اجزای صورتهای مالی اساسی :
صورتهای مالی اساسی :
1 ترازنامه
2 صورت سود وزیان
3 صورت سود و زیان جامع
4 صورت جریان وجوه نقد
دوم
یادداشتهای توضیحی
صورتهای مالی اساسی :
1 ترازنامه
2 صورت سود وزیان
3 صورت سود و زیان جامع
4 صورت جریان وجوه نقد
دوم
یادداشتهای توضیحی
* عملکرد ضعیف مالی
*عایدات گزارش شده به طور با ثباتی بالاتر از جریان نقد عملیاتی هستند.
*عایدات گزارش شده به طور با ثباتی بالاتر از سود مشمول مالیات است.
*کزارش حسابرسی مشروط
*عدم استفاده از 5 حسابرس بزرگ به وسیله شرکت های بزرگ
*استعفای حسابرس و یا تغییر غیر معمول حسابرس
*تغییرات مکرر و توجیه نشده خط مشی های حسابداری
*افزایش ناگهانی در موجودی های کالا در مقایسه با فروش ها
*استفاده از مکانیسم هایی برای احتراز از مقررات حسابداری مانند اجاره های عملیاتی
*تکرار هزینه های یک باره و حمام های بزرگ
تعدیلات صورت های مالی وظیفه نهایی و پیچیده تر تجزیه و تحلیل صورت های مالی ، خصوصا صورت سود و زیان و ترازنامه می باشد.
تحریفات در ارقام گزارش شده و اهداف تحلیلی خاص دو علت اصلی ضرورت این تعدیلات می باشند.
کیفیت سود موضوعی است که در سالهای اخیر به کانون توجه در ارزیابی عملکرد مالی شرکتها تبدیل شده است. در پی رسوایی های مالی اخیر، اطمینان و اعتماد سرمایه گذاران به سیستم گزارشگری مالی تضعیف شده و کیفیت سود به عنوان یک عامل مهم در تعیین اعتبار و قابلیت اعتماد ارقام گزارش شده، از اهمیت ویژه ای برخوردار شده است.
کیفیت سود، قدرت سودآوری، پایداری سود
نقش اصلی اطلاعات حسابداری در بازارهای مالی فراهم کردن زمینه های لازم برای تخصیص بهینه منابع است. در پی رسواییهای مالی اخیر، اطمینان و اعتماد سرمایه گذاران به سیستم گزارشگری مالی ضعیف شده و کیفیت سود به عنوان یک عامل مهم در تعیین اعتبار و قابلیت اعتماد ارقام گزارش شده پدیدار شده است. در نتیجه، تعیین کیفیت اطلاعات حسابداری و نتایج حاصل از آن، مورد علاقه سرمایه گذاران، مدیران، قانون گذاران و تدوین کنندگان استانداردها است. تحلیلگران مالی، مدیران و سرمایه گذاران در سالهای اخیر به گزارش سودآوری شرکتها توجه زیادی داشته اند. مدیران علاقمند به حفظ رشد سود هستند زیرا، پاداش آنان اغلب به سود شرکت وابسته است. سود حسابداری و اجزای آن از جمله اطلاعاتی محسوب میشود که در هنگام تصمیم گیری توسط افراد در نظر گرفته می شود. سود حسابداری مبتنی بر ارقام تعهدی از نظر بسیاری از کاربران اطلاعات صورتهای مالی، ابزاری برای سنجش عملکرد شرکتها محسوب می شود. منظور از ارزیابی عملکرد شرکتها ارزیابی کلی وضعیت مالی و نتایج عملیات برای تصمیم گیریهای منطقی است.
سهامداران که مهمترین گروه کاربران اطلاعات صورتهای مالی هستند منافع خود را در اطلاعات سود جستجو می کنند . سود حسابداری نشانه ای است که موجب تغییر باورها و رفتار سرمایه گذاران میشود . کیفیت سود می تواند در گزارشگری مالی اطمینان سرمایه گذاران را در بازارهای مالی تحت تاثیر قرار دهد. از عوامل مهم مؤثر در کیفیت سود می توان به روشهای متعدد حسابداری، نارسایی های موجود در فرآیند برآوردها و پیش بینی ها، اختیار عمل مدیران و تاثیرپذیری سود از مبانی گزارشگری و صلاحدید مدیران اشاره کرد. عبارت کیفیت سود به توانایی مدیران در استفاده از اقلام اختیاری در اندازه گیری و گزارشگری سود اشاره دارد. اقلام اختیاری ممکن است شامل انتخاب از بین اصول یا استانداردهای حسابداری و به کارگیری برآوردها و زمانبندی معاملات برای شناسایی اقلام غیرعادی در سود باشد.
در طول سه دهه اخیر بحث کیفیت سود مورد توجه خاص پژوهشگران قرار گرفته و تلاش بر این بوده است که با دست یافتن به یک روش منطقی و معتبر، کیفیت سود مورد ارزیابی قرار گرفته و عوامل تاثیرگذار بر آن شناسایی شود .
کیفیت سود زمانی مطرح می شود که تحلیلگران مالی تعیین کنند، تا چه میزان سود گزارش شده، منعکس کننده سود واقعی است. برداشت عموم سرمایه گذاران از مفهوم سود واقعی، سود حاصل از عملیات عادی است که قابل تکرار در سالهای مالی آینده و ایجاد کننده جریانهای نقدی است. مفهوم کیفیت سود به دو ویژگی سودمندی در تصمیمگیری و ارتباط بین کیفیت سود و سود اقتصادی اشاره می کند.
سود یکی از اساسی ترین عناصر صورتهای مالی است که همواره مورد توجه قرار گرفته است و از آن به عنوان معیاری برای ارزیابی تداوم فعالیت، کارآیی و بازنگری ساختار قراردادهای نمایندگان واحد اقتصادی یاد می شود. شواهد نشان داده است که سود حسابداری شاخص خوبی برای بازده های سهام و پیش بینی جریانهای نقدی آینده است، اما به دلیل استفاده از محدودیتهای محافظه کاری و اهمیت در تعیین سود حسابداری، برخی از تحلیلگران به این نتیجه رسیدند که سود اقتصادی نسبت به سود حسابداری، شاخص بهتری برای پیشبینی جریانهای نقدی آینده است. سود اقتصادی نیز اولین بار توسط آدام اسمیت تعریف شد و سپس این تعریف توسط هیکس بسط داده شد. او سود را مبلغی تعریف کرد که شخص میتواند طی یک دوره مصرف کند و در آخر دوره دارای همان رفاهی باشد که در اول دوره داشته است.
نظریه کیفیت سود برای اولین بار توسط تحلیلگران مالی و کارگزاران بورس مطرح شد، زیرا آنان احساس می کردند سود گزارش شده قدرت سود را آن چنان که در ذهن مجسم می شود نشان نمی دهد. آنان دریافتند که پیشبینی سودهای آینده بر مبنای نتایج گزارش شده، کار مشکلی است. افزون بر این، تحلیلگران فهمیدند که تجزیه و تحلیل صورتهای مالی شرکتها به دلیل نقاط ضعف متعدد در اندازهگیری اطلاعات حسابداری کار مشکلی می باشد. سوال اساسی این است که چرا تحلیلگران مالی در ارزیابی خود از سود خالص گزارش شده و یا سود هر سهم شرکت (بدون تعدیل ) استفاده نمی کنند و جانب احتیاط را رعایت می نمایند. پاسخ این است که در تعیین ارزش شرکت نه تنها به کمیت سود، بلکه باید به کیفیت آن نیز توجه شود. منظور از کیفیت سود، زمینه بالقوه رشد سود و میزان احتمال تحقق سودهای آتی است. به بیان دیگر، ارزش یک سهم تنها به سود هر سهم سال جاری شرکت بستگی ندارد بلکه به انتظار از آینده شرکت و قدرت سود آوری سالهای آینده و ضریب اطمینان نسبت به آن بستگی دارد.
عناصرکیفیت سود : ارقام سود از طریق انتخابهای مدیران و حسابداران بین اصول پذیرفته شده حسابداری و قضاوتهای شخصی مدیران در مورد رویه های به کارگرفته شده برای ثبت اطلاعات حسابداری تحت تاثیر قرار می گیرد. گاهی اوقات مدیریت بنگاه اقتصادی از انتخابهای حسابداری برای دستکاری سودها و گمراه کردن کاربران بهره می گیرد. افزون بر این، مدیران ممکن است عناصر سودها را برای بهتر از واقع نشان دادن وضعیت بنگاه اقتصادی دستکاری کنند و با این کار کیفیت سود گزارش شده را به حداقل میرسانند، زیرا کسانی که برای تصمیم گیریهای خود به سودهای مزبور اتکا میکنند، دچار اشتباه شده و تحلیلگران مالی نیز نمی توانند پیشبینی صحیحی از توان سودآوری بنگاه اقتصادی در آینده انجام دهند. سیگال معتقد است ارقام سود باید صداقت، قابلیت اطمینان و قابلیت پیشبینی داشته باشند. صداقت یعنی باید به دور از هر گونه پیش داوری و دستکاری برنامه ریزی شده برای مطلوب نشان دادن وضعیت بنگاه اقتصادی باشند و قابلیت اطمینان نیز یعنی اینکه ارقام سودهای گزارش شده باید ارزیابی درستی از قدرت سودآوری شرکت ارایه دهند و نیز بتوان از طریق آنها روند سود آوری آینده را پیشبینی نمود.
کیفیت سود را میتوان به سه دسته پایداری سود، سطوح ارقام تعهدی و سود منعکس کننده معاملات اقتصادی مربوط، تقسیم کرد. پایداری سود به معنی تکرارپذیری (استمرار) سود جاری است. هر چه پایداری سود بیشتر باشد، یعنی شرکت توان بیشتری برای حفظ سودهای جاری دارد و فرض میشود کیفیت سود شرکت نیز بالاتر است.
