام رساند. (رک: بندهای ت-21 و ت-22)

15 . پس از تنظیم نهایی پرونده حسابرسی، حسابرس نباید مستندات حسابرسی را پیش از پایان دوره نگهداری آن حذف یا امحا کند. (رک: بند ت-23)

16 . در مواردی به جز موارد مطرح شده در بند 13، اگر به نظر حسابرس، تعدیل مستندات حسابرسی فعلی یا افزودن مستندات حسابرسی جدید بعد از تنظیم نهایی پرونده حسابرسی، ضرورت یابد، باید صرفنظر از ماهیت تعدیلات یا اضافات، موارد زیر را مستند کند: (رک: بند ت-24)

الف ـ دلایل خاص انجام تعدیلات یا اضافات، و

ب ـ نام فرد تعدیل کننده یا اضافه کننده و تاریخ آن، و نام فرد بررسی کننده و تاریخ بررسی این تعدیلات.

***

توضیحات کاربردی

تهیه به موقع مستندات حسابرسی (رک: بند 7)

ت-1. تهیه به موقع مستندات حسابرسی کافی و مناسب به افزایش کیفیت حسابرسی کمک می‌کند و بررسی و ارزیابی اثربخش شواهد حسابرسی کسب شده و نتایج به دست آمده را پیش از نهایی شدن گزارش حسابرس، تسهیل می‌نماید. مستندات تهیه شده در زمان انجام کار حسابرسی معمولاً بهتر از مستنداتی است که پس از آن تهیه می‌شود.

مستندات روشهای حسابرسی اجرا شده و شواهد حسابرسی کسب شده

شکل، محتوا و میزان مستندات حسابرسی (رک: بند 8)

ت-2. شکل، محتوا و میزان مستندات حسابرسی به عواملی چون موارد زیر بستگی دارد:

  • اندازه و پیچیدگی واحد تجاری.
  • ماهیت روشهای حسابرسی که قرار است اجرا شود.
  • خطرهای تحریف بااهمیت مشخص شده.
  • اهمیت شواهد حسابرسی کسب شده.
  • ماهیت و میزان موارد استثنای مشخص شده.
  • نیاز به مستندسازی نتیجه‌گیری یا مبانی نتیجه‌گیری که به آسانی از مستندات کار انجام شده یا شواهد حسابرسی کسب شده قابل تشخیص نیست.
  • روش اجرای حسابرسی و ابزارهای استفاده شده.

ت-3. مستندات حسابرسی را می‌توان به صورت کاغذی، الکترونیکی یا روشهای دیگر تهیه کرد. نمونه‌هایی از مستندات حسابرسی عبارتند از:

  • برنامه‌های حسابرسی.
  • تجزیه و تحلیلها.
  • شرح موضوعات شامل نکات حسابرسی.
  • خلاصه موضوعات عمده.
  • تأییدیه‌های برون‌سازمانی و تأییدیه مدیران.
  • چک‌لیستها.
  • مکاتبات (شامل پست الکترونیکی) مربوط به موضوعات عمده.

خلاصه یا تصویر مدارک واحد تجاری (برای مثال، قراردادها و موافقتنامه‌های عمده و ویژه) می‌تواند جزء مستندات حسابرسی باشد. اما، مستندات حسابرسی نمی‌تواند جایگزین اسناد و مدارک حسابداری واحد تجاری شود.

ت-4. نیازی نیست حسابرس پیش‌نویس‌های اولیه کاربرگها و صورتهای مالی، یادداشتهای ناقص یا مقدماتی، نسخه‌های قبلی مستندات اصلاح شده به دلیل اشتباهات تایپی یا سایر اشتباهات، و نسخه‌های تکراری را به عنوان مستندات حسابرسی نگهداری کند.

ت-5. توضیحات شفاهی حسابرس، به تنهایی، پشتوانه‌ای کافی برای کار حسابرسی انجام شده یا نتایج به دست آمده نمی‌باشد، اما می‌تواند برای تشریح یا شفاف‌سازی اطلاعات منعکس در مستندات حسابرسی مورد استفاده قرار گیرد.

مستندات رعایت استانداردهای حسابرسی (رک: بند 8-الف)

ت-6. در اصل، رعایت الزامات این استاندارد باعث می‌شود مستندات حسابرسی با توجه به شرایط موجود، کافی و مناسب باشد. سایر استانداردهای حسابرسی در برگیرنده الزاماتی درخصوص مستندات است که هدف آنها شفاف‌سازی کاربرد این استاندارد در شرایط خاص مربوط به آن استانداردها است. الزامات مربوط به مستندات مطرح شده در سایر استانداردها، کاربرد این استاندارد را محدود نمی‌کند. علاوه بر این، نبود الزامات مربوط به مستندات در یک استاندارد خاص، توجیهی برای عدم تهیه مستندات مربوط به رعایت آن استاندارد نیست.

ت-7. مستندات حسابرسی فراهم کننده شواهدی مبنی بر انجام حسابرسی طبق استانداردهای حسابرسی است. اما مستندسازی تمام موضوعات بررسی شده، یا قضاوتهای حرفه‌ای انجام شده در حسابرسی، نه ضروری و نه عملی است. علاوه بر این، ضرورت ندارد حسابرس موضوعاتی که مستندات موجود در پرونده حسابرسی اثبات کننده انجام آنها است را به صورت جداگانه‌ (برای مثال، در یک چک‌لیست) مستند کند. برای مثال:

  • وجود مستندات کافی مربوط به طرح کلی حسابرسی، انجام برنامه‌ریزی توسط حسابرس را اثبات می‌کند.
  • وجود قرارداد حسابرسی امضا شده در پرونده حسابرسی، شرایط توافق شده بین مؤسسه حسابرسی و مدیران اجرایی و در صورت لزوم ارکان راهبری واحد تجاری را اثبات می‌کند.
  • گزارش حسابرس حاوی اظهارنظر مشروط، رعایت الزامات مربوط به اظهارنظر مشروط طبق شرایط مشخص شده در استانداردهای حسابرسی مربوط را اثبات می‌کند.
  • در ارتباط با الزاماتی که عموماً در جریان حسابرسی کاربرد دارند، ممکن است روشهای متعددی برای اثبات رعایت آنها در پرونده حسابرسی وجود داشته باشد. برای مثال:
  • برای اثبات اینکه تردید حرفه‌ای حسابرس مستند شده است، ممکن است تنها یک روش وجود نداشته باشد. با این وجود، مستندات حسابرسی ممکن است فراهم کننده شواهدی درخصوص اعمال تردید حرفه‌ای توسط حسابرس طبق استانداردهای حسابرسی باشد. چنین شواهدی ممکن است در برگیرنده روشهای خاص اجرا شده برای تأیید پاسخهای مدیران اجرایی به سؤالات حسابرس باشد.
  • همچنین، شواهد مربوط به رعایت استانداردهای حسابرسی توسط مدیر مسئول کار حسابرسی در ایفای مسئولیت هدایت، سرپرستی و عملکرد حسابرسی، ممکن است به چندین روش مستند شود. این امر ممکن است شامل مستندات مشارکت به موقع مدیر مسئول کار حسابرسی در جنبه‌های مختلف کار حسابرسی، از قبیل مشارکت در مذاکرات اعضای تیم حسابرسی طبق الزامات استاندارد 315[4] باشد.

مستندات موضوعات عمده و قضاوتهای حرفه‌ای مربوط (رک: بند 8-پ)

ت-8. قضاوت در مورد عمده بودن یک موضوع، مستلزم تحلیل بی‌طرفانه واقعیتها و شرایط موجود است. نمونه‌هایی از موضوعات عمده شامل موارد زیر است:

  • موضوعاتی که به خطرهای عمده (طبق تعریف استاندارد 315[5]) می‌انجامد.
  • نتایج حاصل از اجرای روشهای حسابرسی که بیانگر (الف) احتمال تحریف بااهمیت صورتهای مالی، یا (ب) لزوم تجدیدنظر در ارزیابی قبلی حسابرس از خطرهای تحریف بااهمیت و برخورد حسابرس با آن خطرها باشد.
  • شرایطی که در اجرای روشهای حسابرسی لازم، برای حسابرس مشکل عمده‌ای پدید می‌آورد.
  • یافته‌هایی که می‌تواند به ارائه اظهارنظر تعدیل شده یا افزودن بند تأکید بر مطلب خاص در گزارش حسابرس منجر شود.

ت-9. یکی از عوامل مهم در تعیین شکل، محتوا و میزان مستندات حسابرسی برای موضوعات عمده، میزان قضاوت حرفه‌ای اعمال شده در انجام کار حسابرسی و ارزیابی نتایج است. مستندات قضاوتهای حرفه‌ای عمده به تشریح نتایج حسابرسی و افزایش کیفیت قضاوت کمک می‌کند. این موضوعات برای افراد مسئولی که مستندات حسابرسی را بررسی می‌کنند، از جمله افرادی که در حسابرسیهای بعدی، تداوم عمده بودن این نکات را بررسی می‌کنند (برای مثال، زمانی که براوردهای حسابداری قبلی مورد بررسی مجدد قرار می‌گیرد) قابل استفاده است.

ت-10. نمونه‌هایی از شرایطی که در آن، طبق الزامات بند 8، تهیه مستندات حسابرسی مربوط به استفاده از قضاوت حرفه‌ای، از جمله در مواردی که موضوعات و قضاوتها عمده هستند، مناسب است، عبارتند از:

  • دلایل نتیجه‌گیری حسابرس زمانی که طبق یک الزام خاص، باید به اطلاعات یا عوامل معینی توجه کند، و این توجه در ارتباط با یک کار خاص، مهم تلقی می‌شود.
  • مبنای نتیجه‌گیری حسابرس در مورد معقول بودن قضاوتهای ذهنی (برای مثال، معقول بودن براوردهای حسابداری عمده).
  • مبنای نتیجه‌گیری حسابرس درباره اعتبار یک سند در مواردی که با توجه به شرایط مشخص شده در جریان حسابرسی، حسابرس به این نتیجه برسد که آن سند اعتبار ندارد و انجام بررسیهای بیشتر، نظیر استفاده از کار یک کارشناس یا دریافت تأییدیه، لازم باشد.

ت-11. حسابرس ممکن است تهیه و نگهداری خلاصه‌ای از موضوعات عمده به عنوان بخشی از مستندات حسابرسی را مفید بداند. در این خلاصه، موضوعات عمده مشخص شده در جریان حسابرسی و نحوه برخورد با آنها توصیف می‌شود یا اینکه به سایر مستندات حسابرسی که حاوی این اطلاعات است، عطف داده می‌شود. چنین خلاصه‌ای می‌تواند به ویژه در کارهای حسابرسی بزرگ و پیچیده‌، باعث تسهیل بازبینی و بررسی اثربخش و کارآمد مستندات حسابرسی گردد. علاوه بر این، تهیه این خلاصه در ارزیابی موضوعات عمده به حسابرس کمک می‌کند. این خلاصه همچنین می‌تواند حسابرس را در تصمیم‌گیری نسبت به اینکه آیا با توجه به روشهای حسابرسی اجرا شده و نتایج به دست آمده، اهداف استانداردهای حسابرسی خاصی وجود داشته که قابل دستیابی نبوده و این امر منجر به عدم دستیابی به اهداف کلی حسابرس شده است یا خیر، یاری کند.

مشخص کردن اقلام یا موضوعات خاص آزمون شده، و افراد تهیه کننده و بررسی کننده (رک: بند 9)

ت-12. ثبت ویژگیهای مشخص کننده اقلام یا موضوعات خاص آزمون شده، و افراد تهیه کننده و بررسی کننده، اهداف متعددی را براورده می‌کند. برای مثال، تیم حسابرسی را قادر به پاسخگویی در مقابل کار خود می‌کند و بررسی موارد استثنا یا تناقض را تسهیل می‌کند. این ویژگیها، بسته به ماهیت روشهای حسابرسی و قلم یا موضوع مورد آزمون متفاوت خواهد بود. برای مثال:

  • در مورد آزمون جزئیات سفارشهای خرید واحد تجاری، حسابرس می‌تواند با استفاده از تاریخ و شماره سفارشهای خرید، اقلام مورد آزمون را مشخص کند.
  • در مورد روشی که مستلزم انتخاب یا بررسی همه اقلام بزرگتر از مبلغ معینی از یک جامعه آماری باشد، حسابرس ممکن است دامنه روش را ثبت و جامعه را مشخص کند (برای مثال، همه ثبتهای بزرگتر از یک مبلغ معین در دفاتر حسابداری).
  • در مورد روشی که مستلزم نمونه‌گیری منظم از یک جامعه مدارک باشد، حسابرس ممکن است مدارک انتخابی را با ثبت منبع آنها، نقطه شروع و فاصله نمونه‌گیری مشخص کند (برای مثال، نمونه‌گیری منظم از برگهای رسید کالا، انتخابی از گزارشهای رسید کالای ثبت شده برای فاصله زمانی از اول تیر تا پایان آذر، با شروع از برگ رسید کالای شماره 345 و فاصله نمونه‌گیری 25).
  • در مورد روشی که مستلزم پرس و جو از کارکنان مربوط در واحد تجاری باشد، حسابرس ممکن است تاریخهای پرس و جو و اسامی و عنوان شغلی کارکنان مورد نظر را ثبت کند.
  • در مورد روشی که مستلزم مشاهده باشد، حسابرس ممکن است فرایند یا موضوع مورد مشاهده، افراد مربوط، مسئولیتهای آنها، و تاریخ و محل انجام مشاهده را ثبت کند.

ت-13. طبق استاندارد 220[6]، حسابرس ملزم است از طریق بررسی مستندات حسابرسی، کار حسابرسی انجام شده را بررسی ‌کند. الزام به مستند کردن نام فرد بررسی کننده بدین معنی نیست که در تمام کاربرگهای حسابرسی شواهدی از انجام بررسی وجود داشته باشد، با این حال، الزام مذکور بدین معنی است که کار بررسی شده، شخص بررسی کننده، و تاریخ بررسی باید مستند شود.

مستندات مذاکرات با مدیران اجرایی، ارکان راهبری، و اشخاص دیگر درخصوص موضوعات عمده (رک: بند 10)

ت-14. مستندات محدود به سوابق تهیه شده توسط حسابرس نیست بلکه می‌تواند شامل دیگر سوابق مناسب نظیر خلاصه مذاکراتی باشد که توسط کارکنان واحد تجاری تهیه و مورد قبول حسابرس واقع شده است. سایر اشخاصی که حسابرس ممکن است درباره موضوعات عمده با آنها مذاکره کند می‌تواند شامل سایر کارکنان واحد تجاری، و اشخاص برون‌سازمانی، مانند مشاوران حرفه‌ای واحد تجاری باشد.

مستندات نحوه برخورد با موارد متناقض (رک: بند 11)

ت-15. الزام به مستندسازی نحوه برخورد حسابرس با موارد متناقض در اطلاعات به این معنی نیست که حسابرس باید مستندات نادرست یا مازاد و بلااستفاده را نگهداری کند.

ملاحظات خاص واحدهای تجاری کوچک (رک: بند 8)

ت-16. معمولاً مستندات حسابرسی، در حسابرسی واحدهای تجاری کوچک، کمتر از مستندات حسابرسی در حسابرسی سایر واحدهای تجاری است. علاوه بر این، در مواردی که کل کار حسابرسی توسط مدیر مسئول کار انجام می‌شود، مستندات شامل موضوعاتی نمی‌شود که ممکن است صرفاً باید برای آگاهی، و هدایت اعضای تیم حسابرسی، یا به منظور فراهم آوردن شواهدی مبنی بر انجام بررسی توسط سایر اعضای تیم مستند شوند (برای مثال، در شرایطی که درخصوص مذاکرات یا سرپرستی تیم، هیچگونه موضوعی جهت مستندسازی وجود ندارد). با این وجود، مدیر مسئول کار، طبق الزامات بند 8، مستندات حسابرسی را به گونه‌ای تهیه می‌کند که برای یک حسابرس با تجربه قابل درک باشد. مستندات حسابرسی ممکن است توسط اشخاص خارج از مؤسسه با اهداف نظارتی یا سایر اهداف مورد بررسی قرار گیرد.

ت-17. حسابرس یک واحد تجاری کوچک ممکن است در تهیه مستندات حسابرسی، به این نتیجه برسد که ثبت جنبه‌های مختلف حسابرسی به صورت یکجا و در یک کاربرگ و در صورت لزوم، همراه با عطف متقابل به کاربرگهای پشتیبان، مفید و مؤثر است. نمونه‌هایی از موضوعاتی که ممکن است در حسابرسی واحدهای تجاری کوچک، به صورت یکجا مستند شود شامل شناخت واحد تجاری و کنترلهای داخلی آن، طرح کلی و برنامه حسابرسی، سطح اهمیت تعیین شده طبق استاندارد 320[7]، خطرهای ارزیابی شده، موضوعات عمده مشخص شده در جریان حسابرسی، و نتایج به دست آمده است.

انحراف از یک الزام مربوط (رک: بند 12)

ت-18. الزامات استانداردهای حسابرسی برای کمک به حسابرس در دستیابی به اهداف مشخص شده در این استانداردها، و در نتیجه، دستیابی به اهداف کلی حسابرس طراحی شده است. از این رو، حسابرس جز در موارد استثنایی، باید الزامات تمام استانداردهای حسابرسی که بسته به شرایط، مربوط تلقی می‌شوند را رعایت کند.

ت-19. الزامات مربوط به مستندات تنها در مورد الزاماتی کاربرد دارد که بسته به شرایط، مربوط تلقی می‌شوند. تنها در شرایط زیر، یک الزام خاص، مربوط تلقی نمی‌شود[8]:

الف ـ کل استاندارد، مربوط تلقی نشود (برای مثال، اگر واحد تجاری دارای واحد حسابرسی داخلی نباشد، هیچ یک از الزامات استاندارد 610[9] مربوط نخواهد بود)، یا

ب ـ. چنانچه بکارگیری برخی الزامات یک استاندارد منوط به وجود شرایط خاصی باشد و در یک حسابرسی، آن شرایط وجود نداشته باشد (برای مثال، الزام به ارائه اظهارنظر تعدیل شده در صورت وجود محدودیت در کسب شواهد حسابرسی کافی و مناسب، و نبود چنین محدودیتی در کار حسابرسی مورد نظر).

وقایع پس از تاریخ گزارش حسابرس (رک: بند 13)

ت-20. نمونه‌هایی از شرایط استثنایی شامل واقعیتهایی است که حسابرس پس از تاریخ گزارش حسابرس از آن مطلع شده است اما در تاریخ گزارش وجود داشته است و چنانچه حسابرس از آن واقعیتها آگاه می‌شد، ممکن بود صورتهای مالی اصلاح یا نظر حسابرس تعدیل شود[10]. تغییرات حاصل در مستندات حسابرسی طبق مسئولیتهای مرتبط با بررسی کار که در استاندارد 220[11] مطرح شده است، مورد بررسی قرار می‌گیرد. مسئولیت نهایی تغییرات به عهده مدیر مسئول کار است.

تنظیم نهایی پرونده حسابرسی (رک: بندهای 14 تا 16)

ت-21. طبق استاندارد کنترل کیفیت 1، مؤسسات حسابرسی ملزم هستند سیاستها و روشهایی را برای تنظیم به موقع پرونده حسابرسی تعیین‌کنند[12]. معمولاً حداکثر تا 60 روز پس از تاریخ گزارش حسابرس، دوره زمانی مناسبی برای تنظیم نهایی پرونده حسابرسی است[13].

ت-22. تنظیم نهایی پرونده حسابرسی پس از تاریخ گزارش حسابرس، فرایندی اداری است که مشتمل بر اجرای روشهای حسابرسی جدید یا نتیجه‌گیریهای جدید نمی‌باشد. با این حال، در جریان تنظیم نهایی پرونده حسابرسی می‌توان تغییراتی را در مستندات اعمال نمود که صرفاً ماهیت اداری دارند. نمونه‌هایی از اینگونه تغییرات به شرح زیر است:

  • حذف یا امحا کردن مستندات مازاد و بلااستفاده.
  • مرتب کردن، منظم کردن و عطف‌گذاری متقابل کاربرگها.
  • امضای چک‌لیستهای تکمیل کار در ارتباط با فرایند تنظیم نهایی پرونده حسابرسی.
  • مستندسازی شواهد حسابرسی که پیش از تاریخ گزارش حسابرس کسب شده یا درباره آنها با اعضای مربوط تیم حسابرسی مذاکره و توافق شده است.

ت-23. طبق استاندارد کنترل کیفیت 1، مؤسسات حسابرسی ملزم هستند سیاستها و روشهایی را برای نگهداری مستندات کار حسابرسی تعیین کنند[14]. دوره نگهداری مستندات حسابرسی حداقل 3 سال بعد از تاریخ گزارش حسابرس، یا تاریخ گزارش حسابرس گروه، است[15].

ت-24. یک نمونه از شرایطی که ممکن است حسابرس تعدیل مستندات حسابرسی موجود یا افزودن مستندات حسابرسی جدید را پس از تنظیم نهایی پرونده حسابرسی ضروری تشخیص ‌دهد، نیاز به توضیح بیشتر در مورد مستندات موجود است که ناشی از بررسی مطالبی است که از طریق بررسیهای اشخاص درون‌سازمانی و برون‌سازمانی کسب می‌شود.