سطوح ارقام تعهدی نیز با کیفیت سود رابطه معکوس دارد، زیرا هر چه میزان ارقام تعهدی سود بیش تر باشد، کیفیت سود شرکت کاهش می یابد. همچنین، هر چه سود حسابداری که گزارش میشود منعکس کنندهی معاملات واقعی اقتصادی موجود باشد به همان اندازه کیفیت سود نیز افزایش می یابد.
روشهای ارزیابی کیفیت سود
به طور کلی چهار روش برای ارزیابی کیفیت سود به شرح زیر مطرح است :
1) روش مبتنی بر مربوط بودن با ارزش سهام : در این روش ارتباط بین مقادیر مختلف سود و قیمت سهام (بازار) به کمک رگرسیون اندازه گیری می شود. هر چه میزان ضریب همبستگی تعدیل شده بیشتر باشد، سود متغیر مرتبط تری با ارزش است .
2) روش مبتنی بر محتوای اطلاعاتی : در این روش ارتباط بین تغییرات قیمت یا بازده سهام، با سطوح یا تغییرات غیرمنتظره مقادیر مختلف سود به کمک رگرسیون اندازه گیری می شود. هر چه میزان ضریب همبستگی تعدیل شده به یک نزدیکتر باشد، نشان دهنده بار اطلاعاتی بیشتری است.
3) روش مبتنی بر توانایی پیش بینی : در این روش مهم آن است که مقادیر گذشته سود بتواند مقادیر آینده را پیش بینی کند. هر چه میزان قدر مطلق میانگین خطای پیش بینی کمتر باشد، آن مقدار توانایی پیشبینی بیشتری دارد.
4) روش مبتنی بر سود اقتصادی : در این روش بیشتر معیارهای مبتنی بر پیش بینی هزینه سرمایه مدنظر قرار می گیرد. استنباط این است که این ارقام کیفیت بالاتری نسبت به سود حسابداری دارند. معیار ارزش افزوده اقتصادی از جمله معیارهایی است که بر این روش اتکا دارد.
مدیریت سود و انگیزههای آن
در ادبیات حسابداری تعاریف مختلفی در مورد مدیریت سود ارائه شده است. ارائه تعریف مناسب از مدیریت سود مستلزم شناخت هدف و انگیزه از مدیریت سود و کاربرد آن میباشد. در ادامه به تعاریف گوناگون پیرامون مدیریت سود پرداخته میشود.
مدیریت سود به عنوان اختیار شرکت در انتخاب سیاسیت های حسابداری برای دستیابی به برخی اهداف خاص مدیر گفته میشود.
مدیریت سود به عنوان دست مالی سود توسط مدیریت به منظور دست یابی به قسمتی از پیش داوریهای مربوط به سود مورد انتظار میباشد.
مدیریت سود به عنوان دستکاری مصنوعی سود توسط مدیریت جهت حصول به سطح سود برای برخی مقاصد خاص (از جمله حصول پیش بینی تحلیل گران و یا برآورد روندهای سودهای قبلی برای پیش بینی سودهای آتی) میباشد.
مدیریت سود یعنی استفاده مدیران از قضاوت های شخصی خود در گزارش های مالی به منظور تغییر در جهت گزارشگری مالی.
انگیزهای مدیریت سود
درگیر شدن در مسئله مدیریت سود برای شرکتها کاری خالی از مخاطره نیست. مخاطراتی جون مخدوش شدن اعتبار شرکت و مدیران عامل و خطر دادخواهی از آنها (این مورد بیشتر در مورد تقلب روی میدهد) از این قبیل است. بنابراین منطق حکم میکند تنها هنگامی اقدام به مدیریت سود شود که انگیزهای کافی برای آن وجود داشته باشد و منافع این کار از هزینهها و مخاطرات آن بیشتر باشد. در ادامه به بیان انگیزهای سود که مربوط به منافع شرکت میباشد پرداخته میشود.
افزایش بازده سهام: نتایج بسیاری از تحقیقات حاکی از اثبات این انگیزه برای مدیریت سود است. شرکتها می توانند اول جهت ایجاد یک جریان با ثبات سود، به منظور تاثیرگذاری مساعد بر بازده سهام و کاهش ریسک شرکت؛ و دوم توانایی مقابله با ماهیت ادواری بودن شود و جلوگیری از کاهش احتمالی همبستگی بازده مورد انتظار شرکت با بازده بازار، اقدام به مدیریت سود کند.
شرایط تامین مالی بهتر: شرکتها میتوانند برای نشان دادن تصویری بهینه و بهتر از آینده شرکت، قبل از مراجعه به بازار سرمایه برای تامین مالی، اقدام به مدیریت سود کنند. با مدیریت سود افزاینده و هموارسازی شرکتها خواهند توانست ریسک سرمایه گذاری سرمایه گذاران را کاهش داده و لذا سرمایه گذاران به بازده کمتری قانع خواهند بود. بنابراین هزینه سرمایه کاهش خواهد یافت. به علاوه با مدیریت سود تقاضا برای سرمایه گذاری در شرکت افزایش یافته و از یک طرف قیمت سهام یا اوراق بدهی افزایش یافته و از طرف دیگر هزینه انتشار، تبلیغات و غیره برای تامین مالی کاهش می یابد.
افزایش قیمت سهام در اولین عرضه عمومی سهام: قیمت سهام که برای نخستین بار عرضه میشود، مشخص نیست. حال پرسش این جاست که چگونه ارزش این سهام تعیین می گردد. پاسخ احتمالی میزان تقاضای برای سهام مذکور است و این تقاضا نیز بستگی به برداشت بازار از وضعیت آتی شرکت دارد.
عدم تخلف از قرادادهای بدهی: معمولا اعتبار دهنگان در مورد بازپرداخت شدن اصل و سود منابعی که در اختیار شرکت قرار می دهند، دارای ریسک هستند. عموما برای کنترل چنین ریسکی، اعتبار دهندگان در قرارداد فیمابین با شرکت خواهان وضع مفادی میگردند. برای مثال سرمایه در گردش یا نسبت جاری شرکت نباید از حد معینی کمتر شود و یا نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام نباید از حد مشخصی فراتر رود.
انگیزهای سیاسی: برخی از شرکتها از دیدگاه سیاسی در معرض دید بیشتر قرار دارند. این شرکتها از منظر علت جلب توجه ها به سه دسته تقسیم می شوند. دسته اول شرکتهای بسیار بزرگ هستند. علت توجه به این شرکتها این است که فعالیت آنها بر عده زیادی تاثیر میگذارد. دسته دوم شرکتهایی هستند که در صنایع استراتژیک فعالیت میکنند، مانند شرکت های نفت و گاز. در نهاست دسته سود شرکتهایی هستند که حالت انحصاری یا شبه انحصاری دارند. این شرکتها خواستار نوعی مدیریت سود هستند که آنها را کمتر در مورد دید مردم قرار دهد.
کاهش مالیات: مسلما کاهش دادن میزان مالیات برای بسیاری از شرکتها بسیار مطلوب بوده و شرکتها انگیزه زیادی دارند ک از هر راه ممکن از جمله مدیریت سود (کاهنده) به این هدف دست یابند. اما باید توجه داشت که بستر اعمال مدیریت سود، سیستم و اعداد حسابداری است. به عبارت دیگر هنگامی مدیریت سود می تواند در میزان پرداخت مالیات موثر باشد که برای محاسبه مالیات، از اعداد بیرون آمده از سیستم حسابداری استفاده شود.
اطلاع رسانی به سرمایه گذاران: افکار عمومی نسبت به سرمایه گذاری در شرکت بستگی به برداشت عموم از آینده آن شرکت دارد. به علاوه سرمایه گذاران با استفاده از سود دوره جاری در احتمالاتی که برای عملکرد آینده در نظر گرفته اند، تجدید نظر میکنند. در طرف مقابل منطقی است که بپذیریم مدیر شرکت درباره سودهای خالص آینده شرکت اطلاعاتی محرمانه دارد. مسلما شرکتها این انگیزه را دارند که با مدیریت برسود دوره جاری این اطلاعات را افشا کنند. به عناون مثال مدیر می تواند با مدیریت سود، به نوعی تداوم سود یا رشد سود را علامت دهی کند.
قوانین و مقرارت: شرکتها ممکن است جهت شمول یا عدم شمول بعضی قوانین دولتی اقدام به مدیریت سود کنند.
سه نوع راهبرد مدیریت عایدات وجود دارد:
1.مدیران سود دوره جاری را افزایش می دهند.
2.مدیران با کاهش محسوس سود دوره جاری ، یک حمام بزرگ می گیرند.
3.مدیران با هموار سازی سود ، نوسانات عایدات را کاهش می دهند.
افزایش سود:
یکی از استراتژی های مدیریت عایدات ، افزایش سود گزارش شده یک دوره می باشد. انگیزه این عمل نمایش مطلوبیت بیشتر یک شرکت می باشد. می توان با این روش سود را برای چندین دوره افزایش داد . در دوره های رشد ، برگشت تعهدات کمتر از تعهدات ایجاد شده جاری است که سود را افزایش می دهد. همین مساله باعث می شود که شرکت بتواند سود بیشتری از مدیریت عایدات تهاجمی طی دوره های زمانی بلند مدت گزارش نماید. همچنین شرکت ها می توانند برای چندین دوره ، عایدات را رو به بالا گزارش کنند و سپس همه تعهدات را با یک هزینه یکباره اغلب به عنوان هزینه غیر مترقبه گزارش می شود و بنابراین به عنوان قلمی که کمتر مربوط است شناسایی می شود.
حمام بزرگ:
استراتژی حمام بزرگ ، انجام کنار گذاری های بیشتر در یک دوره زمانی است. دوره انتخاب شده ، معمولا یا با عملکرد ضعیفی همراه است . اغلب به هنگام رکود اقتصادی و زمانی که بیشتر شرکت های دیگر عایدات ضعیفی گزارش می کنند و یا وقایعی مانند تغییر مدیریت ، ادغام یا تجدید ساختار در آن صورت می گیرد. استراتژی حمام بزرگ اغلب به یک استراتژی افغیزایش سود برای سالهای دیگر متصل می شود به خاطر ماهیت غیر مستمر و غیر معمول حمام بزرگ کاربران گرایش به تنزیل اثر مالی آن دارند.این امر فرصتی ایجاد می کند تا همه اشتباهات گذشته را کنار گذاشته و عرصه ای برای افزایش های عایدات آینده فراهم آورد.