توضیحات کاربردی استاندارد 200 حسابرسی

توضیحات کاربردی حسابرسی صورتهای مالی دامنه حسابرسی (رک: بند 3)1حسابرس نسبت به اینکه آیا صورتهای مالی از تمام جنبه‌های بااهمیت، طبق چارچوب گزارشگری مالی تهیه شده است یا خیر، اظهار نظر می‌کند. چنین اظهارنظری در تمام حسابرسیهای صورتهای مالی، معمول است. بنابراین، اظهارنظر حسابرس، مواردی از قبیل تداوم فعالیت واحد تجاری یا کارآیی و اثربخشی اداره امور واحد تجاری توسط مدیران اجرایی را تضمین نمی‌کند. برخی قوانین یا مقررات ممکن است حسابرس را ملزم ‌به اظهارنظر نسبت به سایر موضوعات خاص مانند اثربخشی کنترلهای داخلی یا سازگاری گزارش هیئت‌مدیره با صورتهای مالی کند. اگرچه استانداردهای حسابرسی مرتبط با اظهارنظر نسبت به صورتهای مالی، حاوی الزامات و رهنمودهایی در رابطه با چنین موضوعاتی نیز می‌باشد، اما اگر حسابرس برای اظهارنظر نسبت به چنین موضوعاتی مسئولیت داشته باشد لازم است کار بیشتری را انجام دهد. تهیه صورتهای مالی (رک: بند 4) قوانین و مقررات موجود، مسئولیتهایی را در رابطه با گزارشگری مالی، به‌عهده مدیران اجرایی یا ارکان راهبری واحد تجاری گذاشته است. حسابرسی طبق استانداردهای حسابرسی مبتنی بر این فرض است که مدیران اجرایی و ارکان راهبری واحد تجاری از مسئولیتهای خود در قبال موارد زیر اطلاع داشته و آن را پذیرفته‌اند:الفتهیه و ارائه صورتهای مالی طبق چارچوب گزارشگری مالی مربوط؛بطراحی، اعمال و حفظ کنترلهای داخلی مربوط به تهیه صورتهای مالی به‌گونه‌ای که عاری از تحریف بااهمیت ناشی از تقلب یا اشتباه باشد؛ و پ فراهم کردن موارد زیر برای حسابرس:1امکان دسترسی به کلیه اطلاعات مربوط به تهیه صورتهای مالی مانند اسناد و مدارک،2هرگونه اطلاعات اضافی که حسابرس ممکن است از مدیران اجرایی یا ارکان راهبری واحد تجاری برای دستیابی به اهداف حسابرسی درخواست کند، و3امکان دسترسی نامحدود به کارکنانی از واحد تجاری که حسابرس دسترسی به آنها را برای کسب شواهد حسابرسی، ضروری تشخیص می‌دهد.3مدیران اجرایی و ارکان راهبری واحد تجاری برای تهیه صورتهای مالی باید اقدامات زیر را انجام دهند:1• مشخص کردن چارچوب گزارشگری مالی مربوط با توجه به قوانین و مقررات موجود.2· تهیه صورتهای مالی طبق چارچوب مشخص شده.3• توصیف کافی این چارچوب در صورتهای مالی. 4تهیه صورتهای مالی مستلزم این است که مدیران اجرایی برای انجام براوردهای حسابداری معقول در شرایط موجود و انتخاب و بکارگیری رویه‌های حسابداری مناسب، قضاوت خود را بکار گیرند. این قضاوتها در حیطه چارچوب گزارشگری مالی بکارگرفته شده صورت می‌گیرد.4صورتهای مالی ممکن است طبق یک چارچوب گزارشگری مالی که برای اهداف زیر طراحی شده است، تهیه شود:1• تأمین اطلاعات مالی مشترک مورد نیاز برای طیف گسترده‌ای از استفاده‌کنندگان (صورتهای مالی با مقاصد عمومی)، یا2· تأمین اطلاعات مالی مورد نیاز برای استفاده‌کنندگان خاص (صورتهای مالی با مقاصد خاص).5چارچوب گزارشگری مالی برای صورتهای مالی با مقاصد عمومی، استانداردهای حسابداری و تفاسیر مصوب سازمان حسابرسی است. چارچوب گزارشگری مالی برای صورتهای مالی با مقاصد خاص و سایر اطلاعات مالی توسط سازمان حسابرسی یا دیگر مراجع قانونی تدوین یا مشخص می‌شود.6الزامات چارچوب گزارشگری مالی مربوط، شکل و محتوای صورتهای مالی را مشخص می‌کند. اگرچه چارچوب گزارشگری مالی ممکن است نحوه شناسایی، ارائه و افشای همه رویدادها یا معاملات را مشخص نکند لیکن معمولاً دربرگیرنده اصول کلی است که می‌تواند به عنوان مبنایی برای تدوین و بکارگیری رویه‌های حسابداری سازگار با مفاهیم زیربنایی الزامات چارچوب استفاده شود.7الزامات چارچوب گزارشگری مالی، مجموعه کامل صورتهای مالی را مشخص می‌کند. در بسیاری از چارچوبها، صورتهای مالی، به قصد ارائه اطلاعات لازم درباره وضعیت مالی، عملکرد مالی و جریانهای نقد یک واحد تجاری تهیه می‌شود. در چنین چارچوبهایی، یک مجموعه کامل صورتهای مالی شامل ترازنامه، صورت سود و زیان، صورت سود و زیان جامع، صورت جریان وجوه نقد و یادداشتهای توضیحی مربوط است. در برخی دیگر از چارچوبهای گزارشگری مالی، مجموعه کامل صورتهای مالی تنها شامل یک صورت مالی و یادداشتهای توضیحی مربوط است نمونه‌هایی از یک صورت مالی منفرد (شامل یادداشتهای توضیحی مربوط) به شرح زیر است:1· ترازنامه یا صورت وضعیت مالی.2• صورت سود و زیان. 3· صورت جریان وجوه نقد.4· صورت درآمدها و هزینه‌ها. 8به دلیل اهمیت فرض اساسی در اجرای عملیات حسابرسی، حسابرس باید به عنوان پیش‌شرط پذیرش کار حسابرسی[1]، مسئولیتهای مدیران اجرایی یا ارکان راهبری واحد تجاری به شرح مندرج در بند ت‌ـ‌2 را در قرارداد حسابرسی درج کند. ملاحظات خاص حسابرسی در بخش عمومی9اهداف و الزامات حسابرسی صورتهای مالی در واحدهای بخش عمومی گسترده‌تر از اهداف و الزامات حسابرسی صورتهای مالی در سایر واحدهای تجاری است. در نتیجه، فرض اساسی مرتبط با مسئولیتهای مدیریت، در حسابرسی صورتهای مالی واحدهای بخش عمومی ممکن است دربرگیرنده مسئولیتهای اضافی مانند مسئولیت انجام معاملات و رویدادها طبق قوانین، مقررات یا سایر الزامات باشد. اظهارنظر حسابرس (رک: بند 8)10حسابرس نسبت به اینکه صورتهای مالی از تمام جنبه‌های بااهمیت، طبق چارچوب گزارشگری مالی تهیه شده است یا خیر، اظهارنظر می‌کند. بنابراین، اظهارنظر حسابرس به چارچوب گزارشگری مالی مربوط و قوانین و مقررات ذیربط بستگی دارد. اغلب چارچوبهای گزارشگری مالی دربرگیرنده الزامات مرتبط با ارائه صورتهای مالی است، از این رو،”تهیه“ صورتهای مالی طبق چارچوب گزارشگری مالی مربوط، نحوه ”ارائه“ را نیز دربرمی‌گیرد. الزامات اخلاق حرفه‌ای مربوط به حسابرسی صورتهای مالی (رک: بند 14)11حسابرس تابع الزامات اخلاق حرفه‌ای مرتبط با حسابرسی صورتهای مالی، از جمله الزامات استقلال، است. بخشهای الف و ب ”آیین ‌رفتار حرفه‌ای“، مربوط به حسابرسی صورتهای مالی است.12بخش الف ”آیین ‌رفتار حرفه‌ای“، اصول بنیادی اخلاق حرفه‌ای را برای حسابرس در حسابرسی صورتهای مالی تعیین می‌کند و یک چارچوب نظری برای کاربرد آن اصول فراهم می‌کند. اصول بنیادی اخلاق حرفه‌ای که حسابرس ملزم به رعایت آن است عبارت است از:1 درستکاری،2بیطرفی، 3صلاحیت و مراقبت حرفه‌ای،4رازداری، 5رفتار حرفه‌ای، و6اصول و ضوابط حرفه‌ای. بخش ب ”آیین رفتار حرفه‌ای“، چگونگی بکارگیری چارچوب نظری را در شرایط خاص تشریح می‌کند.13 از آنجا که حسابرسی با منافع عمومی سروکار دارد، بنابراین طبق الزامات آیین‌رفتار حرفه‌ای، حسابرس باید مستقل از واحد تجاری باشد. طبق آیین‌رفتار حرفه‌ای، استقلال شامل استقلال واقعی و استقلال ظاهری است. استقلال حسابرس از واحد تجاری باعث می‌شود که وی بدون سازشکاری، نظر خود را اظهار کند. استقلال، توانایی حسابرس را برای درستکاری و حفظ بیطرفی و نگرش تردید حرفه‌ای افزایش می‌دهد.14استاندارد کنترل کیفیت 1 مسئولیتهای مؤسسه حسابرسی را برای تعیین سیاستها و روشهای طراحی شده جهت دستیابی به اطمینان معقول از رعایت الزامات آیین‌رفتار حرفه‌ای مربوط شامل استقلال توسط مؤسسه حسابرسی و کارکنان آن، شرح می‌دهد[1]. استاندارد 220، مسئولیتهای مدیر مسئول کار را در رابطه با الزامات آیین‌رفتار حرفه‌ای مربوط، شرح می‌دهد. این مسئولیتها شامل حفظ هشیاری (از طریق مشاهده یا پرس‌و جو) در ارزیابی رعایت الزامات آیین‌رفتار حرفه‌ای مربوط توسط اعضای تیم حسابرسی، تعیین اقدام مقتضی توسط مدیر مسئول کار هنگام عدم رعایت الزامات آیین‌رفتار حرفه‌ای مربوط توسط اعضای تیم حسابرسی و ارزیابی رعایت الزامات استقلال در کار حسابرسی است[2]. طبق استاندارد 220، تیم حسابرسی برای انجام مسئولیتهایش در قبال روشهای کنترل کیفیتی که در یک کار حسابرسی کاربرد دارد بر سیستم کنترل کیفیت مؤسسه حسابرسی اتکا می‌کند، مگر اینکه اطلاعات کسب شده توسط مؤسسه حسابرسی یا سایر اشخاص، راهکار دیگری را ارائه کند. تردید حرفه‌ای (رک: بند 15)15تردید حرفه‌ای مستلزم هشیاری حسابرس نسبت به موضوعاتی از قبیل موارد زیر است:1· وجود شواهد حسابرسی که با سایر شواهد حسابرسی کسب شده در تناقض باشد.2· اطلاعاتی که قابلیت اتکای اسناد و مدارک و نتایج پرس‌وجوها را به عنوان شواهد حسابرسی، مورد تردید قرار ‌دهد.3· شرایطی که ممکن است حاکی از احتمال وجود تقلب باشد.4• شرایطی که اجرای روشهای حسابرسی دیگری علاوه ‌بر الزامات مندرج در استانداردهای حسابرسی را ضروری سازد.16حفظ تردید حرفه‌ای در تمام مراحل حسابرسی الزامی است، به خصوص اگر حسابرس قصد کاهش خطرهایی مانند موارد زیر را داشته باشد:1· نادیده گرفته شدن شرایط غیرعادی.2· تعمیم بیش از حد یافته‌ها، هنگام نتیجه‌گیری از مشاهدات حسابرسی.3• بکارگیری مفروضات نادرست در تعیین ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان روشهای .حسابرسی و ارزیابی نتایج حاصل از آن17تردید حرفه‌ای برای ارزیابی نقادانه شواهد حسابرسی ضروری است. تردید حرفه‌ای شامل ارزیابی نقادانه شواهد حسابرسی متناقض و قابلیت اتکای اسناد و مدارک و نتایج پرس‌وجوها و سایر اطلاعات اخذ شده از مدیران اجرایی و ارکان راهبری واحد تجاری است. تردید حرفه‌ای همچنین شامل بررسی کفایت و مناسب بودن شواهد حسابرسی کسب شده با توجه به شرایط موجود است، برای مثال، در مواردی که عوامل خطر تقلب وجود دارد و مدرکی که ماهیتاً در برابر تقلب آسیب‌پذیر است، تنها شواهد پشتوانه یک مبلغ بااهمیت در صورتهای مالی است.18حسابرس می‌تواند اسناد و مدارک را به عنوان اسناد و مدارک معتبر بپذیرد مگر اینکه دلیلی برخلاف آن داشته باشد. با این حال، حسابرس باید قابلیت اتکای اطلاعاتی را که به عنوان شواهد حسابرسی استفاده می‌شود مورد بررسی قرار دهد . در مواردی که درباره قابلیت اتکای اطلاعات یا درباره نشانه‌هایی از احتمال وجود تقلب، تردید وجود دارد (برای مثال، اگر در جریان حسابرسی شرایطی بوجود آید که حسابرس را متقاعد کند که ممکن است یک سند معتبر نباشد یا مندرجات آن مخدوش باشد)، استانداردهای حسابرسی، وی را به انجام بررسیهای بیشتر و تعیین تعدیلات لازم در روشهای حسابرسی پیش‌بینی شده یا طراحی و اجرای سایر روشهای حسابرسی برای حل‌و‌فصل موضوع، ملزم می‌کند .19از حسابرس نمی‌توان انتظار داشت که سابقه صداقت و درستکاری مدیران اجرایی و ارکان راهبری واحد تجاری را نادیده بگیرد. با این حال، اعتقاد به صداقت و درستکاری مدیران اجرایی و ارکان راهبری واحد تجاری، نیاز حسابرس را به حفظ نگرش تردید حرفه‌ای مرتفع نمی‌کند یا اجازه نمی‌دهد که حسابرس هنگام کسب اطمینان معقول، با شواهد حسابرسی ناکافی و یا نامناسب متقاعد شود. قضاوت حرفه‌ای (رک: بند 16)20اعمال قضاوت حرفه‌ای برای انجام مناسب کار حسابرسی، امری اساسی است، زیرا تفسیر الزامات آیین‌رفتار حرفه‌ای و استانداردهای حسابرسی و اتخاذ تصمیمات آگاهانه در تمام مراحل حسابرسی، بدون بهره‌گیری از دانش و تجربه درخصوص واقعیتها و شرایط موجود میسر نیست. اعمال قضاوت حرفه‌ای، به‌خصوص برای تصمیم‌گیری درباره موضوعات زیر، ضروری است:1· اهمیت و خطر حسابرسی.2· ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان روشهای حسابرسی مورد استفاده برای رعایت الزامات استانداردهای حسابرسی.3• ارزیابی کافی و مناسب بودن شواهد حسابرسی کسب شده و نیاز به انجام کار بیشتر برای دستیابی به اهداف استانداردهای حسابرسی و در نتیجه اهداف کلی حسابرس.4· ارزیابی قضاوتهای مدیران اجرایی در بکارگیری چارچوب گزارشگری مالی مربوط برای واحد تجاری.5• نتیجه‌گیری براساس شواهد حسابرسی کسب شده برای مثال، ارزیابی منطقی بودن براوردهای انجام شده توسط مدیران اجرایی در تهیه صورتهای مالی.21ویژگی خاص قضاوت حرفه‌ای که از یک حسابرس انتظار می‌رود این است که آموخته‌ها، دانش و تجربه وی، به کسب صلاحیت لازم جهت اعمال قضاوت منطقی کمک ‌کند.22قضاوت حرفه‌ای در هر مورد خاص، بر پایه واقعیتها و شرایطی اعمال می‌شود که حسابرس از آن آگاه است. مشورت در رابطه با موضوعات پیچیده و بحث‌انگیز در جریان انجام حسابرسی هم با دیگر اعضای تیم حسابرسی و هم با اشخاص ذیصلاح در موسسه حسابرسی یا سایر اشخاص ذیصلاح در خارج از مؤسسه حسابرسی، همان‌گونه که در استاندارد 220[1] الزامی شده است، به حسابرس در اعمال قضاوتهای آگاهانه و منطقی کمک می‌کند.23برای ارزیابی قضاوت حرفه‌ای این موضوع بررسی می‌شود که آیا این قضاوت منعکس‌کننده بکارگیری مناسب استانداردهای حسابداری و حسابرسی بوده و متناسب و سازگار با واقعیتها و شرایط شناخته شده برای حسابرس تا تاریخ گزارش وی، است یا خیر24اعمال قضاوت حرفه‌ای در تمام مراحل حسابرسی ضروری است. همچنین قضاوت حرفه‌ای باید به‌نحو مناسبی مستند شود. در این خصوص، حسابرس باید مستندات کافی فراهم کند به‌گونه‌ای که یک حسابرس با تجربه‌ که ارتباط قبلی با آن کار حسابرسی نداشته است، بتواند قضاوتهای حرفه‌ای مهم انجام شده در دستیابی به نتیجه‌گیریهای مربوط به موضوعات بااهمیت پدید آمده در مراحل مختلف حسابرسی را درک کند . قضاوت حرفه‌ای را نمی‌توان به عنوان توجیهی برای اتخاذ تصمیماتی دانست که مبتنی ‌بر واقعیتها و شرایط کار حسابرسی یا شواهد حسابرسی کافی و مناسب نیست شواهد حسابرسی کافی و مناسب و خطر حسابرسی (رک: بندهای 5 و 17) کافی و مناسب بودن شواهد حسابرسی25شواهد حسابرسی برای پشتیبانی از اظهارنظر و گزارش حسابرس، ضروری است. شواهد حسابرسی ماهیت انباشت‌شونده دارند و اساساً با اجرای روشهای حسابرسی در جریان حسابرسی کسب می‌شوند. شواهد حسابرسی همچنین ممکن است شامل اطلاعات کسب شده از سایر منابع مانند حسابرسیهای قبلی (به شرطی که حسابرس تعیین کند که آیا پس از اتمام حسابرسی قبلی تغییراتی ایجاد شده است که بتواند مربوط بودن شواهد را برای حسابرسی جاری تحت تأثیر قرار دهد یا خیر[1]) یا روشهای کنترل کیفیت مؤسسه حسابرسی برای پذیرش صاحبکار جدید یا ادامه همکاری با صاحبکار قبلی باشد. علاوه‌ بر سایر منابع درون سازمانی و برون سازمانی، سوابق حسابداری واحد تجاری، یکی از منابع مهم کسب شواهد حسابرسی است. همچنین اطلاعاتی که به عنوان شواهد حسابرسی مورد استفاده قرار می‌گیرد، ممکن است توسط یک کارشناس گردآوری شده باشد. شواهد حسابرسی هم شامل اطلاعاتی است که ادعاهای مدیریت را پشتیبانی و تأیید می‌کند، و هم شامل اطلاعاتی است که آن ادعاها را نقض می‌کند. بعلاوه، در برخی موارد، عدم دستیابی به اطلاعات (برای مثال، خودداری مدیریت از ارائه تأییدیه درخواست شده) نیز توسط حسابرس به عنوان شواهد حسابرسی مورد استفاده قرار می‌گیرد. گردآوری و ارزیابی شواهد حسابرسی، بخش عمده کار حسابرس را برای ارائه اظهارنظر تشکیل می‌دهد.26کافی و مناسب بودن شواهد حسابرسی به یکدیگر وابسته‌اند. کافی بودن، معیار کمیت شواهد حسابرسی است. مقدار شواهد حسابرسی مورد نیاز تحت تأثیر ارزیابی حسابرس از خطرهای تحریف بااهمیت (هر قدر خطرهای ارزیابی شده بالاتر باشد، احتمالاً شواهد حسابرسی بیشتری لازم است) و همچنین کیفیت این شواهد (هر قدر کیفیت بالاتر باشد، ممکن است شواهد کمتری مورد نیاز باشد) قرار می‌گیرد. به هر حال، کسب شواهد حسابرسی بیشتر، کیفیت پایین شواهد را جبران نمی‌کند27مناسب بودن، معیار کیفیت شواهد حسابرسی است که به مربوط بودن و قابلیت اتکای شواهد پشتوانه اظهارنظر حسابرس، اشاره دارد. قابلیت اتکای شواهد، تحت تأثیر ماهیت و منبع کسب شواهد است و به شرایط خاص کسب این شواهد نیز بستگی دارد.28ارزیابی کافی و مناسب بودن شواهد حسابرسی کسب شده، برای کاهش خطر حسابرسی به یک سطح پایین قابل قبول (که حسابرس را به نتیجه‌گیری منطقی به عنوان مبنای اظهارنظر قادر می‌سازد)، به قضاوت حرفه‌ای حسابرس بستگی دارد. استاندارد 500 و سایر استانداردهای حسابرسی مربوط، الزامات و رهنمودهای بیشتری را ارائه می‌دهند که در جریان حسابرسی برای کسب شواهد حسابرسی کافی و مناسب، کاربرد دارد خطر حسابرسی29خطر حسابرسی، تابعی از خطر تحریف بااهمیت و خطر عدم کشف است. ارزیابی خطرها بر مبنای روشهای حسابرسی اجرا شده برای کسب اطلاعات مورد نیاز به این منظور و شواهد کسب شده در جریان حسابرسی، انجام می‌شود. ارزیابی خطر اساساً با اعمال قضاوت حرفه‌ای انجام می‌شود، نه با اندازه‌گیری دقیق30حسابرس ممکن است در مورد صورتهای مالی که عاری از تحریف بااهمیت است، اظهار نظر نادرست (مشروط یا مردود) ارائه کند. در استانداردهای حسابرسی این خطر به دلیل بی‌اهمیت بودن، جزء خطر حسابرسی محسوب نمی‌شود. بعلاوه، خطر حسابرسی یک اصطلاح فنی است که به فرآیند حسابرسی مربوط است و به خطرهای کسب و کار حسابرس در ارتباط با حسابرسی صورتهای مالی مانند زیان ناشی از دعاوی حقوقی، تخریب وجهه حسابرس یا سایر رویدادهای نظیر آن، مربوط نمی‌شود. خطرهای تحریف بااهمیت31خطرهای تحریف بااهمیت می‌تواند در دو سطح وجود داشته باشد:1· در سطح صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد؛ و2· در سطح ادعاهای مرتبط با گروههای معاملات، مانده حسابها و موارد افشا.32خطرهای تحریف بااهمیت در سطح صورتهای مالی، به معنای خطرهای تحریف بااهمیتی است که ارتباطی فراگیر با صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد دارد و بالقوه بر ادعاهای متعددی اثرگذار است.33ارزیابی خطرهای تحریف بااهمیت در سطح هر ادعا، به منظور تعیین ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان روشهای حسابرسی لازم برای کسب شواهد حسابرسی کافی و مناسب، انجام می‌شود. این شواهد، حسابرس را قادر می‌سازد تا در یک سطح پایین قابل قبول خطر حسابرسی، نسبت به صورتهای مالی اظهارنظر کند. حسابرس از روشهای گوناگون برای ارزیابی خطرهای تحریف بااهمیت استفاده می‌کند. برای مثال، حسابرس ممکن است از مدلی که رابطه کلی اجزای خطر حسابرسی را به شکل ریاضی بیان می‌کند، برای دستیابی به یک سطح قابل قبول خطر عدم کشف استفاده کند. 34خطرهای تحریف بااهمیت در سطح هر ادعا از دو جزء تشکیل می‌شود: خطر ذاتی و خطر کنترل. خطر ذاتی و خطر کنترل، خطرهای مربوط به واحد تجاری است و مستقل از حسابرسی صورتهای مالی وجود دارند.35خطر ذاتی برای برخی ادعاها و گروههای معاملات، مانده حسابها و موارد افشای مربوط، بیشتر از سایر ادعاهاست. برای مثال، خطر ذاتی محاسبات پیچیده یا براوردهای حسابداری توأم با ابهام عمده، معمولاً بیشتر است. شرایط برون سازمانی که منجر به خطرهای تجاری می‌شود نیز می‌تواند بر خطر ذاتی اثر بگذارد. برای مثال، پیشرفتهای فناوری ممکن است محصولی را از رده خارج کند و در نتیجه، موجودی مواد و کالا را بیشتر در معرض بیش‌نمایی قرار دهد. عوامل موجود در واحد تجاری و محیط آن که به همه گروههای معاملات، مانده حسابها یا موارد افشا یا تعدادی از آنها ارتباط دارد نیز می‌تواند خطر ذاتی مرتبط با یک ادعای خاص را تحت تأثیر قرار دهد. برای مثال، می‌توان به عواملی مانند کمبود سرمایه در گردش مورد نیاز برای ادامه عملیات یا روند نزولی یک صنعت با مشخصه ورشکستگیهای پرشمار، اشاره کرد36خطر کنترل، تابعی از اثربخشی طراحی، اعمال و حفظ کنترلهای داخلی توسط مدیران اجرایی برای مقابله با خطرهایی است که تهدیدی برای دستیابی واحد تجاری به هدفهای مرتبط با تهیه صورتهای مالی، به شمار می‌رود. با این حال، کنترلهای داخلی حتی اگر به بهترین نحو طراحی و اعمال شود، به دلیل وجود محدودیتهای ذاتی، تنها می‌تواند خطرهای تحریف بااهمیت صورتهای مالی را کاهش دهد اما نمی‌تواند این خطرها را حذف کند. برای مثال، این محدودیتها شامل احتمال بروز خطا یا اشتباهات انسانی، یا دور زدن کنترلها بر اثر تبانی یا زیرپاگذاشتن کنترلها توسط مدیران اجرایی است. بدین ترتیب، برخی مخاطرات کنترلی همواره وجود خواهد داشت. در استانداردهای حسابرسی شرایط آزمون اثربخشی کارکرد کنترلها برای تعیین ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان آزمونهای محتوا، مشخص شده است37استانداردهای حسابرسی معمولاً به خطر ذاتی و خطر کنترل به صورت مجزا از یکدیگر اشاره نمی‌کند، بلکه به ارزیابی ترکیبی ”خطرهای تحریف بااهمیت“ می‌پردازد. با این وجود، حسابرس می‌‌تواند با توجه به فنون یا روشهای انجام کار حسابرسی و ملاحظات عملی، خطر ذاتی و کنترل را به صورت مجزا یا ترکیبی ارزیابی کند. ارزیابی خطرهای تحریف بااهمیت می‌تواند به صورت کمی (مانند درصد) یا به صورت غیرکمی باشد38استاندارد 315، الزامات و رهنمودهایی را برای تشخیص و ارزیابی خطرهای تحریف بااهمیت در سطح صورتهای مالی و در سطح هر ادعا ارائه می‌کند خطر عدم کشف39در یک سطح معین از خطر حسابرسی، سطح قابل پذیرش خطر عدم کشف با خطرهای تحریف بااهمیت ارزیابی شده در سطح هر ادعا، رابطه معکوس دارد. برای مثال، هرقدر حسابرس خطرهای تحریف بااهمیت را بالاتر بداند، خطر عدم کشف