هموارسازی سود:
هموارسازی سود ، شکل معمول مدیریت عایدات است. بر اساس این استراتژی ، مدیران سود گزارش شده را برای کاهش نوسانات آن ،کاهش یا افزایش می دهند. این استراتژی شامل عدم گزارش بخشی از عایدات در سالهای خوب ، از طریق ایجاد ذخیره یا بانک عایدات و سپس گزارش آن عایدات در سالهای بد می باشد.
مدیریت عایدات به عنوان مداخله هدفمند مدیریت در فرآیند تعیین عایدات که معمولا برای برآوردن اهداف خودخواهانه صورت می گیرد تعریف می شود. این امر ، اغلب برای ظاهر سازی صورت های مالی ، خصوصا رقم نهایی عایدات صورت می گیرد. مدیریت عایدات ، در جایی که مدیران تعهدات را بدون پی آمد نقدی ، دستکاری می کنند ، می تواند ظاهری باشد. ودر جایی که مدیران اعمالی را با پیامدهای نقدی انجام می دهند می تواند واقعی باشد.
مدیریت عایدات ظاهری ، نتیجه وسعت عمل بالقوه ای است که در کاربرد حسابداری تعهدی وجود دارد . استانداردهای حسابداری و مکانیسم های نظارتی ، این آزادی عمل را کاهش می دهند . با این وجود حذف این آزادی عمل به دلیل پیچیدگی و تفاوت در فعالیت های تجاری غیر ممکن است . علاوه بر این حسابداری تعهدی نیازمند برآوردها و قضاوت ها است.
همه اینها منجر به اعمال نظر مدیریتی در تعیین ارقام حسابداری می شود . از طرف دیگر این اعمال نظر فرصتی برای مدیران ایجاد می کند تا تصویری حاوی اطلاعات مفیدتر از فعالیت های تجاری شرکت ارائه دهند.مدیران می توانند ، از این فرصت برای ظاهرسازی صورت های مالی و مدیریت عایدات استفاده می شود.
حساب سازی در صورت های مالی رخ می دهد بدین منظور که آمار و ارقام موجود در این صورت ها بر اساس منفعت ها و ضعف های موجود در نظارت بر استانداردهای حسابداری در آن نهاد یا سازمان مورد تغییر قرار می گیرد.
بر اساس تعاریف گوناگون، جمعی از اقتصاد دانان حساب سازی را این گونه بیان می کنند:
حساب سازی در حسابداری یعنی اینکه حسابداران با استفاده از دانش خود، گزارشات مالی و حسابداری را دستکاری می کنند.
از جدید ترین تعاریف موجود در این زمینه می توان به بیاناَت زیر اشاره کرد.
حساب سازی نمایش غیر منصفانه ای از حساب های مالی به وسیله فن تولید و نمایش است یعنی در مواردی پیش می آید که حسابداران و بنگاه های تجاری بنا بر منافع مد نظر حقایق حسابداری و مالی را به صورت غیر منصفانه ای به تصویر بکشند، به عنوان نمونه نمایش نادرست اطلاعات از میزان سودآوری شرکت و یا ارائه گزارش های مالی زیان آور از عملکرد یک سازمان که نمایش نادرست از اطلاعات صحیح مالی یک سازمان باعث می شود در بعضی موارد حتی حسابرسان نیز دچار سردرگمی بشوند.
نام دیگر حساب سازی، حسابداری جسورانه است، در حساب سازی تغییر در صورت های مالی ارقام درج شده سبب می شود تا این صورت های مالی از نظر ظاهری کاملا قانونی به نظر بیاید و از لحاظ استانداردهای حسابداری نیز مشکلی نداشته باشد در صورتی که واقعیت امر چیز دیگری است.
متاسفانه برخی از تلاش های استانداردهای حسابداری برای مقابله با حساب سازی در حسابداری حتی با وجود تغییرات عمده در استاندارها با شکست مواجه می شود زیرا حسابدارانی که دست به چنین کارهایی می زنند روش هایی را برای دور زدن این استانداردها به کار می گیرند.
انواع روش های مختلف حساب سازی در حسابداری
حساب آرایی که نام دیگر حساب سازی در حسابداری است از طریق روش های مختلفی انجام می گیرد مانند: استفاده زیاد از برآوردهای مالی، استفاده از اقلام تعهدی اختیاری و ... که به طور کلی در دو گروه زیر قرار می گیرند.
هموار سازی سود
از دیدگاه حسابداری هموار سازی سود به معنای این است که با اعمال تغییرات در ثبت هزینه ها و درآمد ها باعث شویم تا سود کلی شرکت در سال های متمادی تغییرات اندکی را نشان دهد به گونه ای که روند سود شرکت تغییرات عمده ای را نشان ندهد.
در واقع هموار سازی سود به معنای کاهش نوسان های دوره ای سود می باشد، این عمل که ممکن است با انگیزه های متفاوتی انجام بگیرد می تواند کیفیت سود را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهد.
پژوهشگران معتقدند سرمایه گزاران بر این باور هستند که شرکت هایی برای سرمایه گذاری مناسب تر است که از یک روند سودآوری ثابت برخوردار باشند زیرا سرمایه گذاری در شرکت هایی که سود دهی متغیری دارند دارای ریسک زیادی است.
نکته حائز اهمیت در این زمینه این است که هوار سازی سود باعث افزایش سود یک شرکت می شود و به طور بالقوه سرمایه گذاران را به سرمایه گذاری ترغیب می کند.
هموار سازی سود به دو دسته کلی تقسیم می شود:
روش های زیر در حساب سازی در حسابداری موثرند که به صورت خلاصه به آنها می پردازیم.
ساختار مبهم برخی از رویه ها، قوانین و استانداردهای حسابداری
ممکن است برخی از رویه ها، قوانین و استانداردهای حسابداری دارای ساختاری ابهام برانگیز و منعطف باشند، ازین رو سبب می شود تا سلیقه در بکارگیری این رویه ها دخالت داشته باشد که در حسابرسی از اصطلاحی به نام نواحی خاکستری از آن نام برده می شود.
سبقت گرفتن پیشرفت های فناوری از فرایندهای تدوین و تنظیم قوانین و استانداردهای حسابداری
تغییرات روازنه فرایندهای فناوری و ورش های تجاری باعث شده است تا روش های حسابداری از آنها عقب بمانند و به گونه ای حسابداری دنباله رو فناوری و تجارت است. به همین دلیل است که حرفه حسابداری با فقدان رویه ها و استانداردهای خود مواجه است.
پذیرش مسئولیت پاسخ گویی در قبال تخصیص منابع به روشی نادرست
رقابت سبب می شود تا شرکت تحت تاثیر فشارهایی قرار بگیرد واین امر سبب می شود تا نتایج و گزارش های مالی دچار مبالغه گردند، بازار رقابت عامل اصلی ارائه صورت های مالی رضایت بخش برای سرمایه گذاران و سهام داران یک سازمان می باشد.
روش های متداول برای حساب آرایی در حسابداری
حساب سازی در حسابداری برای گمراه کردن سرمایه گذاران، سهام داران، اعتبار دهندگان بانکی و ... به کار می رود در این میان از روش های متداولی استفاده می شود که در ذیل به آنها اشاره می کنیم.
۱-عدم ثبت فروش و درآمد در دفاتر و یا کمتر ثبت کردن انها از طریق به وجوداوردن خریداران ساختگی و کد (شماره اقتصادی)جعلی و یا کد دیگران مخصوصا موسساتی که فروش کالای انها از طریق شعبه،نمایندگی ،کارگزار و توزیع کننده به عمل می آید
2- حساب سازی و حساب به حساب کردن، ثبت فروش یا درآمد در حسابهای بستانکاران،جاری شرکاء
3- ثبت خرید کالا و دارایی در حساب هزینه بر خلاف موازین مربوط
4- اضافه منظور نمودن قیمت خرید کالا و دارایی از طریق به وجود آوردن فروشندگان و فاکتور های ساختگی و یا ثبت خرید کالا و هزینه هایی که واقعیت ندارند
5- کمتر تحویل گرفتن مقدار یا تعداد کالاهای خریداری داخل یا وارداتی و ثبت تمامی مبلغ خرید در دفاتر
6- ثبت هزینه های مستقیم خرید یا واردات کالا در حساب هزینه های جاری
7- متورم کردن مبلغ مندرج در فاکتور های خرید و هزینه ها از طریق تبانی با مشتری
8- منظور نمودن هزینه های واهی و شخصی به حساب هزینه های موسسه
9- ارائه صورتحساب های خرید و هزینه ها بیش از یک بار به حسابرسان
10- خارج کردن کالای سالم از حسابها به عنوان ضایعات و عدم ثبت فروش آنها در دفاتر
11- دست کاری در وسایل اندازه گیری کالا(کم فروشی)و سوءاستفاده از صندوق های فروش نقدی و عدم ثبت فروش واقعی در دفاتر
12- منظور نمودن مطالبات لاوصول واهی و یا عدم ثبت وصول مطالبات خذف شده
13- بستانکار نمودن حساب مشتریان بابت برگشت واهی کالا و منظور نمودن تخفیفات نقدی ساختگی به حساب مشتریان
14-خارج نمودن دارایی های مستهلک شده از حسابها به منظور کتمان درآمد و فروش آنها در زمان واگذاری یا انحلال
15- تسعیر غیر واقعی نرخ ارز به منظور کتمان سود و نشان دادن زیان
16- انعقاد قراردادهای صوری و فاکتورهای ساختگی خرید مواد و کالا واسناد هزینه
17-عدم ثبت برخی از هزینه ها به منظور کتمان برخی از درآمدها
18- ارائه قیمت تمام شده کالای ساخته شده بیشتر از قیمت واقعی از طریق افزایش غیر واقعی قیمت مواد یا موادی که خریداری نشده-دستمزد و سربار تولید
19- جایگزین کردن مواد اولیه ارزان قیمت به جای مواد گران قیمت
20- کم فروشی کالا از طریق چاپ وزن بیشتر کالا روی قوطی یا جعبه یا بسته بندی
انحرافات حسابداری ، انحراف اطلاعات گزارش شده در صورت های مالی از واقعیت تجارتی آنها می باشد. این انحرافات از ماهیت حسابداری تعهدی نشات می گیرد . شامل استانداردها ،خطاهای برآوردی ،تعادل بین مربوط بودن و قابلیت اتکا و وسعت کاربرد آن می باشد.
صورتهای مالی بعنوان خروجی سیستم حسابداری در هر سازمانی فلسفه وجودی خود را با تامین نیازهای اطلاعاتی مخاطب شان جهت دستیابی به اهداف خویش توجیه مینماید و این مهم در گرو تامین و ارائه آن در قالب ویژگیهای کیفی می باشد که از جمله آن می توان به قابل مقایسه بودن(هم با دوره های مالی قبل خودش و هم سایر شرکتها رقیب در صنعت و غیره) در زیر مجموعه ویژگیهای کیفی مرتبط با ارائه اطلاعات اشاره داشت. قابل مقایسه بودن فراهم نمی شود مگر اینکه شرکت در خصوص رویدادها و فعالیتهای مالی خود دو اصل یکنواختی (بکارگیری رویه حسابداری مشابه در بین شرکتها جهت یک رویداد خاص) و اصل ثبات رویه (پایداری رویه های حسابدرای در یک شرکت در خصوص رویدادهای تکراریو مشابه طی ادوار مالی) رعایت نماید. که دو اصل مطروحه به ترتیب جزء ب و الف بند 15 استاندارد حسابداری شماره 1 را در بر می گیرند. انحراف از استاندارد ها یا حتی یک رویه خاص در حسابداری زمانی اتفاق می افتد که مدیریت به این نتیجه برسد که درسایه بکارگیری روشهای مجاز در یک استاندارد حسابداری خاص نتواند به دو ویژگی کیفی (مربوط بودن و قابل اتکا بودن)مرتبط با محتوای اطلاعات جامه عمل بپوشاند( لازمست در این خصوص محدودیت مربوط به موازنه بین خصوصیات کیفی نیز مد نظر قرار گیرد) و یا اینکه ماهیت رویداد در یک دوره نسبت به دوره قبل تغییر کرده باشد.
نحوه برخورد با آن در صورتهای مالی بدین شرح می باشد: با گذری بر تغییرات در حسابداری موضوع را کمی روشنتر خواهیم نمود، این تغییرات در کل به سه دسته به شرح زیر تقسیم می شوند:
1- تغییر در اصول و روشهای حسابدرای(انحراف از اصول و موازین طبق استانداردها)
2- تغییر در برآورد حسابداری(تغییر در برآورد عمر مفید یک دارایی) و
3- تغییر در شخصیت گزارشگری(تلفیق، ادغام و سایر ترکیبهای تجاری) در مورد اول لازم است جهت قابل مقایسه بودن اطلاعات، اعداد و ارقام از محل آن تجدید ارائه شود اما مورد 2 از آنجا که تأثیر تغییرات برای دوره جاری و آتی می باشد لازم نیست صورتهای مالی تجدید ارائه گردند فراموش نشود در صورتی که نتوان بر این روش و برآورد قضاوت درستی انجام داد آن را بعنوان تغییر در برآورد تلقی خواهیم نمود.
مورد سومی هم نیازمند بکارگیری اصول و استاندارد خاص در خصوص نوع تغییر شخصیت می باشد. و همچنین لازم است در خصوص هر سه تغییر درصورت با اهمیت بودن افشائیات لازم در خصوص آن ارائه شود تا اطلاعات قابل فهم شوند
نیازهای اطلاعاتی کاربران متفاوت ، به اهداف تجزیه و تحلیل آنها بستگی دارد . در تجزیه و تحلیل مالکانه ، اطلاعات حسابداری باید یک بررسی بدون سوگیری از عملکرد و وضعیت مالی شرکت ارائه دهد. همچنین باید پیش بینی عایدات بالقوه آتی شرکت را تسهیل نماید.در عوض در مورد تجزیه و تحلیل اعتبار ، اطلاعات حسابداری باید وضعیت و عملکرد مالی شرکت را به طور محافظه کارانه ای منعکس نماید . این به خاطر تاکید بر ریسک پایین و ارزیابی احتیاط آمیز توانایی بازپرداخت بدهی های شرکت می باشد.
دو منشا تقاضای تجزیه و تحلیل حسابداری :
1. تجزیه و تحلیل مقایسه ای :
تجزیه و تحلیل مالی ، طبقه ای از شرکت ها و یا مقاطع زمانی خاص را مورد مقایسه قرار می دهد . قبل از انجام مقایسه ها ، باید از تهیه اطلاعات طبقه شرکت ها یا مقاطع زمانی ، با استفاده از اصل قابلیت مقایسه،اطمینان حاصل نمود. قابلیت مقایسه به کیفیت اطلاعات حسابداری برای تحلیل مقایسه ای در بین شرکت ها اشاره دارد. ثبات رویه به کیفیت اطلاعات حسابداری برای تحلیل مقایسه ای مقاطع زمانی اشاره دارد. تعدیلات مناسب برای اطلاعات حسابداری ، جهت اطمینان از قابلیت مقایسه ، ثبات رویه یا هر دو ، بسته به نیازهای تحلیلی ، حائز اهمیت است.
2.اندازه گیری سود :
سود ، دو نقش متفاوت ولی با اهمیت یکسان ایفاد می کند:
1. تغییر خالص در ثروت سهامداران را برای یک دوره اندازه گیری می کند.
2. توانایی های یک شرکت برای ایجاد منافع را تعیین می کند ، که همان قدرت سود آوری است .
این دو نقش سود با دو مفهوم جایگزین سود شباهت دارند .
سود اقتصادی یا سود قابل توزیع: مساوی است با جریان نقدی بعلاوه تغییر در ارزش بازار دارایی های خالص که تغییر در ثروت سهامداران را ارائه می دهد.
سود مستمر:قدرت سودآوری تداوم یافتنی نیز گفته می شود که جریان نقد دائمی است، کسب آن به طور مداوم صورت می گیرد و با ارزش فعلی جریان های نقدی آتی واقعی ، برابر است.این سود میانگین عایدات بالقوه را ارائه می دهد و شاخصی برای ارزش محسوب می شود. به جای تغییر در ارزش .
هر دو مفهوم سود برای تجزیه و تحلیل صورت های مالی حائز اهمیت هستند. هرچند که تعدیلات لازم برای تعیین هر یک از آنها متفاوت است.
برای اندازه گیری سود اقتصادی ، نیازمند جامعیت هستیم که همان رویکرد ترازنامه محور است. در این رویکرد باید به این نکته توجه شود که همه تغییرات در سرمایه از منابع مالکیت یعنی : سود تقسیمی و افزایش سرمایه ناشی نمی شود. برای تعیین سود تداوم یافتنی نیازمند رویکردی انحصاری هستیم . این رویکرد تنها ترکیبات دائمی و پایای سود را در نظر می گیرد. آگاهی از اینگونه مقادیر سود جایگزین برای تجزیه و تحلیل حسابداری مهم هستند.
تجزیه و تحلیل حسابداری فرایندی است که میزان انعکاس واقعیت های اقتصادی توسط ارقام حسابداری شرکت را ارزیابی می کند . ارزیابی ریسک حسابداری و کیفیت عایدات شرکت ، برآورد قدرت سودآوری ، انجام تعدیلات لازم برای صورت های مالی در جهت انعکاس بهتر واقعیت های اقتصادی و کمک به تجزیه و تحلیل مالی از جمله وظایف تجزیه و تحلیل حسابداری می باشند .
تجزیه و تحلیل حسابداری پیش شرط مهمی برای تجزیه و تحلیل کارای مالی است. زیرا کیفیت تحلیل و استنباط مالی ، به کیفیت اطلاعات حسابداری زیر بنایی آن ، که ماده اولیه تحلیل است ، بستگی دارد.
حسابداری تعهدی ، بینشی از وضعیت و عملکرد مالی شرکت ایجاد می کند که حسابداری نقدی از انجام آن ناتوان است. ضمن اینکه نقایص آن محتوای اقتصادی گزارش های مالی را تحریف می کند . تجزیه و تحلیل حسابداری فرآیندی است که تحلیلگر برای شناسایی و ارزیابی تحریفات در صورت های مالی از آن استفاده می کند . همچنین تحلیل حسابداری ، شامل تعدیلات لازم برای صورت های مالی است که انحرافات را کاهش می دهد و صورت های مالی را برای تحلیل مالی آماده می کند.
ضرورت تجزیه و تحلیل حسابداری به دو دلیل می باشد :
اول اینکه پیشرفت حسابداری تعهدی و قرار گرفتن آن بالای حسابداری نقدی به علت انعکاس به موقع تر فعالیت های تجاری بوده است . اما حسابداری تعهدی ، انحرافات حسابداری را به همراه دارد که نیازمند شناسایی و تعدیل است . آنقدر که اطلاعات حسابداری ، فعالیت های تجاری را بهتر منعکس کند.
دوم اینکه در صورت های مالی برای مجموعه ای متنوع از کاربران و نیازمندان اطلاعات تهیه شده است . این بدان معناست که معمولا اطلاعات مالی برای اهداف تحلیلی کاربر خاص نیازمند تعدیلات می باشد.
در این مبنا از حسابداری امکان دستیابی سریع به اطلاعات سازمانی و وضعیت سازمان وجود دارد. جهت تعیین درآمد و هزینه واقعی دوره های مالی و گزارشگیری صحیح از فعالیت های مالی در پایان هر سال فقط با بهکارگیری حسابداری تعهدی قابل انجام است. اطلاع از میزان و ارزش موجودی ها و دارایی های سازمان با ثبت و ضبط موجودی های جنسی و دارایی های ثابت از قبیل اموال، ماشین آلات و تجهیزات در سیستم حسابداری تعهدی قایل دستیابی است. امکان تعیین قیمت تمام شده هر پروژه، امکان محاسبات و ثبت استهلاکات، دسترسی به اطلاعات برنامه ریزی و اعمال کنترل مدیریتی، امکان سنجش مسئولیت پذیری افراد ارشد یک سازمان، ارزیابی و انعکاس دارایی ها، امکان مقایسه وضع موجود با وضع مطلوب و تناسب آن با مأموریت های سازمان از نظر منابع و مشخص شدن میزان درآمدهای وصول نشده هر دوره مالی و امکان برنامه ریزی برای وصول آنها را امکان پذیر می کند.