پایینتری را می‌تواند بپذیرد و در نتیجه، به شواهد حسابرسی متقاعدکننده‌تری نیاز دارد40خطر عدم کشف مربوط به ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان روشهای حسابرسی است که حسابرس برای کاهش خطر حسابرسی به یک سطح پایین قابل قبول، برمی‌گزیند. بنابراین، خطر عدم کشف تابعی از اثربخشی روشهای حسابرسی و نحوه بکارگیری آن توسط حسابرس است. موضوعاتی چون: 1· برنامه‌ریزی مناسب،2· تعیین ترکیب مناسب گروه حسابرسی،3· بکارگیری تردید حرفه‌ای، و4· سرپرستی و بررسی کارهای حسابرسی انجام شده، ضمن کمک به افزایش اثربخشی روشهای حسابرسی و نحوه اعمال آنها، احتمال انتخاب یک روش حسابرسی نامناسب توسط حسابرس، کاربرد نادرست یک روش حسابرسی مناسب و تفسیر نادرست نتایج حسابرسی را کاهش می‌دهد.41استانداردهای 300[1] و 330، الزامات و رهنمودهایی را برای برنامه‌ریزی حسابرسی صورتهای مالی و نحوه برخورد حسابرس با خطرهای ارزیابی شده ارائه می‌کند. با این حال، به دلیل وجود محدودیتهای ذاتی حسابرسی، خطر عدم کشف تنها می‌تواند کاهش یابد ولی حذف نمی‌شود. محدودیتهای ذاتی حسابرسی42از حسابرس انتظار نمی‌رود خطر حسابرسی را تا حد صفر کاهش دهد، و حسابرس قادر به انجام این کار نیست، بنابراین، حسابرس نمی‌تواند از وجود یا نبود تحریفهای بااهمیت ناشی از تقلب یا اشتباه در صورتهای مالی اطمینان مطلق به دست آورد. این موضوع به دلیل وجود محدودیتهای ذاتی حسابرسی است که باعث می‌شود بیشتر شواهد حسابرسی که مبنای نتیجه‌گیری و اظهارنظر حسابرس قرار می‌گیرد، متقاعدکننده باشد نه قطعی. محدودیتهای ذاتی حسابرسی از عوامل زیر ناشی می‌شود:1· ماهیت گزارشگری مالی،2· ماهیت روشهای حسابرسی، و3الزام به انجام حسابرسی در یک دوره زمانی معقول و با هزینه منطقی ماهیت گزارشگری مالی43تهیه صورتهای مالی مستلزم قضاوت مدیران اجرایی در بکارگیری الزامات چارچوب گزارشگری مالی مربوط با توجه به واقعیتها و شرایط آن واحد تجاری است. علاوه بر این، بسیاری از اقلام صورتهای مالی متضمن قضاوت یا براورد با درجه‌ای از ابهام است، و ممکن است در این رابطه تفاسیر یا قضاوتهای قابل پذیرش مختلفی وجود داشته باشد. درنتیجه، برخی اقلام صورتهای مالی به طور ذاتی تغییرپذیرند که با گسترش روشهای حسابرسی نمی‌توان آن را حذف کرد. برای مثال، این موضوع اغلب در مورد برخی براوردهای حسابداری مصداق دارد. در هر صورت، استانداردهای حسابرسی، حسابرس را ملزم می‌کند تا معقول بودن براوردهای حسابداری را با توجه به چارچوب گزارشگری مالی و موارد افشای مربوط و جنبه‌های کیفی رویه‌های حسابداری واحد تجاری شامل نشانه‌هایی از جانبداری احتمالی در قضاوتهای مدیران اجرایی، مورد بررسی قرار دهد ماهیت روشهای حسابرسی44برای کسب شواهد حسابرسی توسط حسابرس، محدودیتهای عملی و قانونی از قبیل موارد زیر، وجود دارد: 1مدیران اجرایی یا اشخاص دیگر ممکن است به طور عمدی یا سهوی، اطلاعات کامل مربوط به تهیه صورتهای مالی یا اطلاعات مورد درخواست حسابرس را به وی ارائه نکنند. در نتیجه، حتی اگر حسابرس، روشهای حسابرسی را برای کسب اطمینان از دستیابی به تمام اطلاعات مربوط اجرا کرده باشد، باز هم نمی‌تواند از کامل بودن اطلاعات، اطمینان یابد2تقلب ممکن است با انجام تمهیداتی صورت گیرد که به‌طور ماهرانه و با دقت برای پنهان کردن آن، طراحی شده است. بنابراین، روشهای حسابرسی مورد استفاده برای جمع‌آوری شواهد حسابرسی ممکن است برای کشف تحریفهای عمدی، اثربخش نباشد، برای مثال، با تبانی در جعل اسناد و مدارک ممکن است بتوان حسابرس را متقاعد کرد که آن شواهد معتبر است در حالی که چنین نباشد. حسابرس به عنوان یک کارشناس تشخیص اصالت اسناد آموزش ندیده است و چنین انتظاری هم از وی نمی‌رود3• حسابرسی، به منزله تحقیقات قضایی درخصوص تخلفات نیست. بنابراین، حسابرس، قدرت قانونی خاصی مانند قدرت تجسس که ممکن است برای چنین تحقیقاتی لازم باشد را در اختیار ندارد به موقع بودن گزارشگری مالی و توازن بین هزینه و منفعت45دشواری اجرا، زمان‌بربودن یا زیاد بودن هزینه اجرای یک روش حسابرسی به خودی خود نمی‌تواند مبنای معتبری برای حذف روشی باشد که جایگزینی برای آن وجود ندارد یا شواهد حسابرسی حاصل از روش جایگزین به اندازه کافی متقاعدکننده نیست. برنامه‌ریزی مناسب، حسابرس را در تأمین منابع و پیش‌بینی زمان کافی برای انجام حسابرسی کمک می‌کند. با این وجود، مربوط بودن اطلاعات و درنتیجه ارزش آن با گذشت زمان کاهش می‌یابد و باید بین قابلیت اتکا و هزینه اطلاعات، توازن ایجاد شود. بنابراین، استفاده‌کنندگان صورتهای مالی انتظار دارند که حسابرس در یک دوره زمانی معقول و با هزینه منطقی نسبت به صورتهای مالی اظهارنظر کند، با علم به اینکه، بررسی تمام اطلاعات موجود یا پی‌گیری تمام موضوعات مربوط، با این فرض که اطلاعات مورد نظر، حاوی تقلب یا اشتباه است (تا زمانی که خلاف آن ثابت شود)، امکانپذیر نیست.46در نتیجه، حسابرس باید:1· حسابرسی را به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کند که به صورت اثربخش اجرا شود.2· تلاش خود را بر حوزه‌هایی متمرکز کند که خطر بروز تحریف بااهمیت ناشی از تقلب یا اشتباه در آن بیش از حوزه‌های دیگر است، و به همین ترتیب تلاش کمتری را صرف حوزه‌های کم خطر کند، و3· از آزمون و سایر روشهای رسیدگی به جامعه برای کشف موارد تحریف استفاده کند.47با توجه به موارد مندرج در بند ت‌ـ‌46، استانداردهای حسابرسی دربرگیرنده الزاماتی برای برنامه‌ریزی و اجرای عملیات حسابرسی است. از جمله، حسابرس ملزم است:1· با اجرای روشهای ارزیابی خطر و فعالیتهای مرتبط، مبنایی برای تشخیص و ارزیابی خطرهای تحریف بااهمیت در سطح صورتهای مالی و در سطح هر ادعا به دست آورد،[1]و2· از آزمون و سایر روشهای رسیدگی به جامعه به‌گونه‌ای استفاده کند که مبنایی معقول برای نتیجه‌گیری نسبت به جامعه فراهم شود.[1] سایر موضوعات مؤثر بر محدودیتهای ذاتی حسابرسی48در مورد برخی ادعاها یا موضوعات مورد رسیدگی، آثار بالقوه محدودیتهای ذاتی بر توانایی حسابرس جهت کشف تحریفهای بااهمیت، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. ادعاها و موضوعات مزبور، شامل موارد زیر است:1· تقلب، خصوصاً هنگامی که با مشارکت مدیران ارشد یا بواسطه تبانی صورت گیرد. (به استاندارد 240 مراجعه شود)2· وجود و کامل بودن معاملات و روابط با اشخاص وابسته. (به استاندارد 550[1] مراجعه شود)3· عدم رعایت قوانین و مقررات. (به استاندارد 250[1] مراجعه شود)4· رویدادها و شرایط آتی که ممکن است موجب توقف فعالیت واحد تجاری شود. (به استاندارد 570[1] مراجعه شود)5· استانداردهای حسابرسی مربوط، روشهای حسابرسی ویژه‌ای را برای کاهش آثار محدودیتهای ذاتی، تعیین می‌کنند.49به دلیل محدودیتهای ذاتی حسابرسی، حتی اگر حسابرسی طبق استانداردهای حسابرسی به نحو مناسب برنامه‌ریزی و اجرا شود، این خطرغیرقابل اجتناب وجود دارد که برخی تحریفهای بااهمیت در صورتهای مالی کشف نشود. بنابراین، اگر پس از خاتمه حسابرسی، تحریف بااهمیت ناشی از تقلب یا اشتباه در صورتهای مالی کشف شود این امر لزوماً بیانگر عدم رعایت استانداردهای حسابرسی در اجرای عملیات حسابرسی نیست. به هر حال، محدودیتهای ذاتی حسابرسی، توجیهی برای این نیست که حسابرس با شواهد حسابرسی ناکافی و نامناسب متقاعد شود. اینکه آیا حسابرس، حسابرسی را طبق استانداردهای حسابرسی انجام داده است یا خیر، با روشهای حسابرسی اجرا شده در شرایط موجود، کافی و مناسب بودن شواهد حسابرسی گردآوری شده در نتیجه اجرای آن روشها و مناسب بودن گزارش حسابرس برمبنای ارزیابی شواهد با توجه به اهداف کلی حسابرس، تعیین می‌شود. انجام حسابرسی طبق استانداردهای حسابرسی ماهیت استانداردهای حسابرسی (رک: بند 18)50استانداردهای حسابرسی در مجموع، رهنمودهایی را برای دستیابی به اهداف کلی حسابرس فراهم می‌کند. استانداردهای حسابرسی به مسئولیتهای عمومی حسابرس و همچنین الزامات تفصیلی برای ایفای این مسئولیتها در خصوص موضوعات خاص می‌پردازد51دامنه کاربرد، تاریخ اجرا و هرگونه محدودیت خاص در بکارگیری هر استاندارد، به روشنی در آن استاندارد مشخص شده است. حسابرس مجاز به بکارگیری یک استاندارد قبل از تاریخ اجرای مشخص شده در آن است، مگر اینکه در آن استاندارد به وضوح این کار منع شده باشد52حسابرس ممکن است در اجرای عملیات حسابرسی ملزم به رعایت الزامات قانونی و مقرراتی علاوه ‌بر الزامات استانداردهای حسابرسی باشد. استانداردهای حسابرسی، اجرای قوانین و مقررات حاکم بر حسابرسی صورتهای مالی را منتفی نمی‌کند53استانداردهای حسابرسی اساساً منطبق بر استانداردهای بین‌المللی حسابرسی است. لذا رعایت این استانداردها خود به خود موجب رعایت استانداردهای بین‌المللی حسابرسی نیز می‌شود و نیازی به تعدیل ندارد ملاحظات خاص در حسابرسی واحدهای بخش عمومی:54استانداردهای حسابرسی اساساً برای حسابرسی واحدهای بخش عمومی نیز کاربرد دارد. به هر حال، مسئولیتهای حسابرس بخش عمومی ممکن است تحت تأثیر الزامات قانونی حاکم بر حسابرسی، یا تعهدات واحدهای بخش عمومی ناشی از قانون، مقررات، یا سایر الزامات قرار گیرد که می‌تواند دامنه وسیع‌تری نسبت به مسئولیتهای حسابرسی صورتهای مالی طبق استانداردهای حسابرسی را شامل شود. این‌گونه مسئولیتها، در استانداردهای حسابرسی مورد بحث قرار نمی‌گیرد. این مسئولیتها ممکن است در استانداردهای حسابرسی دولتی یا در دستورالعملها و رهنمودهای حسابرسی مربوط به بخش عمومی مورد بحث قرار گیرد محتوای استانداردهای حسابرسی (رک: بند 19)55هر استاندارد حسابرسی، علاوه‌ بر اهداف و الزامات، شامل رهنمودهای مربوط در قالب توضیحات کاربردی است. استانداردها، همچنین ممکن است شامل تعاریف و بخشی با عنوان کلیات باشد که زمینه لازم برای درک صحیح آن استاندارد را فراهم می‌کند. بنابراین، توجه به متن کامل هر استاندارد برای درک اهداف بیان شده در استاندارد و بکارگیری صحیح الزامات آن مفید است56در شرایط ضروری، توضیحات کاربردی شامل توضیحات بیشتر در مورد الزامات یک استاندارد و رهنمودهایی برای اجرای آن است. در این بخش از استاندارد مشخصاً ممکن است:1· مفهوم یک الزام یا هدف آن با دقت بیشتری توصیف شود.2نمونه‌هایی از روشهایی که ممکن است در شرایط خاص سودمند واقع شوند، ارائه شود3هرچند چنین رهنمودهایی به خودی خود الزام‌آور نیست ولی برای بکارگیری صحیح الزامات یک استاندارد سودمند است. توضیحات کاربردی همچنین ممکن است اطلاعاتی درباره پیشینه موضوعات مطرح شده در یک استاندارد را فراهم کند57پیوستهای هر استاندارد، بخشی از توضیحات کاربردی قلمداد می‌شود. هدف از ارائه هر پیوست، در متن استاندارد مربوط یا در عنوان و مقدمه آن پیوست توضیح داده می‌شود58در بخش کلیات هر استاندارد، حسب ضرورت ممکن است موارد زیر توصیف شود:1· هدف و دامنه کاربرد استاندارد شامل چگونگی ارتباط یک استاندارد با سایر استانداردها.2· موضوع استاندارد.3مسئولیتهای حسابرس و اشخاص دیگر در رابطه با موضوع استاندارد4زمینه تدوین آن استاندارد59هر استاندارد ممکن است شامل بخش جداگانه‌ای با عنوان ”تعاریف“ باشد که معانی منسوب به واژه‌های خاص برای اهداف استانداردهای حسابرسی را توصیف می‌کند. این تعاریف برای کمک به کاربرد و تفسیر یکنواخت استانداردها ارائه شده است و قصد ندارد تعاریفی را نقض کند که ممکن است برای اهداف دیگری در قوانین، مقررات یا سایر الزامات تعیین شده است. تعاریف مذکور، در تمامی استانداردها به همان معنا بکار رفته است، مگر اینکه صراحتاً گفته شود که این معنا صرفاً در آن استاندارد خاص مصداق دارد60در بخش توضیحات کاربردی هر استاندارد حسابرسی، حسب ضرورت، ملاحظات بیشتری برای حسابرسی واحدهای تجاری کوچک و واحدهای تجاری بخش عمومی ارائه می‌شود. ملاحظات مزبور، بکارگیری الزامات استانداردهای حسابرسی را در این‌گونه واحدهای تجاری تسهیل می‌کند. در هر حال، این ملاحظات، مسئولیت حسابرس در بکارگیری و رعایت الزامات استانداردهای حسابرسی را محدود نکرده و کاهش نمی‌دهد. ملاحظات خاص در حسابرسی واحدهای تجاری کوچک61در بخش ملاحظات خاص در حسابرسی واحدهای تجاری کوچک، اصطلاح ”واحد تجاری کوچک“ به واحدی اشاره دارد که معمولاً دارای ویژگیهای کیفی زیر است:الفتمرکز مالکیت و مدیریت در دست تعداد کمی از افراد (اغلب یک شخص حقیقی یا حقوقی)، وبیک یا چند ویژگی زیر:1معاملات ساده،2سیستم حسابداری ساده و غالباً غیرمدون،3رشته فعالیت محدود و تولید محصولات محدود در هر رشته،4کنترلهای داخلی محدود،5سطوح مدیریتی محدود که هر سطح مسئولیت طیف وسیعی از کنترلها را به عهده دارد، یا 6تعداد کم کارکنان که بیشتر آنها طیف وسیعی از وظایف را بر عهده دارند. ویژگیهای کیفی مزبور فراگیر نبوده و منحصر به واحدهای تجاری کوچک نیست و واحدهای تجاری کوچک لزوماً دارای تمامی ویژگیهای مزبور نیستند62در استانداردهای حسابرسی، ملاحظات خاص مربوط به واحدهای تجاری کوچک، اساساً برای آندسته از واحدهای تجاری تدوین گردیده که اوراق بهادار آنها به عموم عرضه نشده است. در هر حال، برخی از این ملاحظات ممکن است در حسابرسی واحدهای تجاری کوچکی که اوراق بهادار آنها به عموم عرضه شده است نیز مفید باشد63در استانداردهای حسابرسی، مالک یک واحد تجاری کوچک که به طور مستمر درگیر اداره واحد تجاری است، ”مدیر‌ـ‌ مالک“ نامیده می‌شود اهداف تبیین شده در استانداردهای حسابرسی (رک: بند 64هر استاندارد حسابرسی شامل یک یا چند هدف است که بین الزامات و اهداف کلی حسابرس ارتباط برقرار می‌کند. اهداف بیان شده در هر یک از استانداردها باعث می‌شود که حسابرس بر نتایج مورد نظر آن استاندارد تمرکز کند، و در عین حال به حسابرس در موارد زیر کمک می‌کند:1• آگاهی از کارهایی که لازم است انجام شود، و در صورت لزوم، روشهای مناسب برای انجام این کارها، و2· تصمیم‌گیری در رابطه با لزوم انجام کار بیشتر برای دستیابی به اهداف، در شرایط خاص یک کار حسابرسی.65درک اهداف بیان شده در هر یک از استانداردها، در پرتو اهداف کلی حسابرس که در بند 11 این استاندارد تشریح شده است، امکان‌پذیر است. توانایی دستیابی به یک هدف خاص همانند اهداف کلی حسابرس، در معرض محدودیتهای ذاتی حسابرسی قرار دارد66در استفاده از اهداف، حسابرس باید روابط متقابل بین استانداردهای حسابرسی را مورد توجه قرار دهد. زیرا همان‌طور که در بند ت‌ـ‌50 بیان شد، استانداردهای حسابرسی در برخی موارد، به مسئولیتهای عمومی و در سایر موارد به کاربرد آن مسئولیتها برای موضوعات خاص می‌پردازد. برای مثال، طبق این استاندارد، حسابرس ملزم به حفظ نگرش تردید حرفه‌ای است. حفظ این نگرش در تمام جنبه‌های برنامه‌ریزی و اجرای عملیات حسابرسی ضروری است ولی به عنوان یک الزام در استانداردهای دیگر تکرار نشده است. در یک سطح تفصیلی‌تر، استانداردهای 315 و 330 علاوه‌بر طرح سایر موضوعات، شامل اهداف و الزاماتی است که به ترتیب به مسئولیتهای حسابرس برای شناسایی و ارزیابی خطرهای تحریف بااهمیت و طراحی و اجرای روشهای حسابرسی لازم در برخورد با آن خطرها می‌پردازد. این اهداف و الزامات به ترتیب در تمام مراحل حسابرسی بکارگرفته می‌شود. استانداردهای حسابرسی مرتبط با جنبه‌های خاص حسابرسی (برای مثال استاندارد 540) ممکن است چگونگی بکارگیری اهداف و الزامات استانداردهایی چون استانداردهای 315 و 330 را در ارتباط با موضوع آن استاندارد به تفصیل شرح دهد ولی مطالب آنها را تکرار نمی‌کند. بنابراین، حسابرس برای رسیدن به هدف بیان شده در استاندارد 540، اهداف و الزامات سایر استانداردهای مربوط را مورد توجه قرار می‌دهد استفاده از اهداف برای تعیین ضرورت انجام روشهای حسابرسی بیشتر (رک: بند 21‌ـ‌الف)67الزامات استانداردهای حسابرسی به این دلیل طراحی شده است که حسابرس را در دستیابی به اهداف تعیین شده در آن استانداردها و در نتیجه اهداف کلی حسابرس، یاری رساند. بنابراین، انتظار می‌رود بکارگیری صحیح الزامات استانداردهای حسابرسی توسط حسابرس، مبنایی کافی برای دستیابی به اهداف حسابرس را فراهم کند. به هر حال، از آنجا که شرایط کارهای حسابرسی به طور گسترده‌ای متنوع است و تمامی این شرایط نمی‌تواند در استانداردها پیش‌بینی شود، حسابرس درقبال تعیین روشهای حسابرسی لازم برای انجام الزامات استانداردها و دستیابی به اهداف، مسئولیت دارد. در یک کار حسابرسی، ممکن است موضوعات خاصی وجود داشته باشد که حسابرس اجرای روشهای حسابرسی دیگری علاوه ‌بر روشهای الزامی شده در استانداردهای حسابرسی را جهت دستیابی به اهداف تعیین شده در استانداردها، ضروری بداند استفاده از اهداف برای ارزیابی کافی و مناسب بودن شواهد حسابرسی (رک: بند 21‌ـ‌ ب)68حسابرس باید از اهداف برای ارزیابی اینکه آیا شواهد حسابرسی کافی و مناسب با توجه به اهداف کلی حسابرس گردآوری شده است یا خیر، استفاده کند. اگر حسابرس به این نتیجه برسد که شواهد حسابرسی، کافی و مناسب نیست، ممکن است یک یا چند رویکرد زیر را برای انجام الزامات قسمت ”ب“ بند 21 بکارگیرد:1· ارزیابی اینکه آیا با بکارگیری سایر استانداردهای حسابرسی، شواهد حسابرسی مناسب‌تر جمع‌آوری شده است یا خواهد شد،2· کار انجام شده در اجرای یک یا چند الزام را توسعه دهد، یا3· سایر روشهای حسابرسی را که به قضاوت وی در شرایط موجود ضروری است، اجرا کند.4در شرایطی که هیچ یک از رویکردهای بالا عملی یا امکان‌پذیر نباشد، حسابرس نمی‌تواند شواهد حسابرسی کافی و مناسب جمع‌آوری کند و طبق استانداردهای حسابرسی، حسابرس ملزم است اثر آن را بر گزارش خود یا امکان ادامه کار مشخص کند رعایت الزامات مربوط الزامات مربوط (رک: بند 22)69در برخی موارد ممکن است یک استاندارد حسابرسی (شامل همه الزامات آن) در شرایط خاصی مربوط نباشد. برای مثال اگر واحد تجاری فاقد واحد حسابرسی داخلی باشد، هیچ‌یک از الزامات استاندارد 610[1] برای حسابرسی آن واحد تجاری، مربوط نخواهد بود70در یک استاندارد حسابرسی مربوط ممکن است الزامات مشروط وجود داشته باشد. این الزامات، زمانی مربوط تلقی می‌شود که شرایط پیش‌بینی شده برای آن وجود داشته باشد. به طور کلی، مشروط بودن یک الزام می‌تواند صریح یا تلویحی باشد، برای مثال:1· الزام به تعدیل اظهار نظر حسابرس در صورت وجود محدودیت در دامنه رسیدگی[1]، یک الزام مشروط صریح است.2الزام به اطلاع‌رسانی نقاط ضعف بااهمیت در کنترلهای داخلی (که در جریان حسابرسی مشخص شده است) به ارکان راهبری واحد تجاری[1]، به وجود چنین نقاط ضعف مهمی که مشخص شده باشد، بستگی دارد. علاوه ‌بر این، الزام به جمع‌آوری شواهد حسابرسی کافی و مناسب درخصوص ارائه و افشای اطلاعات قسمتها طبق چارچوب گزارشگری مالی مربوط ، به چارچوبی که چنین افشایی را الزامی کرده است بستگی دارد. این دو نمونه از الزام مشروط جنبه تلویحی دارد3در برخی موارد، ممکن است یک الزام بیان شده در یک استاندارد حسابرسی مشروط به نحوه برخورد قانون یا مقررات مربوط شود. برای مثال، ممکن است الزام خاصی، حسابرس را به کناره‌گیری از کار حسابرسی ملزم کند به شرطی که کناره‌گیری از آن کار، طبق قانون منع نشده باشد. بسته به قوانین و مقررات حاکم، ممکن است الزام یا منع انجام کار، به صورت صریح یا تلویحی بیان شود انحراف از یک الزام (رک: بند 23)71استاندارد 230[1]، الزامات مستندسازی برای شرایط استثنایی انحراف حسابرس از بکارگیری یک الزام مربوط را مشخص کرده است. عدم رعایت یک الزام که به شرایط یک کار حسابرسی مشخص، مربوط نمی‌باشد، انحراف از یک الزام محسوب نمی‌شود. عدم دستیابی به یک هدف (رک: بند 24)72اینکه آیا یک هدف محقق شده است یا خیر به قضاوت حرفه‌ای حسابرس بستگی دارد. این قضاوت به نتایج روشهای حسابرسی اجرا شده طبق الزامات استانداردهای حسابرسی، و ارزیابی حسابرس از کافی و مناسب بودن شواهد حسابرسی گردآوری شده و اینکه آیا برای دستیابی به اهداف بیان شده در استاندارد، اجرای روشهای بیشتری در آن شرایط خاص لازم است یا خیر، بستگی دارد. بنابراین، شرایطی که ممکن است موجب عدم دستیابی به یک هدف شود عبارتند از:1· شرایطی که مانع از رعایت الزامات مربوط در یک استاندارد توسط حسابرس شود.2• شرایطی که اجرای روشهای حسابرسی بیشتر یا جمع‌آوری شواهد حسابرسی لازم (که با توجه به اهداف بیان .شده در بند 21، ضروری است) را غیرعملی یا غیرممکن می‌سازد73مستندسازی حسابرسی طبق الزامات استاندارد 230 و الزامات مستندسازی سایر استانداردهای حسابرسی مربوط، شواهدی را برای نتیجه‌گیری حسابرس درباره دستیابی به اهداف کلی حسابرس، فراهم می‌آورد. هرچند مستندسازی جداگانه دستیابی به هر یک از اهداف ضرورت ندارد، اما مستندسازی موارد عدم دستیابی به یک هدف خاص، حسابرس را در ارزیابی اینکه آیا این امر می‌تواند مانع دستیابی وی به اهداف کلی حسابرس گردد یا خیر، کمک می‌کند.