لازم به ذکر است چهار صورت مالی زیر در نظام حسابداری تعهدی ضروری می باشد:
هر صورت وضعیت مالی باید شامل موجودی نقد ، حساب ها و اسناد دریافتنی عملیات مبادله و غیر مبادله،سرمايه گذاريها موجودي مواد و كالا ، پـيش پرداخـتهـا ،دارايـيهـاي ثابـت مشـهود، داراييهاي نامشهود، حسابها واسناد پرداختني حاصل از عمليات مبادله اي وغيرمبادله اي ،پيش دريافتها، بدهيهاي بلند مدت ،ارزش خالص می باشد و صورت تغييرات در وضعيت مالي بايد حداقل حاوي درآمدها، هزينه ها باشد.
حسابداری تعهدی یک حسابداری استاندارد برای شرکتها محسوب می شود که نقطه مقابل حسابداری نقدی می باشد. در حسابداری نقدی تنها زمان مبادله پول نقد معاملات به رسمیت شناخته می شوند. در صورتیکه در حسابداری تعهدی هنگام ارائه خدمات به مشتریان حتی زمانی که پول هنوز در بانک نیست به رسمیت شناخته می شود. که طبق این روش شرکت دریافت کننده کالا و یا خدمات در اعتبار باید مسئولیت را بعد از تاریخ دریافت آن ها گزارش کند. در صورت حساب های عملکرد سود و زیان خالص در نتیجه درآمدهای کسب شده است که این نوع از حسابداری جریان نقدی و جریان خروجی دارای بازخورد فوری هست و اطلاعاتی در مورد دارایی و بدهی یک سازمان در اختیار قرار می دهد . ساختار حسابداری تعهدی برای سازمان هایی که هدف سود آوری ندارند( مانند برخی سازمان های دولتی ) وسود معیار مناسبی برای سنجش عملکرد ان ها نیست مناسب نمی باشد. اینکه سیستم حسابداری تعهدی راه حل خوبی برای مسائل تخصیص منابع، هزینه های مشترک میان برنامه ها ارائه نمی کند منجر به اطلاعات نادرست برای استفاده کنندگان گزارش مالی می باشد.
حسابداری نقدی هزینه های غیر نقدی مانند استهلاک را حذف می کند و این در حالی است که حسابداری تعهدی برای بررسی دقیقی و هزینه یابی کامل می باشد. اگر بخواهیم از هزینه هایی مانند استهلاک و امثال ان ها چشم پوشی کنیم می توان گفت که تفاوت بین ارقام حسابداری برمبنای نقدی و تعهدی فقط زمان است.
از جمله نارسایی روش حسابداری نقدی عدم امکان ارزیابی عملکرد مدیریت سازمان ها، عدم وجود نظام بودجه بندی جامع مبتنی بر فعالیت ها، عدم ثبت کامل مطالبات و تعهدات و .... که نشان دهنده عدم امکان مدیریت نقدینگی و مدیریت هزینه می باشد.
نتیجه گیری
در حسابداری تعهدی درامدها زمانی، شناسایی و در دفاتر حسابداری منعکس می گردند که تحصیل میشوند و زمان وصول وجه مورد توجه نمی باشد. وزارت امور اقتصاد و دارایی از ابتدای سال ۱۳۹۴ تمامی دستگاه های اجرایی را موظف به پیاده سازی نظام حسابداری تعهدی کرده است. توجه به این نکته حائز اهمیت است که پیادهسازی نظام مالی تعهدی، اولین و مهم ترین گام برای حسابداری بهای تمام شده است . اهداف اصلی این سبک از حسابداری کمک به بخش عمومی برای ایفا و ارزیابی مسئولیت پاسخگویی و همچنین تامین نیاز های اطلاعاتی استفاده کنندگان از گزارش مالی واحد های گزارشگر و ایجاد بستر لازم جهت استخراج و محاسبه دقیق بهای تمام شده در راستای بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد می باشد.
حسابداری مالی، شاخه ای از حسابداری است که به خلاصه بندی، تجزیه و تحلیل، و گزارش دادن معاملات مالی کسب و کار ارتباط دارد. علاوه براین، این حسابداری فعالیت هایی مانند تهیه صورت های مالی برای استفاده عموم را نیز شامل میشود. همچنین، از حسابداری مالی، برای تهیه و جمع آوری اطلاعات حسابداری استفاده شده و به طور معمول این اطلاعات در اختیار افرادی قرار میگیرد که خارج از سازمان بوده و یا در جریان امور سازمان مربوطه نیستند. قابل ذکر است که این صورت ها و اطلاعات مالی بیشتر برای افرادی مانند سهامداران، تامین کنندگان و صاحبان کسب و کار مفید و قابل استفاده است. استانداردهای حسابداری بین المللی و محلی بر حسابداری مالی نظارت و کنترل دارد و غالبا از اصول حسابداری کلی، به عنوان چهار چوبی استاندارد برای حسابداری مالی استفاده می شود. این اصول کلی، شامل استاندار ها و قوانینی است که، حسابدارها هنگام ثبت و خلاصه بندی و تهیه صورت های مالی استفاه می کنند.
یکی از منابع اصلی اطلاعات جایگزین پیش بینی ها و پیشنهادات تحلیلگران می باشد. اخبار خاص شرکتی ، اخبار صنعت و اقتصاد سایر منابع اطلاعات جایگزین می باشند.
اطلاعات شرکت ، صنعت و اقتصاد:
اطلاعات مربوط به نرخ رشد اقتصادی ، اشتغال ، تجارت خارجی ، نرخ های بهره و نرخ های ارز ، نمونه هایی از اخبار کلان اقتصادی هستند ، که بر بازار سهام تاثیر می گذارند.
اخبار صنعت مانند : تغییرات قیمت کالاها ، میزان فروش صنعت ، تغییر در وضعیت رقابتی و قوانین و مقررات دولتی می باشد. به علاوه اطلاعات خاص شرکت مانند تغییر مدیران ، تغییر حسابرسان و انجام سرمایه گذاریها ، بازار سهام به اطلاعات شرکت ، صنعت و اقتصاد بلافاصله عکس العمل نشان می دهد.
بعد از ارزیابی اثر اخبار و چشم انداز شرکت ، یک دوره تثبیت وجود خواهد داشت و پس از گزارش کامل اخبار ،در قالب اعلامیه عایدات و صورت های مالی ، عکس العمل بازار تکمیل می شود.
افشا داوطلبانه به وسیله مدیران ، از منابع بسیار با اهمیت محسوب می شود . یکی از تسهیل کنندگان مهم افشای داوطلبانه ، قانون پناهگاه امن می باشد. این قانون مدیران را در مقابل افشای داوطلبانه اطلاعات اشتباهاتی که به طور ناخواسته صورت می گیرد ، مورد حمایت قانونی قرار می دهد. چندین انگیزه برای افشای داوطلبانه وجود دارد که احتمالا مهم ترین آنها مسئولیت قانونی می باشد .
احتمال تعقیب قضایی مدیرانی که به طور داوطلبانه اقدام به افشا می کنند به خصوص افشای موارد نا مطلوب بسیار اندک است.انگیزه دیگر ، تعدیل انتظارات می باشد . این انگیزه زمانی پیش می آید که مدیران احساس کنند انتظارات بازار متفاوت از انتظارات واقعی است. علامت دهی ، انگیزه دیگری برای افشا به شمار می آید. علامت دهی زمانی رخ می دهد که مدیران به منظور افزایش قیمت سهم شرکت ، اقدام به افشای اخبار خوب می کنند . انگیزه ای که اخیرا برای افشای داوطلبانه مطرح شده است ، تمایل به مدیریت انتظارات می باشد. مدیران برای مدیریت انتظارات بازار از عملکرد شرکت می توانند به طور منظم به انتظارات بازار تغییر مسیر دهند.
واسطه های اطلاعاتی:
واسطه های اطلاعاتی یا تحلیلگران نقش مهم و منحصر به فردی در گزارشگری مالی ایفا می کنند . واسطه های اطلاعاتی از یک سو بیانگر یک گروه فعال و فرهیخته از کاربران هستند و از سویی دیگر یک منبع مهم اطلاعاتی جایگزین محسوب می شوند.
واسطه های اطلاعاتی به طور مستقیم در تصمیم گیریهای اعتباری و سرمایه گذاری دخالت نمی کنند ، بلکه هدف آنها تهیه اطلاعات سودمند برای اینگونه تصمیمات می باشد .خروجی ها یا محصولات آنها
،پیش بینی ها ، پیشنهادات و گزارش های تحقیقی و ورودی های آنها صورت های مالی ، افشاهای داوطلبانه ، اخبار شرکت ، صنعت و اقتصاد می باشند. واسطه های اطلاعاتی با پردازش و ترکیب اطلاعات خام و متنوع درباره یک شرکت و استخراج آنها در یک قالب سودمند برای تصمیمات تجاری ، ایجاد ارزش می نمایند.آنها حداقل یکی از چهار کارکرد زیر را انجام می دهند:
1. جمع آوری اطلاعات:
درباره شرکت هایی است که اطلاعات آنها آماده و در دسترس نمی باشد . توانایی جمع آوری اطلاعات داخلی درباره یک شرکت وجه تمایز یک تحلیلگر خوب از یک تحلیلگر متوسط می باشد.
2. تفسیر اطلاعات:
وظیفه حیاتی به یک شیوه هدفمند می باشد. تحلیلگران باید از مهارت های تجاری و تجزیه و تحلیل صورت های مالی استفاده کنند. بخش مهمی از تفسیر ، توانایی قضاوت درباره وقایع اقتصادی است که در ارقام حسابداری منعکس نشده است . نتیجه تفسیر اطلاعات ، گزارش تحقیقی سرمایه گذاری می باشد.
3. تحلیل چشم انداز :
پیش بینی عایدات ، جریان های نقد و رتبه بندی بدهی ها از نتایج آن می باشد.
4.پیشنهادات:
پیشنهاد خرید ، فروش و نگهداری اوراق بهادار با فراهم آوردن اطلاعات به موقع برای تصمیمات سرمایه گذاری می باشد.
کاربران صورت های مالی شامل سرمایه گذاران سهام ، مدیران صندوق های سهام و اوراق قرضه ، مدیران صندوق های بازنشستگی ، بستانکاران ، بانک ها ، تحلیل گران ، تعیین کنندگان رتبه های اعتباری ، مدیران شرکت و دیگر استفاده کنندگان می باشند.کاربران نیازها و مهارت های متنوعی دارند که این تنوع مشکل مهمی برای تدوین کنندگان استانداردها می باشد. چون کاربران مختلف ، اطلاعات متفاوتی را طلب می کنند .
سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان:
سرمایه گذران فعال به تحلیل بنیادی از اطلاعات مالی جامع با جزئیات کامل نیاز دارند.
سرمایه گذارن سود جو یا سفته بازان که سرمایه گذاری و معاملاتشان برای منافع کوتاه مدت است ، اتخاذ تصمیماتشان بر صورت های مالی تکیه می کنند.
بیشتر منافع سرمایه گذاران سهام از تمامی جوانب عملکرد و وضعیت مالی و همچنین از شاخص های عملکرد نهایی بهره می گیرند. پر طرفدارین شاخص عایدات و عایدات متعلق به هر سهم EPS می باشد.
تقاضا برای استفاده از اطلاعات جریان های نقدی و شاخص های نهایی مربوط به آن هم در حال افزایش است .بسیاری از سرمایه گذاران همچنان بری پیش بینی به تحلیلگران تکیه می کنند.
بستانکاران:
شامل دارندگان اسناد بدهی و بستانکاران تجاری می باشند . بستانکاران تجاری عمدتا فروشندگان کالاها و خدمات هستند. دارندگان اسناد بدهی نیز مالکان اسناد بدهی خصوصی مانند بانکها و موسسات وام دهنده و مالکان اسناد بدهی عمومی مانند سرمایه گذاران در اوراق قرضه و صندوق های بازنشستگی می باشند . همه بستانکاران خصوصا دارندگان اسناد بدهی خصوصی به اطلاعات مالی با جزئیات بیشتر نیاز دارند.بستانکاران نیازمند اطلاعاتی راجع به وضع مالی شرکت ها (نقدینگی و توانایی بازپرداخت بدهی ها ) ، چشم اندازهای چریان نقد کوتاه مدت و بلند مدت ،تغییر پذیری عایدات و ارزش دارایی های وثیقه ای می باشند.به منظور ارزیابی وضعیت نقدینگی و توانایی پرداخت بدهی ها و همچنین برآورد ارزش دارایی های وثیقه ای ، ترازنامه از اهمیت به سزایی برخوردار است .
مدیران ، هیات مدیره ، رقبا ، قانونگذاران ، حسابرسان و سایر افراد نیز از صورت های مالی استفاده می کنند. نیازهای این کاربران نسبت به سرمایه گذاران ، بستانکاران و تحلیلگران در اولویت بعدی اهمیت قرار دارند.
صورت های مالی بر اساس اصول عمومی پذیرفته شده حسابداری که مقررات و رهنمودهای حسابداری مالی هستند ، تهیه می شوند . این قوانین خط مشی های شناسایی و اندازه گیری نظیر نحوه اندازه گیری دارایی ها ، زمان تحمل بدهی ها ، شناسایی درآمدها ، سودها و تحمل هزینه ها و زیان ها را تعیین می کنند. آنها همچنین اطلاعاتی که باید در یادداشت های همراه صورت های مالی ارائه شوند را مشخص می کنند. آگاهی از این اصول برای تحلیل کارای صورت های مالی ضروری است.
یادداشت های توضیحی شامل اطلاعات تشریحی و جزئیات بیشتری از اقلام منعکس شده در صورت های مالی اساسی است.این یادداشت ها شامل موارد افشای الزامی یا توصیه شده بر اساس استانداردهای حسابداری یا سایر موارد افشاست که برای دستیابی به ارائه مطلوب اطلاعات ضرورت دارد .
یادداشت های توضیحی باید به نحوی منظم ارائه شود.هر قلم مندرج در ترازنامه ،صورت سود و زیان ،صورت سود و زیان جامع و صورت جریان وجوه نقد باید به یادداشت های توضیحی مربوط عطف داده شود.
افشای اطلاعات زیر در یادداشت های توضیحی واحد تجاری الزامی است:
الف.تصریح این که صورت های مالی بر اساس استانداردهای حسابداری تهیه شده است.
ب.رویه های حسابداری اعمال شده در خصوص معاملات و رویدادهای با اهمیت.
پ.مواردی که افشای آنها طبق استانداردهای حسابداری الزامی شده و در بخش دیگری از صورت های مالی ارائه نشده است.
ت.موارد دیگری که در صورت های مالی اساسی ارائه نشده است ،لیکن افشای آنها برای ارائه مطلوب ضرورت دارد.
برای درک بهتر صورت های مالی و مقایسه آنها با صورت های مالی واحدهای تجاری دیگر ، یادداشت های توضیحی عموما به ترتیب زیر ارائه می شود:
الف.تصریح این که صورت های مالی طبق استانداردهای حسابداری تهیه شده اند.
ب.مبنا یا مبانی اندازه گیری و رویه های حسابداری مورد استفاده.
پ.اطلاعات تکمیلی درباره اقلام ارائه شده در صورت های مالی اساسی به ترتیب صورت های مالی و به ترتیب اقلام اصلی ارائه شده در آنها.
ت.سایر موارد افشا شامل:
1.بدهی های احتمالی ،تعهدات و سایر اطلاعات مالی
2. اطلاعات غیر مالی
یادداشت های همراه صورتهای مالی جزء لاینفک صورتهای مالی می باشد و ناشی از رویدادهای موثر بر تصمیم گیری استفاده کنندگان می باشد که با توجه به محدودیتهای صورتهای مالی نمیتوان در آنها افشا کرد.
نقش یادداشتهای توضیحی،برجسته نمودن و تشریح اقلام مندرج در صورتهای مالی اساسی است. یادداشتهای توضیحی میتواند دربرگیرنده اطلاعاتی باشد که دارای اهمیت اساسی است،لیکن آنها در صورتهای مالی اساسی امکانپذیر نبوده است. به عنوان مثال،هرگاه عملیات واحد تجاری در تفسیر ابهام قابل ملاحظهای باشد،موضوع در یادداشت های توضیحی تشریح می گردد.
خلاصه اهم رویه های حسابداری مانند روش های ارزیابی موجودی کالا مانندFIFO،و روش خط مستقیم استهلاک.
یادداشت های همراه صورت های مالی در راستای اصل افشا حرکت می کنند تا استفاده کننده اطلاعات مجبور به حدس و گمان نشود و ارائه بیش از حد جزئیات در صورت های مالی ممکن است باعث سردرگمی مصرف کننده شود.
نمونه از انواع بدهی های احتمالی عبارتند از:
تضمین بدهی دیگران،اسناد دریافتنی تنظیم شده و دعاوی مطرح شده علیه شرکت.
یادداشتهای توضیحی باید به نحوی منظم ارائه شود،هر قلم مندرج در ترازنامه،صورت سود و زیان جامع و صورت جریان وجوه نقد باید به یادداشت های توضیحی مربوط عطف داده شود.از معایب یادداشت های همراه صورت های مالی آن است که خلاقیت و تلاش جهت یافتن مکانی مناسب جهت افشا در متن صورتهای مالی را محدود میکند
در هر یک از موارد فوق دو عامل جریانهای ورودی و خروجی و میزان هرکدام مورد ارزیابی قرارگرفته و طریقه ورود آنها به گردش جریان موردمطالعه قرار میگیرد.
تجزیهوتحلیل اطلاعات حاصله و مقایسه این عناصر در صنایع مشابه امکان بررسی و پیشبینی احتمال تحقق جریانهای آتی را فراهم مینماید. در ادامه جریانهای ورودی و خروجی هر یک از اجزاء تشکیلدهنده صورت جریان وجه نقد (فعالیتهای عملیاتی، سرمایهگذاری و تأمین مالی) را به تفکیک معرفی میشود.
جریان ورودیجریان خروجی
وجه نقد دریافتی از مشتریانوجه نقد پرداختی به کارکنان و تأمینکنندگان
بهره و سود نقدی دریافتیوجه نقد پرداختی بابت سایر هزینهها
وجه نقد حاصل از فروش اوراق بهادار معاملاتیخرید اوراق معاملاتی
بهره پرداختی *
مالیات پرداختی *
*همانطور که عنوان شد در ایران در بخشی مجزا از صورت عملیاتی درج و ارائه میشوند.
جریان ورودیجریان خروجی
وجه نقد حاصل از فروش داراییهای ثابتخرید داراییهای ثابت
وجه نقد حاصل از فروش اوراق قرضه و سهام سایر شرکتهاخرید اوراق قرضه و سهام سایر شرکتها
دریافت اصل وام پرداختی به دیگرانپرداخت وام به دیگران
جریان ورودیجریان خروجی
انتشار اوراق قرضه (اوراق مشارکت)بازپرداخت مبلغ اسمی اوراق قرضه (اوراق مشارکت)
انتشار سهامبازخرید سهام *
سود نقدی پرداختی به سهامداران
* طبق قانون تجارت بازخرید سهام برای شرکتهای ایرانی (شرکتهای سهامی عام ایران) تنها در شرایط خاصی امکانپذیر است.