انواع نسبت های مالی

انواع نسبت های مالی

نسبت های مالی یکی از مهم ترین ارکان در تحلیل بنیادی است که با استفاده از آن ها می توان ارزنده بودن یک شرکت را تشخیص داد.

نسبت های مالی مقادیر عددی و فرمول هایی هستند که با استفاده از آن ها می توانیم بنیاد یک شرکت را بسنجیم. در واقع نسبت های مالی مهمترین ابزار برای تحلیل فاندامنتال (بنیادی) است. این نسبت ها به ما دید بهتری برای مقایسه شرکت ها و یا یک شرکت در زمان های مختلف را می دهد. داده های مالی شرکت ها مهمترین ابزار مورد استفاده در نسبت های مالی هستند و اعداد موجود در این داده ها را با قرار دادن در نسبت های مالی می توانیم به اطلاعات معنادار تبدیل کنیم و با استفاده این اطلاعات موقعیت و ارزش یک شرکت را بسنجیم. نسبت های مالی انواع مختلفی دارند و به ۵ دسته تقسیم می شوند.

دسته بندی نسبت های مالی

نسبت های مالی به ۵ دسته به صورت زیر تقسیم بندی می شود:

نسبت های نقدینگی

نسبت های اهرمی و پوششی

نسبت های فعالیت

نسبت های سودآوری

نسبت های ارزش بازار

نسبت های نقدینگی

پول نقد قویترین ابزار یک شرکت برای شروع فعالیت و ادامه راه است و نسبت های نقدینگی برای سنجش قدرت نقدینگی یک شرکت استفاده می شود. نسبت های نقدینگی در واقع دید وسیع تری به سرمایه گذار برای سرمایه گذاری در یک شرکت می دهد زیرا به ما می گوید که این شرکت در زمان نیاز به پول نقد و تسویه بدهی های جاری چه میزان قدرت نقدینگی دارد. در صورتی که وضعیت مالی یک شرکت نامناسب باشد اولین پالس های آن را می توانیم در نسبت های نقدینگی مشاهده کنیم.

نسبت های نقدینگی به ۳ دسته تقسیم می شوند:

نسبت جاری

نسبت آنی

نسبت نقدی

نسبت جاری:

یکی از نسبت های مالی در بخش نقدینگی، نسبت جاری است که از تقسیم دارایی های جاری بر بدهی های جاری به دست می آید. این نسبت میزان توانایی شرکت در بازپرداخت بدهی‌های کوتاه مدت را نشان می دهد.

بدهی‌های جاری / دارایی‌های جاری = نسبت جاری

در نسبت جاری باید عدد بدست آمده نزدیک به ۱ باشد اگر عدد کمتر از ۱ باشد نشان دهنده ضعف قدرت نقدینگی شرکت در پرداخت بدهی های جاری است و در صورتی که شرکت بخواهد امروز تمام بدهی های خود را پرداخت کند نمی تواند و اگر بیشتر از ۱ باشد نشان دهنده توانایی شرکت در بازپرداخت بدهی ها دارد. اما بالا بودن بیش از حد نسبت جاری هم نشان دهنده درست کنترل نکردن نقدینگی شرکت است و از این موضوع اطلاع می دهد که در شرکت از نقدینگی ها به شکل درستی برای سودآوری استفاده نمی شود و میزان نقدینگی شرکت بسیار بالا است.

نسبت آنی

یکی دیگر از نسبت های مالی مورد استفاده در نسبت های نقدینگی، نسبت آنی نامیده می شود. این نسبت از تقسیم دارایی های جاری (بدون در نظر گرفتن موجودی کالا و پیش پرداخت ها) بر بدهی های جاری بدست می آید. این نسبت در واقع جزئی تر از نسبت جاری به میزان قدرت شرکت در پرداخت بدهی ها نگاه می کند و محطاتانه عمل می کند.

بدهی‌های جاری / (پیش‌پرداختها – موجودی کالا – دارایی‌های جاری)= نسبت آنی

اگر نسبت آنی نزدیک به یک باشد نشان دهنده وضعیت مناسب شرکت در بازپرداخت بدهی های کوتاه مدت است، اگر کمتر از یک باشد نشان از وضعیت نگران کننده و عدم توانایی بازپرداخت سریع بدهی ها را می دهد.

اما بالا بودن عدد نسبت آنی نشان دهنده‌ی دو موضوع است: ۱) نقدینگی بالا در شرکت و یا زیاد از حد بودن میزان مطالبات. ۲) اطمینان خاطر دادن به بستانکاران برای توانایی بازپرداخت بدهی هایشان. که باز هم این دو مورد نشان از ضعف مدیریتی شرکت در استفاده از منابع نقدی است.

نسبت نقدی

نسبت نقدی میزان توانایی شرکت برای پرداخت بدهی ها با پول نقد موجود در شرکت را نشان می دهد.در این نسبت حساب های دریافتنی هم از سرمایه های شرکت برداشته می شود.

بدهی‌های جاری / (وجوه نقد + سرمایه گذاری کوتاه‌مدت)=نسبت نقدی

نسبت های سودآوری

سود یکی از مهمترین ارکان جذب سرمایه گذار است و بیشترین تلاش شرکت ها برای بدست آوردن سود بیشتر است، نسبت های سودآوری یکی از نسبت های مالی است که معیاری برای سنجش قدرت سودآوری یک شرکت مورد استفاده قرار می گیرد.

نسبت های سودآوری به ۵ دسته زیر تقسیم می شود:

نسبت های حاشیه سود ناخالص

نسبت حاشیه سود عملیاتی

نسبت حاشیه سود خالص

نسبت بازده سرمایه گذاری

نسبت بازده حقوق صاحبان سهام

نسبت حاشیه سود ناخالص

نسبت مالی حاشیه سود ناخالص بخشی از نسبت های سودآور است که درصد سود ناخالص یک شرکت از کل فروش محصولاتش را نشان می دهد.

فروش خالص / سود ناخالص = نسبت سود ناخالص

نسبت حاشیه سود خالص

نصبت حاشیه سود خالص یکی از مهترین نسبت های مالی مورد استفاده در سنجش ارزنده بودن یک شرکت بورسی است. و از تقسیم سودخالص(سود پس از کسر مالیات) بر فروش خالص بدست می آید.

فروش خالص / سود پس از کسر مالیات = نسبت سود خالص

نسبت حاشیه سود عملیاتی

نسبت مالی حاشیه سود عملیاتی بیان کننده درصد سود عملیاتی شرکت از کل فروش محصولاتش است.

فروش خالص / سود عملیاتی = نسبت سود عملیاتی

نسبت بازده سرمایه گذاری

نسبت بازده سرمایه گذاری یکی از نسبت های مالی مورد استفاده در تعیین سوداوری شرکت است که میزان بازده دارایی شرکت را نشان می دهد.

کل دارایی‌ها / سود خالص = نسبت بازده سرمایه گذاری

بازده حقوق صاحبان سهام(بازده ویژه)

نسبت بازده حقوق صاحبان سهام که بازده ویژه هم نامیده می شود این نسبت از تقسیم سود خالص به جمع کل حقوق صاحبان سهام بدست می آید.

جمع حقوق صاحبان سهام / سود خالص = نسبت بازده حقوق صاحبان سهام

از تفاضل نسبت بازده سرمایه گذاری با بازده ویژه سوداوری بدهی ها بدست می آید

برای تعیین مفید بودن دریافت وام از تقسیم بازده سرمایه گذاری به بازده ویژه استفاده می شود که آن نسبت را سودمندی وام و اعتبار می نامند و هرچه این نسبت بزرگتر از یک باشد دریافت وام را به نفع صاحبان سهام شرکت می داند.

نسبت های فعالیت

نسبت های فعالیت بخشی از نسبت های مالی است که نشان دهنده کارایی دارایی های شرکت است. درواقع این نسبت ها میزان کارایی مدیران یک شرکت را در به کارگیری داراییها را نشان می دهد.

نسبت های فعالیت به ۷ دسته تقسیم می شود:

نسبت گردش دارایی

دوره وصول مطالبات

دوره گردش کالا

دوره گردش عملیات

نسبت کالا به سرمایه در گردش

گردش سرمایه جاری

دوره واریز بستانکاران

نسبت گردش دارایی:

نسبت گردش دارایی بخشی از نسبت های فعالیت است که کارایی مدیریت را در اداره­ دارایی­ها جهت ایجاد فروش نشان می دهد. هرچه نتیجه این نسبت بیشتر باشد کارایی بیشتر مدیریت را در بکارگیری دارایی نشان می دهد و هرچه کمتر باشد فروش کم یا سرمایه گذاری بیش از حد شرکت را نشان می دهد.

جمع دارایی­ها/ فروش خالص = نسبت گردش دارایی­ها

نسبت دوره وصول مطالبات

در نسبت های مالی نسبتی وجود دارد که برای ارزیابی سیاست های اعتباری یک شرکت استفاده می شود که آن را نسبت دوره وصول مطالبات می نامند. این نسبت نشان دهنده آن است که در یک شرکت چند روز طول می کشد تا مطالبات حاصل از فروش محصول بدست شرکت برسد و وصول شود.

دفعات گردش مطالبات/۳۶۰= دوره وصول مطالبات

متوسط مطالبات/ فروش سالیانه (نسیه)= دفعات گردش مطالبات(۱)

دوره گردش کالا

نسبت مالی دوره گردش کالا نشان دهنده مدت زمانی است که طول می کشد تا کالا در یک شرکت به فروش برسد.

بهای تمام شده کالای فروش رفته/۳۶۰×متوسط موجودی کالا= دوره گردش کالا

دوره گردش عملیات

نسبت دوره گردش عملیات در واقع توانایی مالی یک شرکت را از دید سرمایه گذاری در کالا نشان می دهد یعنی نتیجه این نسبت هر چه بزرگتر باشد نشان دهنده بالا بودن حجم کالا در برابر وضع مالی شرکت است.

سرمایه در گردش / موجودی کالا = نسبت کالا به سرمایه در گردش

گردش سرمایه جاری

یکی از نسبت های مالی در تعیین نسبت های فعالیت،گردش سرمایه جاری است که نشان دهنده چگونگی قرارگیری سرمایه در گردش شرکت در مسیر فروش است و نتیجه این نسبت نشان می دهدکه آیا مقدار سرمایه در گردش کافی و متناسب با حجم فروش و فعالیت شرکت است یا نه؟

سرمایه در گردش / فروش خالص = گردش سرمایه جاری

نسبت های اهرمی یا ساختار سرمایه

نسبت های اهرمی بخشی از نسبت های مالی است که بر روی بخش بدهی های شرکت تمرکز دارد و برای سنجش سطح بدهی های کوتاه و بلندمدت شرکت استفاده می شود.

نسبت های اهرمی به ۳ دسته تقسیم می شود:

نسبت بدهی

نسبت تسهیلات به سرمایه

نسبت پوشش بهره

نسبت مالکانه

نسبت بدهی

نسبت بدهی بخشی از نسبت های اهرمی است که توانایی یک شرکت در پرداخت بدهی‌های کوتاه و بلندمدت نسبت به کل دارایی‌های موجود را نشان می دهد.

نسبت بدهی = مجموع بدهی‌ها / مجموع دارایی‌ها

نسبت تسهیلات به سرمایه

نسبت های تسهیلات سرمایه درواقع نسبت مالی است که میزان اتکای شرکت به استقراض از بانک و حقوق صاحبان سهام برای تامین مالی خود را نشان می دهد.

نسبت تسهیلات به سرمایه = مجموع تسهیلات / مجموع تسهیلات + حقوق صاحبان سهام

نسبت پوشش بهره

در نسبت های پوششی نسبتی وجود دارد که نشان‌ دهنده توان شرکت در پرداخت هزینه‌های مالی مثلا بهره وامهای دریافتنی از محل سود عملیاتی است.

نسبت پوشش بهره = سود عملیاتی/ هزینه‌های مالی

نسبت مالکانه

نسبت‌ مالکانه بخشی از نسبت های پوششی است که درصدی از دارایی‌های شرکت را که از طریق سرمایه سهامداران تامین شده است را نشان می‌دهد.

جمع کل دارایی‌ها / جمع حقوق صاحبان سهام = نسبت مالکانه

نکته:

جمع نسبت بدهی و نسبت مالکانه در هر شرکت، برابر با یک خواهد بود.

نسبت های ارزش بازار

نسبت های ارزش بازار بخشی از نسبت های مالی است که تحلیلگر از آن برای سنجش عملکرد گذشته و پیش‌ بینی روند آتی شرکت استفاده می کند.

نسبت های ارزش بازار به دسته های زیر تقسیم می شوند:

نسبت ارزش دفتری

نسبت قیمت به درآمد(P/E)

نسبت قیمت به فروش (P/S)

نسبت قیمت به جریان نقدینگی (P/CF)

نسبت PEG

نسبت ارزش دفتری:

نسبت ارزش دفتری در نسبت های مالی نشان دهنده ارزش ثبت‌ شده خالص دارایی‌ها بر مبنای هر سهم از سهام عادی هستند

نسبت ارزش دفتری= قیمت بازار هر سهم از سهام عادی * تعداد سهام در دست سهامداران عادی / حقوق صاحبان سهام

نسبت قیمت به درآمد (P/E)

نسبت (P/E) درواقع دیدگاه تحلیلگر بازار را نسبت به سودآوری آینده شرکت تعیین می‌کند و از تقسیم قیمت بازار هر سهم عادی در یک دوره زمانی خاص و سود سالانه آن به دست می‌آید.

نسبت قیمت به درآمد= قیمت بازار هر سهم از سهام عادی / سود هر سهم از سهام عادی

نسبت قیمت به فروش (P/S)

نسبت (P/S) نشان می دهد که برای هر یک ریال فروش سالانه شرکت چقدر هزینه می کند.

نسبت قیمت به فروش= قیمت بازار هر سهم از سهام عادی / کل فروش ۱۲ ماه اخیر شرکت

قیمت به جریان نقدینگی (P/CF)

نسبت قیمت به جریان نقدینگی سنجشی برای پیش بینی بازده سهام است نسبت قیمت به جریان نقدینگی، مواردی از قبیل استهلاک، تخفیف درآمد و مواردی از نقدینگی را که توسط کسب و کار ایجاد شده حذف می‌کند.

P/ CF = قیمت بازار هر سهم از سهام عادی / جریان نقدی هر سهم

جریان نقدی هر سهم = سود هر سهم + (استهلاک دارایی‌های مشهود و نامشهود / تعداد سهام شرکت)

نسبت PEG

این نسبت راهی برای تعیین ارزش سود هر سهم تا زمانی که نرخ رشد سود سهام شرکت در نظر گرفته شود مورد استفاده قرار می‌گیرد. این نسبت در اصل بر پایه نسبت P/E و چشم‌انداز رشد یک سهم است. محاسبه آن اینگونه است که نسبت P/E را به نرخ رشد سالانه درآمد بر مبنای ارزش ۵ سال آینده تقسیم می‌کنیم. اگر نتیجه کمتر از یک باشد بیانگر آن است که بازار به‌طور کامل چشم‌اندازی در خصوص این سهم ندارد.

PEG = (قیمت بازار هر سهم از سهام عادی / سود هر سهم از سهام عادی) / نرخ رشد

استانداردهای حسابرسی داخلی

استانداردهای حسابرسی داخلی

برای پی بردن به اینکه واحد حسابرسی داخلی در یک سازمان، تا چه حد توانسته است فعالیتهای خود را منطبق با این استانداردها انجام دهد؛ ابزارهایی وجود دارد که از طریق آنها میتوان شکاف میان وضعیت موجود و وضعیت ایده آل را مورد ارزیابی قرار داد. انجمن حسابرسان داخلیIIA در رهنمود خود با عنوان »پیاده سازی استانداردهای بین المللی حرفه ای حسابرسی داخلی IIPF» سولاتی مطرح نموده که با پاسخ به آنها میتوان میزان انحراف از وضعیت ایده آل را مورد تحلیل قرار داده و به سمت رعایت آن استانداردها حرکت کرد. این سولات که براساس شماره استانداردهای آن انجمن طبقه بندی شده اند، میتوانند کمک شایان توجهی به واحدهای حسابرسی داخلی نمایند تا خود را با استانداردهای بین المللی منطبق نمایند

استانداردهای عمومی حسابرسی داخلی

1000اهداف،اختیارات،مسئولیتها

اهداف، اختیارات و مسولیتهای واحد حسابرسی داخلی باید به صورت رسمی در منشور واحد حسابرسی داخلی، تعریف شوند.

1آیا اهداف، اختیارات و مسولیتهای واحد حسابرسی داخلی به صورت رسمی در منشور واحد حسابرسی داخلی، تعریف شدهاند؟

2آیا منشور اخیرا مورد بازبینی قرار گرفته و به مدیریت ارشد و کمیته حسابرسی برای تایید ارائه شده است؟

3آیا ماهیت الزامی تعریف حسابرسی داخلی، قواعد اخلاقی و استانداردها در منشور بیان شده است؟

4آیا تعریف حسابرسی داخلی، قواعد اخلاقی و استانداردها با مدیریت ارشد و کمیته حسابرسی به بحث گذاشته شده اند؟

5آیا نوع تمام خدمات مشاورهای که توسط حسابرسی داخلی ارائه میشوند در منشور تعریف شده اند؟

6آیا ماهیت روابط گزارشگری وظیفه ای حسابرسی داخلی با کمیته حسابرسی در منشور بیان شده است؟

مانند اینکه کمیته حسابرسی:

1منشور حسابرسی داخلی را تایید کند.

2دریافت اطلاع رسانیهای رئیس حسابرسی داخلی از عملکرد واحد حسابرسی داخلی در ارتباط با برنامه ها و سایر برنامه های حسابرسی داخلی مبتنی بر ریسک را تایید کند موضوعات انجام می شوند؟

3انجام پرسشهای مناسب از مدیریت و رئیس حسابرسی داخلی

1100استقلال و عدم جانبداری:

واحد حسابرسی داخلی باید مستقل باشد و حسابرسان داخلی باید در انجام کار خود بدون جانبداری عمل نمایند.

1•آیا حسابرسی داخلی به یک مقام مناسب گزارش میدهد؟

2آیا رئیس حسابرسی داخلی به صورت مستقیم به کمیته حسابرسی داخلی اطالع رسانی و تعامل دارد؟

3آیا خط مشیها و دستورالعملهای شرکتی عدم جانبداری فردی را تقویت میکنند؟

4. استقلال حسابرسی داخلی به صورت سالانه نزد کمیته حسابرسی تایید میشود

1200۰ توانایی، مهارت و مراقبتهای حرفه ای:

اهدف، اختیارات و مسولیت واحد حسابرسی داخلی باید صریحا تعریف شوند.

1کار حسابرسی داخلی باید با توانایی، مهارت و مراقبت حرفه ای انجام شود.

2آیا کارکنان حسابرسی داخلی توانمند و ماهر هستند؟

3آیا تجربه ریسک تقلب وظیفه حسابرسی داخلی کافی است؟

4آیا تجربه IT وظیفه حسابرسی داخلی کافی است؟

5آیا حسابرسی داخلی، هنگام نیاز به دنبال تجربیات بیرونی میباشد؟

6یا خط مشیهای حسابرسی داخلی، به مراقبتهای حرفهای کمک میکنند؟

7آیا حسابرسان داخلی، در هنگام نیاز از ابزارهای IT استفاده میکنند؟

8آیا اعضای کارکنان حسابرسی داخلی تا حد کافی آموزش، و آموزش حین کار دیدهاند؟

1300اطمینان بخشی کیفی و برنامه های بهبود دهنده

رئیس حسابرسی داخلی باید یک پروژه اطمینان بخش کیفی و بهبود دهنده را داشته باشد و آن را به اجرا درآورد؛ به نحوی که تمام جنبه های فعالیت حسابرسی داخلی را پوشش دهد.

1آیا فرآیندهای مستمر پایش کیفی حسابرسی داخلی وجود دارند؟

2آیا حسابرسی داخلی، بررسیهای دوره ای کیفی خود را انجام میدهد؟

3آیا ارزیابیهای کیفی بیرونی حداقل هر پنج سال یکبار انجام میشوند؟

4آیا نتایج داخلی و بیرونی ارزیابیهای کیفی به مدیریت ارشد و کمیته حسابرسی، اطلاع رسانی میشوند؟

استانداردهای عملکرد حسابرسی داخلی

2000اداره کردن واحد حسابرسی داخلی

رئیس حسابرسی داخلی باید به صورت موثر واحد حسابرسی داخلی را اداره نماید تا اطمینان یابد که آن واحد به سازمان ارزش میافزاید.

1آیا خط مشیها و روشها برای حسابرسی داخلی تهیه شده اند؟

2آیا حسابرسی داخلی یک ارزیابی ریسک سالانه جامع انجام میدهد؟

3آیا برنامه سالانه حسابرسی داخلی بر مبنای ارزیابی سالانه ریسک انجام میشود؟

4آیا برنامه سالانه حسابرسی داخلی توسط کمیته حسابرسی تایید شده است؟

5آیا رئیس حسابرسی داخلی در طی برنامه ریزی، انتظارات مدیریت ارشد، کمیته حسابرسی و سایر ذینفعان از جمله شکل و میزان اطمینان بخشی مطلوب را مدنظر قرار میدهد؟

6آیا رئیس حسابرسی داخلی درباره الزامات و محدودیتهای منابع، مدیریت ارشد، و هیات مدیره را مطلع میسازد؟

2100ماهیت کار

واحد حسابرسی داخلی باید فرآیندهای راهبری، مدیریت ریسک و کنترل را با استفاده از یک روش علمی و به دقت ساماندهی شده و منظم ارزیابی و به بهبود آنها کمک کند.

درون سازمان شما، آیا حسابرسی داخلی:

1حاکمیت شرکتی را ارزیابی میکند؟

2اخالق و ارزشهای مناسب را ارتقا میبخشد؟

3از مدیریت عملکرد سازمانی و پاسخگویی موثر اطمینان حاصل میکند؟

4درباره مشکالت ریسک و کنترل اطالع رسانی میکند؟

5تبادل اطلاعات میان هیات مدیره حسابرسان داخلی و بیرونی و مدیریت را تسهیل میکند؟

6آیا حسابرس داخلی اثر بخشی مدیریت ریسک در سازمان را ارزیابی میکند؟

7یا حسابرس داخلی به بهبود فرآیندهای مدیریت ریسک کمک میکند؟

8آیا حسابرسی داخلی ریسک تقلب، و اینکه سازمان چگونه ریسک تقلب را مدیریت میکند، ارزیابی میکند؟

9آیا حسابرسی داخلی کنترل اثربخش را در موارد ذیل تقویت میکند:

الفقابل اتکا بودن و درستی اطلاعات مالی و عملیاتی

باثربخشی و کارآیی عملیات

پمحافظت از داراییها

ترعایت قوانین، مقررات، و قراردادها

2200برنامه ریزی کار حسابرسی داخلی

حسابرسان داخلی باید برای هر کار حسابرسی داخلی برنامه ای که شامل اهداف، قلمرو، زمانبندی و تخصیص منابع کار حسابرسی داخلی است را تهیه و مستند کنند.

1آیا برای هر کار حسابرس داخلی یک برنامه کاری وجود دارد؟

2آیا هنگام برنامه ریزی هر کار حسابرسی داخلی یک ارزیابی ریسک اولیه انجام می شود؟

3آیا اهداف کار حسابرسی داخلی، دارای فرآیندهای منطقی از ارزیابی ریسک می باشند؟

4آیا قلمرو کار حسابرسی داخلی کاملا اهداف کار حسابرسی داخلی را پوشش می دهد؟

5آیا کار حسابرسی داخلی دارای منابع مناسب و کافی می باشد؟

2300انجام کار حسابرسی داخلی:

حسابرسان داخلی باید اطلاعات کافی را شناسایی، تحلیل، ارزیابی و مستند کنند تا به اهداف کار حسابرسی داخلی دست پیدا نمایند.

1آیا کاربرگهای حسابرسی داخلی به صورت مناسبی اطلاعات را مستند می کنند؟

2آیا کار حسابرسی داخلی به صورتی مناسب سرپرستی می شود؟

3آیا حسابرسان، اطلاعات کافی را شناسایی، تحلیل، ارزیابی، و ثبت میکنند تا به اهداف کار حسابرسی داخلی دست پیدا نمایند؟

4آیا تیم کار حسابرسی داخلی، مقدار کافی از اطلاعات قابل اتکا، مربوط، و مفید را شناسایی کرده است تا به اهداف کار حسابرسی داخلی دست پیدا نماید؟

2400اطالع رسانی نتایج

حسابرسان داخلی باید نتایج کار حسابرسی داخلی را اطلاع رسانی نمایند.

1آیا نتایج کار حسابرسی داخلی، به صورتی مناسب به مدیریت اطلاع رسانی می شود؟

2آیا اطلاع رسانیها، نشان دهنده کار حسابرسی داخلی صحیح، بی طرفانه، شفاف، دقیق، سازنده، و کامل و به موقع هستند؟

3چنانچه در مورد کار حسابرسی داخلی اظهار نظر، نتیجه گیری یا رتبه بندی انجام می شود، آیا اطلاع رسانیها به واسطه اطلاعاتی کافی، قابل اتکا، مربوط و مفید، پشتیبانی می شوند؟

4آیا اطلاع رسانیهای کار حسابرسی داخلی به صورت مناسبی به واسطه کاربرگها پشتیبانی می شوند؟

5آیا نتایج کار حسابرسی داخلی برای اشخاص متناسب، توزیع می گردد؟

6چنانچه یک اظهار نظر یا نتیجه گیری کلی از سازمان انجام شود:به واسطه اطلاعاتی کافی، قابل اتکا، مربوط و مفید پشتیبانی می شود؟

7آیا اطلاع رسانی و گزارشگری شامل:

الفقلمرویی حاوی دوره زمانی که در آن اظهار نظر شده، را دارا می باشد؟

بمحدودیتهای قلمرو را در بر دارد؟

پملاحظات تمامی پروژه های مرتبط، از جمله اتکا بر سایر ارائه کنندگان اطمینان بخشی را در بر دارد؟

تچارچوب ریسک یا کنترل یا سایر معیارها به عنوان مبنایی برای کل اظهار نظر مورد استفاده قرار گرفته اند؟

ثبه اظهار نظر، قضاوت، یا نتیجه گیری کلی رسیده است؟ چنانچه اظهار نظر کلی منفی ارائه شده، آیا دلایل آن تشریح شده اند؟

2500پایش پیشرفت

رئیس حسابرسی داخلی، سیستمی را ایجاد و حفظ می کند تا وضعیت اطلاع رسانی نتایج، به مدیریت را مورد پایش قرار دهد.

1آیا فرآیندی برقرار شده است تا به کارگیری توصیه های حسابرسی داخلی را پایش نماید؟

2آیا نتایج کار حسابرسی داخلی، به موقع پیگیری می شوند؟

2600افشای پذیرش ریسک توسط مدیریت

هنگامی که رئیس حسابرسی داخلی اعتقاد دارد که مدیریت،اندازه ای از ریسک باقی مانده را مورد پذیرش قرارداده است که ممکن است برای سازمان غیرقابل پذیرش باشد، رئیس حسابرسی داخلی باید در مورد این موضوع با مدیریت ارشد گفتگو کند، چنانچه تصمیم مربوط به ریسک باقی مانده مورد حل و فصل قرار نگیرد. رئیس حسابرسی داخلی باید این موضوع را برای حل و فصل به هیات مدیره گزارش دهد.

1هنگامی که مدیریت با توصیه های حسابرس داخلی، مخالف است، آیا فرآیندی برقرار می باشد تا چنین مخالفتی را از طریق هیات مدیره حل نماید؟

2چنانچه این فرآیند رفع کننده مشکل، وجود داشته باشد، آیا این فرآیند امکان کنترل نمودن این مخالفتها را تا رفع آن توسط کمیته حسابرسی و هیات مدیره برقرار می سازد؟

 استانداردهای حسابرسی داخلی

مقدمه استانداردها

حسابرسي داخلي در محيط هاي قانوني و فرهنگي متنوع، سازمان هايي متفاوت از نظر

اهداف، اندازه، پيچيدگي و ساختار، توسط افرادي شاغل در درون يا بيرون از سازمان،

انجام مي شود. با وجود اين كه تفاوت سازمان ها ممكن است بر كار حسابرسي داخلي

در هر محيطي تأثير گذار باشد، پي روي از استانداردهاي بين المللي كار حرفه اي

حسابرسي داخلي (استانداردها) جهت انجام مسؤو ليت ها ي حسابرسان داخلي و

فعاليت حسابرسي داخلي، ضروري است. اگر فعاليت حسابرسي داخلي يا حسابرسان

داخلي در مورد پيروي از بخش هاي معيني از اين استانداردها با محدوديت هاي ناشي از

قوانين و مقررات روبرو شوند، پيروي از ساير بخش ها ي اين استانداردها و افشاي

مناسب در اين خصوص ضروري است.

اگر اين استانداردها در كنار استانداردهاي صادره توسط ساير مراجع معتبر،

بكار گرفته شود، ممكن است استفاده از استانداردهاي ديگر نيز به عنوان استانداردهاي

مناسب، مطرح گردد. در چنين مواردي بايد از استانداردهاي بين المللي كار حرفه اي

حسابرسي داخلي پيروي نمود. با اين حال، چنانچه استانداردهاي ديگر محدودكننده تر

باشند، مي توان از آنها پيروي كرد.

اهداف اين استانداردها

.(IPPF) راهنماي پيروي از عناصر الزامي مندرج در چارچوب كارهاي حرفه اي بين المللي

ايجاد چارچوبي براي اجرا و توسعه طيف گسترده اي از حسابرسي داخلي داراي

ارزش افزوده.

ايجاد مبنايي براي ارزيابي عملكرد حسابرسي داخلي.

تقويت عمليات و فرآيندهاي سازماني بهبود يافته.

استانداردها مجموعه اي مبتني بر اصول و الزامات به شرح زير است:

بيان الزامات اساسي كار حرفه اي حسابرسي داخلي و ارزيابي اثربخشي

عملكرد كه در سطوح فردي و سازماني كاربرد بين المللي دارد.

تفسير شفاف مفاهيم و اصطلاحات بكار رفته در استانداردها

را در بر مي گيرد. بنابراين، IPPF استانداردها و آيين رفتار حرفه اي همه الزامات

IPPF پيروي از آيين رفتار حرفه اي و استانداردها، پيروي از همه موارد الزامي

محسوب مي شود.

تعريف شده (Glossary) در اين استانداردها، اصطلاحاتي بكار رفته كه در واژه نامه

است. براي درك و كاربرد استانداردها به نحو درست، توجه به معاني خاص مندرج در

واژه نامه ضروري است.

ساختار اين استانداردها مشتمل است بر استانداردهاي:

(Attribute) عمومي

(Performance) عملكرد

(Implementation) اجرايي

استانداردهاي عمومي

استانداردهاي عمومي در ارتباط با ويژگي هاي عمومي و كيفي مؤسسات، واحدها و

افراد مجري خدمات حسابرسي داخلي است.

استانداردهاي عملكرد

استانداردهاي عملكرد، ماهيت خدمات حسابرسي داخلي را تشريح كرده و معيارهايي را

جهت كنترل كيفيت اينگونه خدمات ارائه مينمايد.

استانداردهاي عمومي و عملكرد در مورد كليه خدمات حسابرسي داخلي كاربرد دارد.

استانداردهاي اجرايي

استانداردهاي اجرايي با بسط و توسعه استانداردهاي عمومي و عملكرد، الزامات اجرايي

خدمات اطمينان دهي (الف) يا مشاوره اي (م) را مشخص ميكنند.

خدمات اطمينان دهي

خدمات اطمينان دهي، مستلزم ارزيابي هدفمند و بيطرفانه شواهد توسط حسابرس

داخلي جهت اظهار نظر يا ارائه نتيجه گيري هاي مستقل در مورد يك واحد اقتصاد ي،

عمل، وظيفه، فرآيند، سيستم يا ساير موضوعات مربوط، ميباشد. ماهيت و دامنه

خدمات اطمينان دهي توسط حسابرسان داخلي تعيين ميشود.

طرف هاي خدمات اطمينان دهي

فرد يا گروهي كه مستقيماً در ارتباط با واحد اقتصادي، عمل، وظيفه، فرآيند ،

سيستم يا ساير موضوعات مورد حسابرسي ميباشند- مسئول/ مالك فرآيند.

فرد يا گروهي كه ارزيابي را انجام مي دهند- حسابرس داخلي.

فرد يا گروهي كه از نتيجه ارزيابي استفاده ميكنند- كاربر.

خدمات مشاوره اي

خدمات مشاوره اي ماهيت مشور تي دارند و عموماً بر اساس درخواست مشخص

يك مشتري صورت ميگيرد. ماهيت و دامنه خدمات مشاوره اي، بر اساس توافق

با مشتري تعيين می شود.

طرف هاي خدمات مشاوره اي

فرد يا گروهي كه مشاوره را ارائه مي كنند- حسابرس داخلي.

فرد يا گروهي كه خدمات مشاوره اي به آنان ارائه ميشود - مشتري.

اين استانداردها در مورد حسابرسان داخلي و فعاليت حسابرسي داخلي كاربرد دارد.

همه ي حسابرسان داخلي در مورد انطباق با استانداردهاي مرتبط با بيطرفي فردي،

خبرگي، مراقبت حرفه اي و استانداردهاي مربوط به عملكرد مسئوليت هاي شغلي خود ،

مكلف به پاسخگويي هستند. افزون بر اين، رؤساي حسابرسي داخلي در مورد انطباق

كلي فعاليت حسابرسي داخلي با استانداردها، مكلف به پاسخگويي هستند.

فرآيند تدوين استانداردها، فرآيندي مستمر است.

اصول (Code of Ethics) آيين رفتار حرفه اي

(Code of Ethics) آيين رفتار حرفه اي

اصول:

انتظار مي رود حسابرسان داخلي، اصول زير را بكار گرفته و رعايت كنند:

(Integrity) درستكاري

درستكاري، اعتماد ايجاد كرده و چنين اعتمادي، اساس يا زمينه ي اتكا به قضاوت

حرفه اي حسابرسان داخلي را فراهم مي نمايد.

(Objectivity) بي طرفي

حسابرسان داخلي بالاترين سطح بي طرفي حرفه اي را در مورد گردآوري، ارزيابي

و ارائه اطلاعات درباره ي فعاليت يا فرآيند مورد رسيدگي، اعمال مي نمايند .

حسابرسان داخلي ارزيابي منصفانه اي از تمامي شرايط و رويدادهاي مربوط

به كار به عمل آورده و جهت ارائه ي قضاوت حرفه اي، تحت تأثير منافع يا

علايق شخصي خود و ديگران قرار نمي گيرند.

(Confidentiality) رازداري

حسابرسان داخلي به ارزش و حق مالكيت اطلاعات دريافتي احترام ميگذارند و

بدون داشتن اختيار مناسب اطلاعات را فاش نمي كنند، مگر آن كه وظيفه اي قانوني

و يا حرفه اي براي افشاي آن وجود داشته باشد.