تفسیر چند ترکیب متداول از اجزاء تشکیلدهنده صورت جریان وجه نقد:
فعالیتهای عملیاتیفعالیتهای سرمایهگذاریفعالیت تأمین مالی
–++
در ترکیب فوق احتمالاً شرکت دچار بحران مالی است چراکه منفی بودن جریان عملیاتی نشان از ناتوانی شرکت در تولید وجه نقد موردنیاز خود دارد و ازاینرو اقدام به فروش داراییهای مالی کرده که منجر به مثبت شدن جریان سرمایهگذاری شده است و همچنین بهطور همزمان به امر استقراض مبادرت ورزیده که احتمالاً با ادامه این روال بروز مشکلات جدی برای ادامه حیات تجاری شرکت دور از انتظار نیست.
فعالیتهای عملیاتیفعالیتهای سرمایهگذاریفعالیت تأمین مالی
–+–
جریان عملیاتی منفی همانطور که عنوان شد نشان از مشکل در روند معمول یک موسسه است و در این ترکیب با توجه به منفی بودن جریانهای تأمین مالی، شرکت بهمنظور تأمین وجه نقد موردنیاز خود ناگزیر به واگذاری داراییهای سرمایهای خود شده است؛ و پیشبینی میشود شرکت در روند عادی فعالیتهای خود دچار بینظمی شود.
باید توجه داشت که جریان مثبت برای فعالیتهای سرمایهگذاری جز در موارد تجدید ساختار سازمانی، نکتهای منفی در تحلیل صورت مالی شرکتها تلقی میگردد.
فعالیتهای عملیاتیفعالیتهای سرمایهگذاریفعالیت تأمین مالی
––+
علیرغم شرایط نامطلوب در ایجاد جریان نقد عملیاتی، شرکت در حال سرمایهگذاری و همزمان تأمین وجه نقد از محل استقراض است. پیشبینی میگردد این شرکت در کوتاهمدت نابسامانی مالی را تجربه میکند اما در صورت موفق بودن سرمایهگذاریها امید به بهبود شرایط هست و در صورت عدم توفیق در بهرهبرداری بهموقع از سرمایهگذاریها شرکت در بازپرداخت سود و اصل استقراض دچار مشکل شود. (در بیان کلی میتوان گفت شرکت بهمنظور بهبود شرایط متقبل ریسک شده است که میتواند نتایج خوب یا بد را در پی داشته باشد).
فعالیتهای عملیاتیفعالیتهای سرمایهگذاریفعالیت تأمین مالی
++–
دو تفسیر برای این شرکت محتمل است اول آنکه جریانات نقد ناشی از فعالیتهای عملیاتی شرکت پاسخگوی وجه نقد موردنیاز آن نبوده و مدیران تصمیم به واگذاری دارایی شرکت کردهاند که این خود نشان خوبی نیست چراکه در صورت تداوم به دلیل تقلیل داراییهای شرکت ریسک ناتوانی در بازپرداخت وام و همچنین واکنش منفی بازار سرمایه به قیمت سهام این شرکت از نقاط منفی این سناریو تلقی میشود.
اما تفسیر دوم مربوط به شرکتهایی است که بهمنظور محدود کردن نمودن دامنه فعالیتهای خود اقدام به واگذاری دارایی کردهاند که اگر این اقدام در راستای افزایش سودآوری موسسه بوده باشد، دیگر نشانی منفی تلقی نمیگردد.
فعالیتهای عملیاتیفعالیتهای سرمایهگذاریفعالیت تأمین مالی
+–+
این شرکت دارای فرصتهای سرمایهگذاری بوده و جریان نقد مثبت هم دارد که هر دو نشان خوبی از وضعیت یک موسسه است، همچنین شرکت برای تأمین مالی برنامههای خود از روش استقراض یا وام بهره گرفته است.
در کل انتظار میرود این شرکت در آینده سودآور باشد.
فعالیتهای عملیاتیفعالیتهای سرمایهگذاریفعالیت تأمین مالی
+––
ایده آل وضعیت صورت جریان وجه نقد برای یک شرکت است و نشان از شکوفایی این موسسه دارد.
این شرکت در حال ایجاد جریان نقد مثبت به همراه فعالیتهای سرمایهگذاری توأم با بازپرداخت بدهیهای خود است که روندی روبهجلو تلقی میگردد.
فعالیتهای عملیاتیفعالیتهای سرمایهگذاریفعالیت تأمین مالی
–––
باوجود نابسامانی ایجاد جریان نقد از فعالیتهای عملیاتی، شرکت به امر سرمایهگذاری و بازپرداخت بدهیهای خود مبادرت ورزیده که درواقع در حال استفاده از وجه نقد ذخیره خود است. شرایط پر ریسکی است و در صورت تداوم جریان منفی عملیاتی شرکت دچار مشکل میشود.
فعالیتهای عملیاتیفعالیتهای سرمایهگذاریفعالیت تأمین مالی
+++
باوجود مثبت بودن جریان نقد عملیاتی مدیران تصمیم به واگذاری دارایی و همزمان اخذ وام کردهاند که درواقع به طرز غیرمعمولی وجه نقد سازمان افزایش مییابد. در این شرایط احتمال میرود شرکت درصدد انجام یک طرح توسعه یا سرمایهگذاری بزرگ باشد و یا قصد بازپرداخت تعهدات بلندمدت خود را دارد و یا در حال کاهش سرمایه است.
صورت جریان وجوه نقد به دو روش مستقیم و غیرمستقیم تهیه میشود که هر دو روش مورد تأیید اصول عمومی پذیرفتهشده حسابداری آمریکا و استانداردهای بینالمللی گزارشگری مالی است اما هر دو استاندارد روش مستقیم را از اولویت برخوردار میدانند بااینوجود بنا به دلایلی که در ادامه بیان میگردد اکثر مؤسسات از روش غیرمستقیم استفاده مینمایند.
تنها تفاوت این دو روش در ارائه جریانهای نقدی عملیاتی است و ارائه جریانهای نقدی حاصل از فعالیتهای تأمین مالی و سرمایهگذاری در هر دو روش یکسان است.
بهطورکلی در نظر داشته باشیم که تغییرات در داراییها با تغییرات در جریان وجه نقد رابطهی معکوس دارند یعنی افزایش در حساب دارایی خروج وجه نقد و کاهش در حساب دارایی موجب ورود وجه نقد میگردد. همچنین بین تغییرات در حساب بدهی و تغییرات در جریان نقدی رابطه مستقیم وجود دارد، بهعبارتدیگر افزایش در حساب بدهی ورود وجه نقد و افزایش این حساب را به دنبال دارد.
در روش مستقیم هر سطر از اقلام صورت سود و زیان که به روش حسابداری تعهدی تهیهشده است، به دریافتها و پرداختهای نقدی تبدیل میشود، بهعبارتدیگر روش مستقیم صورت سود و زیان تعهدی را بهصورت سود و زیان نقدی تبدیل میکند؛ اما در روش غیرمستقیم سود خالص با لحاظ کردن تعدیلات مربوط به عملیاتی که سود خالص را تحت تأثیر قرار میدهند اما غیر نقدی هستند به جریان نقد عملیاتی تبدیل میشود. این تعدیلات شامل حذف هزینههای غیر نقدی (مانند استهلاک، اقلام غیرعملیاتی مانند سود و زیان غیرعملیاتی) و تغییرات در حسابهای ترازنامه که ناشی از حسابداری تعهدی است،
مزایای هر یک از این روشها عبارتاند از:
مزیت اولیه روش مستقیم این است که دریافتها و پرداختهای نقدی شرکت را نشان میدهد، درحالیکه روش غیرمستقیم تنها نتیجه خالص این دریافتها و پرداختها را نشان میدهد؛ بنابراین روش مستقیم اطلاعات بیشتری را در اختیار قرار میدهد و داشتن اطلاعات دربارهی دریافتها و پرداختهای گذشته، پیشبینی جریان نقد آتی را تسهیل میکند.
مزیت عمده روش غیرمستقیم این است که بر تفاوت سود خالص و جریان نقدی عملیاتی تمرکز مینماید که این برای پیشبینی جریان نقدی عملیاتی در آینده بسیار مفید است.
بر اساس حسابداری تعهدی ،سود خالص معمولا با جریان های نقدی برابر نیست. با توجه به اهمیت جریانهای نقدی، گزارشگری دوره ای جریان های ورودی و خروجی وجه نقد ضروری است. صورت جریان وجوه نقد صورتی است که افزایش یا کاهش در مبلغ وجه نقد ناشی از معاملات با اشخاص حقیقی یا حقوقی مستقل از شخصیت حقوقی واحد تجاری و ناشی از سایر رویدادها را نمایش می دهد.
در حسابداری مالی به یک صورت مالی که حاوی گزارش جریان نقدینگی در فعالیتهای عملیاتی، مالی و سرمایهگذاری ترازنامه یک شرکت است، اطلاق میگردد، به عبارت دیگر صورت جریان وجوه نقد یکی از گزارشهای مالی سه ماهه است که هر شرکت سهامی در بورس ملزم به گزارش آن به عموم است.
این گزارش اطلاعات اضافی مربوط به همه جریانهای نقدی که یک شرکت برای عملیات جاری و منابع سرمایه گذاری خارجیاش دریافت میکند، بهعلاوه همه جریانهای خروجی پول که برای فعالیتهای تجاری و سرمایه گذاریها در طول یک بازه زمانی انجام میشود، نشان میدهد.
چون شرکتهای سهامی ملزم به استفاده از روش حسابداری تعهدی دارند، صورت سود و زیانی که هر سه ماه یکبار منتشر میکنند ممکن است الزاماً گردش وجوه نقد و میزان نقدینگی آنها را نشان ندهد.
بهطور مثال، اگر شرکتی یک قرارداد فروش بزرگ به ثبت برساند، عواید آتی این قرارداد بلافاصله بهعنوان درآمد و درنتیجه سود شناخته خواهد شد، اما ممکن است شرکت تا اجرای کامل تعهد خود مبنی بر تحویل کالا هیچ پولی دریافت نکند.