(Competency) شايستگي

حسابرسان داخلي دانش، مهارت ها و تجربه ي مورد نياز را براي انجام خدمات

حسابرسي داخلي بكار ميگيرند.

حسابرسان داخلي:

صرفاً خدماتي را ارائه مي دهند كه براي انجام آنها، دانش، مهارت و

تجربه دارند.

خدمات حسابرسي داخلي را طبق استانداردهاي بين الملل ي برا ي

كار حرفه اي حسابرسي داخلي انجام مي دهند.

به طور مستمر اثربخشي، كارايي و كيفيت خدماتشان را بهبود

مي بخشند.

ضوابط رفتاري

درستكاري

حسابرسان داخلي:

كارشان را با درستكاري، كوشش و مسئوليت پذيري انجام مي دهند.

قوانين را رعايت كرده و موارد مورد انتظار قانون و حرفه را

افشا ميكنند.

آگاهانه در فعاليتي غير قانوني و يا عملي كه براي حرفه يا سازمان

شايسته نيست، شركت نمي كنند.

به اهداف عملياتي مشروع و اخلاقي سازمان احترام گذاشته و در راستاي

تحقق آن همكاري و كمك مي كنند.

بيطرفي

حسابرسان داخلي:

در فعاليت يا رابطه اي كه مسلم يا ممكن است ارزيابي بي طرفانه ي

آنان را مخدوش نمايد، شركت نميكنند. مشاركت مذكور مشتمل است

بر فعاليت ها يا روابطي كه ممكن است در تضاد با منافع سازمان باشد.

چيزي را كه مسلم يا ممكن است قضاوت حرفه اي آنان را مخدوش كند،

نمي پذيرند.

تمامي واقعيت هاي با اهميت شناسايي شده كه عدم افشاي آنها

ممكن است گزارش فعاليت تحت بررسي را تحريف نمايد، افشا مي كنند.

رازداري

حسابرسان داخلي:

درمورد استفاده از اطلاعاتي كه در جريان انجام وظايفشان بدست مي آورند

محتاط بوده و از آنها محافظت مي كنند.

از اطلاعات بدست آمده، به نفع هيچ كسي يا به هر نحوي كه

مغاير قانون يا بر خلاف اهداف عملياتي مشروع و اخلاقي سازمان باشد،

استفاده نمي كنند.

تعریف حسابرسی داخلی

تعریف حسابرسی داخلی

حسابرسی داخلی، فعالیت مشاوره ای و اطمینان دهی مستقل و بی طرفانه ای،

به منظور ارزش افزایی و بهبود عملیات یک سازمان است. حسابرسی داخلی

با ایجاد رویکردی منظم و روشمند به سازمان کمک می کند که برای دستیابی

به اهداف عملیاتی خود، اثر بخشی فرایندهای مدیریت ریسک، کنترل و نظام

راهبری را ارزیابی و بهبود بخشد.

اصطلاحات پرکاربرد در حسابرسی داخلی

(Risk) ريسك

امكان وقوع رويدادي كه دستيابي به اهداف عملياتي را تحت تأثير قرار مي دهد .

ريسك از جنبه هاي ميزان اثرگذاري و احتمال اندازه گيري مي شود.

(Risk Appetite) ريسك قابل پذيرش

سطحي از ريسك كه يك سازمان حاضر به پذيرش آن است.

(Compliance) رعايت قوانين و مقررات

پيروي از سياست ها، برنامه ها، رو شها، قوانين، مقررات، قراردادها يا ساير الزامات.

(Chief Audit Executive) رئيس حسابرسي داخلي

شخص ارشدي است كه مسئوليت مديريت مؤثر فعاليت حسابرسي داخلي را

به عهده دارد. IPPF مطابق مفاد منشور حسابرسي داخلي و عناصر الزامي

رئيس حسابرسي داخلي يا افراد ديگري كه به او گزارش مي دهند،

داراي صلاحيت و گواهينامه هاي حرفه اي مناسب خواهند بود. عنوان شغلي خاص

يا مسئوليت هاي رئيس حسابرسي داخلي ممكن است در سازمان هاي گوناگون،

متفاوت باشد.

(Information Technology Governance) راهبري فناوري اطلاعات

شامل رهبري، ساختارهاي سازماني و فرآيندهاي كه اطمينان مي دهند

فناوري اطلاعات بنگاه، از استراتژي ها و اهداف عملياتي سازمان پشتيباني

مي كند.

(Consulting Services) خدمات مشاوره اي

فعاليت هاي مشاوره اي و خدمات مرتبط كه ماهيت و دامنه ي آن، بدون اين كه

حسابرسان داخلي مسئوليت مديريت را به عهده گيرند، به منظور ارزش افزايي و

بهبود فرآيندهاي نظام راهبري، مديريت ريسك و كنترل سازمان، با مشتري

توافق مي شود. اين خدمات از جمله مي تواند شامل پيشنهاد، مشورت دادن،

تسهيل كردن امور و آموزش باشد.

(Assurance Services) خدمات اطمينان دهي

رسيدگي بي طرفانه ي شواهد، با هدف ارزيابي مستقل فرآيندهاي نظام راهبري،

مديريت ريسك و كنترل سازمان. اين ارزيابي از جمله ممكن است مشتمل بر

امور مالي، عملكرد، رعايت قوانين و مقررات، سيستم امنيتي و كارهاي مربوط به

راستي آزمايي باشد.

چارچوب كارهاي حرفه اي بين المللي

(International Professional Practices Framework)

سازمان IIA چارچوبي مفهومي در قالب استانداردها، دستورالعمل ها و رهنمودهايی

مي دهد. استانداردها، دستورالعمل ها و رهنمودهاي مذكور متشكل از دو گروه:

الزامي و توصيه شده، ميباشد.

(Technology-based Audit Techniques) تكنیکهاي حسابرسي مبتني بر فناوري

هر گونه ابزار خودكار حسابرسي، مانند نرم افزار عمومي حسابرسي، نرم افزارهاي

آزمون داده ها، برنامه ها ي حسابرسي كامپيوتري و تكنیك ها ي حسابرسي

به كمك كامپيوتر.

(Fraud) تقلب

هر گونه عمل غير قانوني كه مشخصه آن فريب، پنهان كاري يا سوء استفاده از

اعتماد باشد. اين اعمال بستگي به تهديد به خشونت يا بي حرمتي يا استفاده از

نيروي فيزيكي ندارد. تقلب توسط اشخاص و سازمان ها براي دستيابي به پول،

دارايي يا خدمات، خودداري از پرداخت يا تحمل زيان خدمات يا حفظ امتياز

شخصي يا حفظ كسب و كار، به وقوع مي پيوندد.

(Conflict of Interest) تضاد منافع

هرگونه ارتباطي كه وجود داشته و يا به نظر مي رسد وجود دارد و در جهت

بهترين منفعت سازمان نيست. تضاد منافع به توانايي يك شخص براي انجام

وظايف و مسئوليتهايش، به طور بي طرفانه، آسيب وارد ميكند.

(Objectivity) بي طرفي

نگرش ذهني غيرجانبدارانه اي (غيرمغرضانه) كه به حسابرسان داخلي اجازه

میدهد كارها را به نحوي انجام دهند كه ضمن اعتقاد به نتيجه ي كارشان،

هيچ مصالحه و سازشي در مورد كيفيت صورت نگيرد. بيطرفي، حسابرسان

داخلي را ملزم میكند كه قضاوت حرفه اي خود را در خصوص موضوعات مورد

حسابرسي تابع نظر ديگران قرار ندهند.

(Engagement Work Program) برنامه انجام كار حسابرسي داخلي

(Plan) سندي كه رو شهاي انجام كار، براي دستيابي به اهداف برنامه ريزي شده ي

حسابرسي داخلي را مشخص مي كند.

(Must) بايد

در متن استانداردها از واژه ي ”بايد“ براي مشخص كردن الزام بدون قيد و شرط

استفاده ميشود.

(Should) انتظار مي رود

در متن استانداردها از عبارت ” انتظار مي رود“ زماني استفاده شده كه پيروي از

استانداردهاي مربوط، مورد انتظار است، مگر زماني كه بر اساس قضاوت حرفه اي،

انحراف از استاندارد مربوط، موجه باشد.

(Should) انتظار مي رود

نسبي یك موضوع در جامعه يا زمينه اي كه در آن (Importance) اهميت

جامعه يا زمينه، آن موضوع، مشتمل بر عوامل كمي و كيفي از قبيل اندازه،

ماهيت، ميزان تأثيرگذاري و مربوط بودن، مورد توجه يا بررسي قرار مي گيرد.

هنگام ارزيابي اهميت موضوعات در جامعه يا زمينه ي مرتبط با اهداف عملياتي

كار حسابرسي، قضاوت حرفه اي به حسابرسان داخلي كمك مي كند.

(Engagement Objectives) اهداف عملياتي كار حسابرسي داخلي

بيانيه هاي تدوين شده توسط حسابرسان داخلي كه دستاوردهاي كار مور د نظر را

تعريف ميكند.

(Engagement Opinion) اظهار نظر

دسته بندي، نتيجه گيري و يا توصيف ديگري از نتايج يك كار حسابرسي داخلي،

در محدوده اهداف و دامنه آن كار.

توسط رئيس حسابرسي داخلي كه معطوف به سطح هيأت مديره و فرآيندهاي

نظام راهبري، مديريت ريسك و كنترل سازمان مي باشد . اظهار نظر كلي،

قضاوت حرفه اي رئيس حسابرسي داخلي است كه مبتني بر نتايج حاصل از

انجام تعدادي كارهاي فردي و ديگر فعاليت ها، براي بازه زماني مشخص،

مي باشد.

اصول اساسي كار حرفه اي حسابرسي داخلي

(Core Principles for the Professional Practice of Internal Auditing)

اصول اساسي كار حرفه اي حسابرسي داخلي، پايه و شالوده ي چارچوب كارهاي

حرفه اي بين المللي است و از اثر بخشي حسابرسي داخلي پشتيباني ميكند.

(Independence) استقلال

وجود آزادي عمل در شرايطي كه توانايي فعاليت حسابرسي داخلي براي ايفاي

مسئوليتهاي حسابرسي داخلي، به صورت بیطرفانه، مورد تهديد قرار ميگيرد.

Glossary واژه (Glossary) نامه

استانداردهاي بين المللي كار حرفه اي حسابرسي داخلي

(Standard) استاندارد

بيانيه ي رسمي حرفه اي منتشره توسط هيأت استانداردهاي حسابرسي داخلي

بين المللي كه الزامات انجام طيف گسترده اي از فعاليت حسابرسي داخلي و ارزيابي

عملكرد حسابرسي داخلي را تعيين ميكند.

(Add Value) ارزش افزايي

فعاليت حسابرسي داخلي زماني كه اطمينان دهي مربوط و بي طرفانه اي

ارائه مي دهد و به اثربخشي و كارايي فرآيندهاي نظام راهبري، مديريت ريسك

و كنترل كمك مي كند، موجبات ارزش افزايي را براي سازمان (و ذينفعان آن)

فراهم مي نمايد.

(External Service Provider) ارائه دهنده ي برون سازماني خدمات

ارائه دهنده ي برون سازماني خدمات عبارت است از يك شخص يا موسسه اي

برون سازماني كه داراي دانش، مهارت و تجربه در رشته اي خاص است.

(Code of Ethics) آيين رفتار حرفه اي

عبارت است از اصول مرتبط (IIA) آيين رفتار حرفه اي انجمن حسابرسان داخلي

با حرفه و كار حسابرسي داخلي و ضوابط رفتاري كه نحوه ي رفتار مورد انتظار

از حسابرسان داخلي را شرح میدهد. آيين رفتار حرفه اي در مورد اشخاص

و مؤسساتي كه خدمات حسابرسي داخلي ارائه مي دهند، كاربرد دارد.

هدف آيين رفتار حرفه اي ترويج فرهنگ رفتار حرفه اي در سطح بين المللي

حرفه ي حسابرسي داخلي است.

(core principles) اصول اساسی

1درستکاری

2شایستگی و مراقبت حرفه ای

3استقلال و بی طرفی

4هم راستا با استراتژی ها، اهداف عملیاتی و ریسکهای سازمان

5مناسب بودن جایگاه سازمانی و کافی بودن منابع

6کیفیت و بهبود مستمر

7اطمینان موثر اطمینان دهی مبتنی بر ریسک

8بصیر،کنشگر و متمرکز بر آینده

9مروج بهبود سازمانی

چارچوب کارهاي حرفه اي بین المللی

International Professional Practices Framework

MISSION

ماموریت حسابرسی داخلی

افزایش و حفاظت از ارزش سازمانی به کمک ارائه خدمات اطمینان دهی بی طرفانه و

مبتنی بر ریسک، مشاوره و آگاهی بخشی (insight).

(Objectives) اهداف عملياتي

(Board) هيأت مديره

بالاترين سطح هيأت حاكمه ي (مانند هيأت عامل، هيأت سرپرستي يا هيأت رهبري

يا هيأت امنا) مسئول اداره و يا نظارت بر مديريت ارشد و فعا ليت هاي سازمان.

هر چند ترتيبات نظام راهبري در بخش ها و حوزه هاي مختلف، متفاوت است،

معمولاً هيأت مديره مشتمل بر اعضايي است كه مسئوليت اجرايي ندارند.

اگر هيأت مديره اي وجود ندارد، عبار ت ”هيأت مديره “ در اين استانداردها

ممكن است به كميته يا نهاد ديگري كه سازمان را رهبري مي كند،

معطوف گردد (مانند كميته حسابرسي).

(Governance) نظام راهبري

تركيبي يا مجموعه اي از فرآيندها و ساختارهايي كه توسط هيأت مديره به منظور

آگاهي دادن، هدايت، مديريت و نظارت بر فعاليت هاي سازمان، براي دستيابي

آن، ايجاد ميشود.

(Charter) منشور حسابرسي داخلي

منشور حسابرسي داخلي، سندي رسمي است كه اهداف فعاليت حسابرسي

داخلي، اختيارات و مسئوليت هاي آن را تعريف ميكند. منشور حسابرسي داخلي

جايگاه حسابرسي داخلي در سازمان، اختيار دسترسي به ثبتها و مدارك،

كاركنان و دارايي هاي فيزيكي را تعيين نموده و دامنه ي فعاليت حسابرسي

داخلي را تعريف ميكند.

(Risk Management) مديريت ريسك

فرآيندي جهت شناسايي، ارزيابي، مديريت و كنترل رويدادها يا شرايط بالقوه،

به منظور فراهم نمودن اطميناني معقول براي دستيابي به اهداف عملياتي

سازمان.

(Impairment) مخدوش شدن

مخدوش شدن بی طرفی فردی و استقلال سازمانی، ممکن است مشتمل بر تضاد

منافع شخصی، محدودیت های دامنه فعالیت حسابرسی داخلی، محدودیت های

دسترسی به ثبتها یا مدارک،کارکنان و دارایی ها و محدودیت های منابع (تامین وجوه

مورد نیاز) باشد.

(Control Environment)محیط کنترلی

نگرش و اقدامات مدیریت و هیات مدیره در خصوص اهمیت کنترل در سازمان،

محیط کنترلی نظم و ساختاری برای تحقق برای اهداف اصلی سیستم کنترل داخلی

فراهم می کند. محیط کنترلی مشتمل بر عناصر زیر است:

1درستکاری و ارزشهای رفتار حرفه ای (اخلاقی)

2فلسفه و سبک عملیاتی مدیریت

3ساختار سازمانی

4واگذاری اختیار و مسئولیت

5سیاست ها و شیوه های مربوط به منابع انسانی

6شایستگی کارکنان

(Control) كنترل

هر اقدامي كه توسط مديريت، هيأت مديره و ديگر اشخاص به منظور مديريت

ريسك و افزايش احتمال دستيابي به اهداف كلي و عملياتي سازمان انجام

ميشود. مديريت، اجراي اقدامات كافي را به منظور حصول اطميناني معقول

جهت دستيابي به اهداف كلي و عملياتي سازمان، طرحريزي، سازماندهي و

هدايت مي كند.

(Adequate Control) كنترل كافي

كنترل كافي زماني وجود دارد كه مديريت به نحوي برنامه ريز ي و سازماندهي

كرده باشد كه اطميناني معقول از مديريت مؤثر ريسك ها ي سازمان و تحقق

اهداف كلي و عملياتي سازمان به طور كارا و با صرفه ي اقتصادي، حاصل شود.

(Information Technology Controls) ; کنترل فناوري اطلاعات

کنترل هایی که از مدیریت کسب و کار و نظام راهبری پشتیانی می کند و

همچنین کنترل های عمومی و فنی استوار بر زیرساخت های فنی استوار

بر زیر ساخت های فناوری اطلاعات، مانند نرم افزارهای کاربردی، اطلاعات،

زیر ساخت و کارکنان را فراهم می کند.

(Engagement) كار حسابرسي داخلي

حسابرسي داخلي ويژه، وظيفه يا فعاليت بررسي، حسابرسي داخلي، بررسي

خود ارزيابي، بررسي تقلب يا ارائه خدمات مشاوره اي. يك كار حسابرسي داخلي

ممكن است مشتمل بر وظايف چندگانه يا فعاليت هاي طراحي شده براي انجام

مجموعه اي خاص از اهداف مرتبط باشد.

(Internal Audit Activity) فعاليت حسابرسي داخلي

يك واحد، بخش، تيمي متشكل از مشاوران يا شخص (اشخاص) ديگري كه

خدمات مشاوره اي و اطمينان دهي مستقل و بي طرفانه اي را به منظور ارزش افزايي

و بهبود عمليات سازمان، ارائه مي كند. فعاليت حسابرسي داخلي، به ايجاد

رويكردي منظم و روشمند به سازمان كمك مي كند كه جهت دستيابي به اهداف

عملياتي خود، اثربخشي فرآيندهاي نظام راهبري، مديريت ريسك و كنترل را

ارزيابي و بهبود بخشد.

(Control Processes) فرآيندهاي كنترل

سياست ها، روش ها (دستي يا خودكار) و فعاليت هايي كه قسمتي از يك چارچوب

كنترل بوده و به منظور حصول اطمينان از اين كه ريسك ها در محدوده ي

ريسك قابل تحمل، توسط فرآيندهاي مديريت ريسك مهار مي شوند،

طراحي مي گردند.

احساس نیاز به حسابرسی داخلی

با ارتقاي نيازهاي اطلاعاتي استفاده كنندگان از اطلاعات مالي و لزوم استفاده بهينه و

اثربخش از منابع اقتصادي كشور، مسئوليت مديران بنگاه ها و حسابرسان گسترش

و تعميق قابل ملاحظه اي نسبت به دوره هاي قبل يافته است. حفظ توان نقدينگي و

سودآوري، توسعه سرمايه گذاري به ويژه افزايش توان مقابله با رويدادهاي غيرمنتظره

و قابليت گزارش دهي و تحقق اثربخشي و كارايي فعاليت ها ا ز جمله مواردي

محسوب مي شوند كه در تداوم حيات واحد تجاري نقش بسزايي ايفا مي نمايند.

انجام اين مهم به خصوص در شرايط و وضعيت هاي پيچيده اقتصادي كنوني،

درك روشن از استانداردهاي حسابداري، حسابرسي، قوانين و مقررات حقوقي - مالي،

سيستم هاي اطلاعاتي مالي - غير مالي و بكارگيري تكنيك هاي پيشرفته، آمار و رياضي را

اجتناب ناپذير ساخته است. در راستاي اين مهم، بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران

و سازمان بورس و اوراق بهادار ايران به عنوان نهادهاي نظارتي و مقررات گذار

بازارهاي پول و سرمايه ضرورت ايجاد كميته ي حسابرسي و واحد حسابرسي داخلي و

اهميت و نقش آنها را بارها مورد تأكيد و تأييد قرار داده اند.

جامعه حسابداران رسمي ايران اميد دارد، ترجمه و انتشار آخرين نسخه ي استانداردهاي

بين المللي كار حرفه اي حسابرسي داخلي، موجب ارتقا اثربخشي، كارايي و

صرفه ي اقتصادي بنگاه هاي اقتصادي گرديده و كمك نمايد كه قابليت اتكا

گزارشات مالي و غيرمالي با رعايت قوانين و مقررات مربوط بيشتر شود.

حسابرسي داخلي با شتاب چشمگيري در سطح جهان در حال توسعه است. فارغ از ريشه يابي

اين موضوع و بررسي پيشينه ي حسابرسي داخلي در جهان و ايران، از ابتداي دهه ي جاري ،

حرفه ي حسابرسي داخلي و انجام حسابرسي مذكور طبق استانداردهاي بين المللي مربوط،

توجه ويژه ي بسياري از مديران بنگا ههاي اقتصادي و ارگان ها و سازمان هاي مقررات گذار را

در كشورمان نيز به خود جلب كرده است. بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران حتي در اواسط

دهه ي 80 در قالب ”رهنمودهايي براي نظام مؤثر كنترل داخلي در مؤسسات اعتباري“، لزوم ايجاد

كميته ي حسابرسي و واحد حسابرسي داخلي را به تمامي بانكها و مؤسسات اعتباري غير بانكي

ابلاغ نموده است. همچنين سازمان بورس و اوراق بهادار در ابتداي دهه ي جاري، رعايت مفاد

منشورهاي كميته ي حسابرسي و فعاليت حسابرسي داخلي (تهيه شده توسط سازمان مذكور) را

براي كليه ي ناشران پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرا بورس ايران،

الزامي كرده است. شايان توجه است كه به موجب مفاد ماده ( 10 ) منشور فعاليت

حسابرسي داخلي مذكور، ”حسابرسان داخلي در انجام حسابرسي داخلي بايد استانداردهاي داخلي

لازم الاجرا و آيين رفتار حرفه اي حسابرسان داخلي و در نبود استانداردهاي مورد نياز، استانداردهاي

بين المللي حسابرسي داخلي را رعايت نمايند.“ ترجمه ي آخرين نسخه ي استانداردهاي بين المللی

كار حرفه اي حسابرسي داخلي، در راستاي تأمين نياز مذكور و كمك به همكاران عزيزي

كه در حوزه ي حسابرسي داخلي به هر نحو خدماتي ارائه مي دهند، صورت گرفته است.

ریسک های فعالیت ورود مواد و کالا

1تاخیر در فعالیتهای دریافت و آزمایش مواد به دلیل دریافت زیاد مواد اولیه

2نابهنگامی یا بی دقتی در ورود اطلاعات به سیستم

3مشخص نبودن نیازهای اطلاعاتی دایره های تولیدی به طور کامل

4مفقود شدن سفارشهای خرید یا ارسال نکردن آنها برای فعالیت مربوط به ورود مواد و کالا

5درج نشدن زمانهای نیاز به مواد اولیه در سفارشها

6مغایرت مقادیر دریافت شده با مقادیر مندرج در سفارش خرید یا اسناد حمل

7تهیه نشدن مستندات دریافت به وسیله کارکنان این دایره یا مفقود شدن مستندات تهیه شده

8کارکنان دایره دریافت،عمدا یا سهوا،گزارشی برای مواد دریافت نشده ارائه کنند.

9مفقود شدن مستندات مربوط به مواد برگشت شده

10تهیه نکردن مستندات لازم برای مواد برگشت شده

11بی دقتی مربوط به برگشت مواد

12ناآگاهی کارکنان دایره دریافت

13دریافت مواد فاقد مشخصه های مندرج در سفارشها

14درک نشدن مشخصه های مورد نظر به وسیله فعالیتهای مربوط به ورود کالا به دلیل ارتباط ضعیف با دایره تدارکات

15کهنگی یا بی فایده بودن رویه های آزمایش مواد

16کهنگی یا بی دقتی تجهیزات آزمایش مواد

17آزمایش نشدن مواد به وسیله فعالیتهای مربوط به ورود مواد و کالا یا بی دقتی آزمایش مواد

18تهیه نشدن مستندات کافی و مناسب برای انتقال مواد

19بی دقتی یا کاستی اطلاعات مربوط به انتقال مواد

20بی دقتی در ورود اطلاعات به سیستم

21دزدیدن فلزات قیمتی

22نابسندگی رویه های درخواست مواد

23تفاوت مواد انتقالی با مواد درخواست شده

24کاستی یا بی دقتی در اطلاعات مربوط به مواد انتقالی

25مفقود شدن مستندات انتقال

26بی اعتنایی کارکنان مربوط به خط مشی ها و رویه های انبارداری و جابه جایی این گونه مواد

27نشت مواد به دلیل سوراخ بودن مخازن انبار

28ناآشنایی کارکنان مربوط با این گونه قوانین و مقررات

29بی اعتنایی عمدی یا سهوی کارکنان به قوانین و مقررات ایمنی و بهداشت اشتغال

ریسک های برون سازمانی

1منابع عرضه

2تغییرات و تحولات فن آوری

3خواسته های اعتبار دهندگان

4اقدامات رقیبان

5شرایط اقتصادی

6شرایط سیاسی

7مقررات

8حوادث طبیعی

ریسک های فعایت مالی و مدیریت

1مشخص نبودن نیازهای اطلاعاتی مدیریت یا سایر کارکنان یا بی دقتی در تفهیم این نیازها به تهیه کنندگان اطلاعات

2نا مشخص بودن یا اعلام نکردن زمانهای نیاز به گزارشهای مدیریت و اولویتهای نسبی این گزارشها

ریسک های هزینه های تولید

1نابسندگی یا نادرستی اطلاعات

2سازماندهی ضعیف فرآیند تولید

3ناتوانی در تعریف و تشخیص مراحل تولید

4نادرستی،نابهنگامی یا ناآگاهی از اطلاعات مربوط به هزینه های واقعی

5محاسبه و ثبت غلط انحرافها

ریسک های فعالیت مستندات مالیاتی

1نابسندگی اطلاعات مربوط به مستندات مالیاتی و قوانین و مقررات مربوط یا نداشتن درک صحیح از آنها

2کاستی یا نادرستی اطلاعات مبنای تهیه مستندات مالیاتی

3کافی نبودن اطلاعات مربوط به فرصتهای صرفه جویی مالیاتی

4نابسندگی اطلاعات مربوط به گزارشدهی مالی و وقایع مالیاتی با رویدادهای اقتصادی یا نداشتن درک صحیح از آنها

5آن دسته از ثبتهای دفتر روزنامه که به معاملات مالیاتی یا رویدادهای اقتصادی مرتبط است به نحو صحیح تصویب نشود یا به دفتر کل انتقال نیابد.

ریسک های حقوق و دستمزد

1طراحی نشدن سیستم حقوق و دستمزد به گونه ای که شرایط پرداخت مندرج در قراردادهای جمعی یا فردی کارکنان با شرکت را بازتاب دهد.

2نبود مجوز در مورد اقلام تشکیل دهنده حقوق و دستمزد یا کسورات آن یا بی دقتی یا نادرستی آنها

3انجام کار در ساعات غیر اداری و غیر مجاز یا اشتباه در محاسبه ساعات کار

4ارائه کارتهای ساعات کار یا سایر مدارک مرتبط با کارکنان واهی

5نبود یا فقدان اطلاعات یا اسناد و مدارک حقوق و دستمزد

6دسترسی کارکنان غیر مجاز به اطلاعات حقوق و دستمزد

7مشخص نبودن نیازهای اطلاعاتی مدیریت در خصوص حقوق و دستمزد

ریسک های فعالیت مزایای کارگری و بازنشستگی کشوری

1اعلام نکردن روشن و دقیق شرایط استفاده از طرحهای مقرری و مزایای کارکنان به مسئولان مربوط

2نادرستی اطلاعات ارائه شده (درباره کارکنان)به کارکنان مسئول طرحهای مقرری و مزایا

3محرومیت نا موجه کارکنان واجد شرایط از مشارکت در طرحهای مقرری و مزایا

4ورود اسامی کارکنان واهی به عنوان مشمولین طرحها و مزایا

5ابهام یا پیچیدگی مفاد طرحهای مقرری و مزایا

6اشتباه در محاسبه مزایا و مقرریها

7نادرستی اطلاعات

8مفقود شدن اطلاعات یا ارسال آن به مکانهای غیر ضرور

9ناآگاهی کارکنان از قوانین و مقررات مربوط

10نبود سیستمهای مناسب

11درک نشدن مقتضیات گزارشدهی

ریسک های فعالیت تجزیه و تحلیل و تطبیق

1وضع نشدن استانداردها پیش از اجرای عملیات و برنامه ها

2نبود یا بی دقتی اطلاعات مورد نیاز برای مقایسه نتایج واقعی با استانداردهای تعیین شده (نکته ریسکهای مرتبط با این هدف،با رویه های تطبیق و ماهیت اطلاعات مورد نظر متفاوتند.)

ریسک های دارایی های ثابت

1مفقود شدن اسناد و مدارک خرید دارایی ها یا انتقال نیافتن آنها به کارکنان صلاحیتداربه هردلیل دیگر

2نارسایی در توصیف دارایی های تحصیل شده

3فروش یا انتقال دارایی ها بدون آگاهی پرسنل مربوط

4برآورد نادرست عمر مفید با اعمال روشهای غلط در محاسبه استهلاک دارایی های ثابت

5نابسندگی تدبیرهای امنیتی و حفاظتی دارایی های ثابت

ریسک های فعالیت پردازش وجوه

1نادرستی،نابهنگامی یا ناآگاهی از اطلاعات مربوط به جریانهای ورود و خروج وجوه نقد

2ناآگاهی از منابع جایگزین تامین مالی

3ناتوانی در برقراری یا حفظ روابط حسنه با منابع تامین مالی

4نبود شناخت از دیگر زمینه های ممکن برای سرمایه گذاری

5تاخیر در واریز وجوه به دلیل دریافت وجوه نقد در واحد اقتصادی

6تاخیر مشتریان در واریز وجوه

7وجود مشکلات بیش از اندازه در وصول حسابهای دریافتنی

8گزارش نادرست وجوه نقد دریافتی به دایره حسابهای دریافتنی، به دلیل اختلاس یا مفقود شدن وجوه با دلایل دیگر

9تفاوت مبالغ وصولی با مبالغ فاکتورهای فروش، یا مشخص نبودن دلایل پرداخت وجه

10نادرستی،نابهنگامی یا ناآگاهی از اطلاعات مربوط به سررسیدهای پرداخت

11پرداخت پیش از موعد (سررسید صورتحسابها)

12چکهای صادر شده به سرعت در بانک نقد شود.

13سیستم اطلاعاتی،تخفیفهای قابل استفاده و تاریخهای پرداخت تعیین شده جهت بهرمندی از تخفیف را مشخص نکند.

14جعل مستندات

15ارائه مجدد اسناد

16نادرستی،نابهنگامی یا ناآگاهی از اطلاعات مربوط به مبالغ یا تاریخ سررسید بدهی ها

17مفقود شدن اطلاعات با اسناد و مدارک

18نابسندگی کنترلهای حفاظتی وجوه نقد و اسناد و مدارک مرتبط با نقل و انتقال وجوه نقد

ریسک های حسابهای دریافتنی

1مفقود شدن اسناد و مدارک یا نا درستی اطلاعات

2نادرستی مقطع گیری زمانی محموله های ارسالی در پایان دوره

3مفقود شدن اسناد و مدارک یا نا درستی اطلاعات

4مفقود شدن یا دریافت نابهنگام اسناد و مدارک

5ورود نادرست داده ها

6وجود غیر مجاز برگشتیها و تخفیفات و مطالبات سوخت شده واهی

7دسترسی غیر مجاز به اسناد و مدارک حسابهای دریافتنی و اطلاعات (داده های ذخیره شده در سیستم)

ریسک های حساب های پرداختنی

1مفقود شدن اسناد و مدارک با اطلاعات

2ورود نادرست داده ها

3ثبت حسابهای پرداختنی نا معتبر مربوط به خریدهای غیر مجاز یا واهی

4مفقود شدن یا دریافت نابهنگام اسناد و مدارک

5مفقود شدن اسناد و مدارک یا اطلاعات

6ورود نادرست داده ها

7ورود غیر مجاز برگشت از خریدهای واهی

8افزایش غیر مجاز حسابهای پرداختنی

9دسترسی غیر مجاز به اسناد و مدارک و اطلاعات (داده های ذخیره شده در سیستم)

ریسک های فعالیت های طرح ریزی

1ناآگاهی از هدفهای عام واحد اقتصادی

2نابسندگی اطلاعات درباره فرصتهای موجود

3نابسندگی سیستمهای اطلاعاتی مدیریت

4نارسایی طرحها و زمینه ارزیابی شاخصهای عملکرد

5نابسندگی و کهنگی سیستمهای طرح ریزی

6نادرستی اطلاعات و مفروضات

ریسک های مدیریت واحد حقوقی

1ناآگاهی مدیریت از الزامات قانونی و مقرراتی

2ناآگاهی مشاور حقوقی از فعالیتهای واحد اقتصادی

3تغییر و تحول الزامات قانونی و مقرراتی

4بررسی نشدن قراردادها و توافق نامه ها به وسیله مشاور حقوقی

5ناآگاهی کارکنان غیر حقوقی از شرایط زمینه ساز دعاوی حقوقی

6نادرستی اطلاعات یا برآوردهای مربوط به هزینه های دعاوی یا حل اختلاف

ریسک های مدیریت ریسک (مخاطرات ناشی از رویداد حوادث یا سایر زیان های بیمه پذیر)

1پرمخاطره بودن بعضی مشاغل،فعالیتها یا مکانها

2کهنگی و نابابی تسهیلات تولید

3نااثربخش بودن برنامه های ایمنی و آموزشی کارکنان

4ضعف نگهداری یا نابسندگی تجهیزات

5بی اعتنایی کارکنان به خط مشی ها و رویه های ایمنی

6ناآگاهی از قوانین و مقررات ایمنی و بهداشت اشتغال

7نادرستی،نابسندگی یا نابهنگامی اطلاعات مربوط به هزینه های ناشی از پذیرش ریسک یا پیشامدها یا اتفاقات افزون کننده ی ادعاهای بیمه ای

8ناآگاهی ازتکنیکهای مهار هزینه ریسک

ریسک های مدیریت فن آوری اطلاعات

1نابسسندگی کنش متقابل مدیران بخشهای فن آوری اطلاعات، مالی و عملیاتی در تدوین طرحهای راهبردی

2در نظر نگرفتن نیازهای استفاده کنندگان در طراحی سیستمها یا اجرای غلط سیستمهای طراحی شده

3اجرای نادرست اصلاحات سیستم و برنامه

4ناتوانی عملیات رایانه ای در استفاده از برنامه ها، پرونده ها و روشهای درست

5دسترسی غیر مجاز به پرونده های اطلاعاتی

6انجام اصلاحات غیر مجاز در برنامه ها

7نبود یا ضعف برنامه ریزی جهت تداوم سیستمها

8ضعف رویه های تهیه نسخه های پشتیبان و روشهای بازیابی

9حفاظت ناکافی از منابع فن آوری اطلاعات

ریسک های  خدمات اداری

1کمبود یا مازاد نیروی انسانی

2نبود برنامه ریزی مشخص برای برآوردن هدفهای خدمات اداری

3نابسندگی سیستمهای حسابداری برای تخصیص هزینه ها

ریسک های مدیریت روابط برون سازمانی

1درک نکردن سیاستهای دولت

2مشروط بودن مشارکت به عضویت در این هیات ها

3محدودیت(معدود بودن) و نابسندگی مداخلات و موضع گیریها

4ناآگاهی از مسائل اجتماعی و نداشتن اطلاعات مربوط

ریسک های مدیریت واحدهای اقتصادی

1کاستی یا نادرستی اطلاعات مربوط به تغییرات و دگرگونیهای عرصه رقابت، تولید،نیازها و سلیقه های مشتریان، یا قوانین و مقررات

2نشناختن عوامل اساسی موفقیت

3کافی نبودن منابع

4کم توجهی به برقراری روابط اثربخش با سهامداران،سرمایه گذاران و سایر اشخاص برون سازمانی

5تفضیل یش از حد و اندازه اطلاعات: برقراری سیستمی برای گزارش دهی به مدیریت اجرایی باید بر اطلاعات کلیدی مورد نیاز برای اداره اقتصادی متمرکز باشد.

6کهنگی سیستمهای اطلاعاتی

7نادرستی یا نابهنگامی اطلاعات

8نبود آیین نامه رفتاری

9ناآگاهی کارکنان از مفاد آیین نامه رفتاری

10بی اعتنایی کارکنان با آیین نامه رفتاری (برخورد انضباطی)

11وجود کارکنان متخلف (گزارش این افراد به مسئولان قضایی)