درحالیکه امکان دارد ازنظر دولت و اصول حسابداری در حال کسب درآمد و لذا ملزم به پرداخت مالیات بر درآمد آن باشد؛ بنابراین در این صورت شرکت در پایان سه ماهه نقدینگی کمتری نسبت به آغاز سه ماهه خواهد داشت.
توجه کنید که حتی شرکتهای سودآور میتوانند در مدیریت خوب جریان پول نقدیشان با شکست مواجه شوند، به همین دلیل بررسی دقیق صورت جریان وجوه نقد بسیار مهم است.
این صورتحساب به سرمایه گذاران کمک میکند تا ببینند که آیا شرکت پول نقد کافی برای پرداخت بدهیها و مخارج جاری خود دارد یا خیر
بهطورکلی به کلیه اقلام دارایی باقابلیت وصول نزد بانک و یا سایر مؤسسات بهصورت سپرده، جریان نقد گویند که از سه بخش ذیل تشکیل میشود:
طبق استانداردهای ایران جریان نقد حاصل از بازده سرمایهگذاریها و سود پرداختی بابت تأمین مالی و همچنین جریان نقدی ناشی از مالیات بر درآمد بهصورت مجزا ارائه میشود و درواقع سه بخش اصلی مذکور، در پنج بخش جداگانه ارائه میگردد.
در ادامه اجزای تشکیلدهنده هر سه بخش اصلی صورت وجوه نقد، بهتفصیل بیان میگردد که بهعنوان نمونه و جهت آشنایی، قالب کلی این صورت مالی میتواند بدین شرح در نظر گرفته شود:
سود خالص۵۹۸۱
استهلاک۱۱۶۳
استهلاک داراییهای نامشهود۱۲۵
کل نقدینه ناشی از فعالیتهای عملیاتی۷۲۶۹
هزینه سرمایهای(۱۶۴۸)
سایر اقلام هزینههای سرمایهای(۵۰۷۱)
کل نقدینه حاصل از فعالیتهای سرمایهای(۶۷۱۹)
سود سهام تقسیمشده(۳۱۴۹)
انتشار (بازخرید) اوراق سهام، خالص(۲۱۹)
انتشار (بازخرید) اوراق قرضه، خالص (در ایران ممنوع است)۴۳۴۱
کل نقدینه حاصل از فعالیتهای مالی۹۷۳
کل نقدینه حاصل از فعالیتهای عملیاتی۷۲۶۹
کل نقدینه حاصل از فعالیتهای سرمایهگذاری(۶۷۱۹)
کل نقدینه حاصل از فعالیتهای مالی۹۷۳
خالص تغییرات نقدینگی۱۵۲۳
جریانهای نقدی عملیاتی مثبت شرکت ممکن است توسط فعالیتهای مرتبط با درآمد شرکت تولید شود. بااینوجود این جریان نقدی میتواند توسط کاهش در سرمایه در گردش مانند فروش موجودی، نقد کردن حسابهای دریافتنی و افزایش حسابهای پرداختنی ایجاد گردد.
این جریان همچنین برای آزمودن سوددهی شرکت معیار مناسبی است، بهاینترتیب که وجود یکروند و رابطهی پایدار بین جریان نقدی عملیاتی و سود خالص نشاندهندهی کیفیت سودآوری شرکت است.
افزایش هزینههای سرمایهای بهعنوان یکی از مصارف وجه نقد میتواند نشانهی رشد مجموعه باشد بااینحال شرکت میتواند هزینههای سرمایهای را کاهش دهد و یا حتی اقدام به فروش داراییهای سرمایهای نماید؛ اما در حالت کلی تولید جریان نقد عملیاتی بیش از صرف آن در مخارج سرمایهای مطلوب است.
این بخش اطلاعاتی دربارهی اینکه آیا شرکت جریان نقدی از محل انتشار اوراق بدهی و سهام تولید میکند یا خیر را اختیار تحلیلگر قرار میدهد.
صورت سود و زیان
فروش خالص ***
کسر میشود :بهای تمام شده کالای فروش رفته (**)
سود و زیان ناخالص **
کسر میشود هزینه های عملیاتی:
هزینه های توزیع و فروش **
هزینه های عمومی و اداری **
جمع هزینه های عملیاتی **
سود (زیان عملیاتی) **
اضافه (کسر میشود)سایر درآمد ها
درآمد های غیر عملیاتی **
هزینه های غیر عملیاتی **
سود(زیان)قبل از مالیات **
کسر میشود :مالیات شرکت (**)
سود (زیان)خالص **
1- درآمد یا میزان فروش
درآمد فروش بیانگر عایدی شرکت از فروش محصول یا خدمات است که در قسمت بالای صورت نوشته میشود. این مقدار ناخالص بوده و هزینه های مرتبط با تولید کالای فروخته شده یا ارائه خدمات در ان لحاظ نمیشود. در این بین برخی از شرکتها نیز دارای درآمد چندگانه هستند که مجموع این درآمدها به کل درآمد اضافه می شود.
درآمد حاصل از فعالیت اصلی موسسه در صورت سود و زیان نوشته میشود. سؤال اصلی اینجاست که درآمد اصلی و فرعی چیست؟ برای روشن شدن موضوع را با مثالی ادامه میدهیم؛ صاحب یک پمپبنزین را فرض کنید، درآمد اصلی حاصل از فروش بنزین به دست میآید همچنین در کنار جایگاه بنزین یک مغازه نیز وجود دارد که درآمد حاصل از آن بهعنوان درآمد فرعی ثبت میشود.
2- بهای تمامشده کالای فروش رفته یا هزینههای فروش
هزینههای فروش نشاندهنده هزینه کالاهای فروختهشده و یا خدمات ارائهشده در طول دوره حسابداری است. از این رو برای یک موسسه خردهفروشی، هزینه فروش برابر خواهد بود با مجموع موجودی در آغاز دوره به اضافه خرید در طول دوره منهای موجودی انتهای دوره. بهای تمام شده کالای فروخته شده نشان دهنده هزینههای مستقیم مرتبط با تولید و فروش محصولات است.
همچنین اگر شرکت ارائه دهنده خدمات باشد، این بخش یه عنوان هزینه فروش ثبت میشود. این بخش از صورت حساب سود و زیان خروجی حسابداری صنعتی یک شرکت است. بهای تمام شده عمدتا شامل نیروی انسانی، مواد اولیه، سربار تولید و سایر هزینه های دیگر مانند استهلاک است.در صورتی که موسسه تولیدکننده محصولی باشد هزینههای فروش علاوه بر موارد بالا شامل هزینههای محتمل شده برای تولید محصول که در طول دوره است. هزینههای تولید مانند: دستمزد مستقیم یا کار مستقیم، مصرف مواد مستقیم، استهلاک کارخانه و ماشینآلات، سربار ساخت و …
3- سایر درآمدها
سایر درآمدها شامل درآمدی میشود که از فعالیت اصلی موسسه به دست نمیآید به عبارت دیگر فعالیت فرعی موسسه است. بهطور مثال درآمد مغازه کنار جایگاه پمپبنزین فروشی.
نکته: درآمد حاصل از سود سپرده موسسه در بانک و یا درآمد حاصل از فروش ارزهای خارجی جزو درآمد فرعی موسسه است.
4- هزینههای توزیع و فروش
هزینههای توزیع و فروش شامل هزینههای محتمل شده برای ارائه کالا از محل موسسه به مشتریان است مانند: هزینه بازاریابی و نقل و انتقال محصول.اکثر کسب و کارها هزینههایی مربوط به فروش کالاها یا ارائه خدمات دارند. این هزینهها عمدتا شامل بازاریابی، تبلیغات و ترویج مصرف است که با یکدیگر گروه بندی می شوند زیرا تمامی آنها هزینه های مشابه صرف شده جهت افزایش فروش است.
5- هزینههای اداری
هزینههای اداری بهطور کلی از هزینههایی است که بهطور مستقیم در تولید و عرضه کالا و خدمات ارائهشده توسط موسسه نیست. مانند هزینههای مربوط به مدیریت و پشتیبانی. هزینه های عمومی و اداری عمدتا شامل هزینههای بخش فروش، خدمات عمومی و بخش اداری است. این بخش از هزینه ها دربرگیرنده تمام هزینههای غیرمستقیم دیگر مرتبط با اداره کسب و کار است. اصلی ترین بخشهای آن شامل حقوق و دستمزد کارکنان غیر تولیدی، هزینههای جاری اعم از بیمه و هزینههای ماموریت و… است. هزینه استهلاک نیز گاهی در این بخش لحاظ میشود اما بسته به تصمیمات شرکت متفاوت است.
نمونههایی از هزینههای اداری عبارتاند از:
6- سایر هزینهها
شامل هزینههایی است که در دسته هزینهها آورده نمیشود.کسب و کارها غالباً هزینه های دیگری دارند که مختص صنعت آنها است. هزینه های دیگر ممکن است شامل مواردی از قبیل توسعه فناوری، تحقیق و توسعه (R&D)، غرامت مبتنی بر سهام یا Stock-Based Compensation که بطور خلاصه با SBC نمایش داده می شود. هزینه های اختلال در ارزش، سود و زیان ناشی از فروش سرمایه گذاریها و بسیاری از هزینه های دیگر باشد که خاص یک صنعت یا شرکت است.
7- هزینههای مالی
هزینههای مالی معمولاً از بهره وامهای دریافتی و بهره اوراق قرضه تشکیل میشوند.
8- مالیات بر درآمد
هزینه مالیات بردرآمد شناساییشده در طول دوره بهطور کلی از سه عنصر زیر تشکیل شده است:
9- هزینه استهلاک
استهلاک بیانگر هزینههای غیر نقدی است که توسط حسابداران ایجاد گردیدهاست. دلیل استفاده از این نوع از هرینه که عملا به صورت نقدی پرداخت نمیشود بحث مالیات است. با کسر این هزینه از سود خالص میتوان مالیات پرداختی شرکت را کاهش داد. این هزینه توسط روشهای استاندارد ارائه شده و بر اساس قانون مالیاتهای مستقیم و غیر مستقیم محاسبه میگردد. داراییهای بلند مدت یک شرکت همچون تجهیزات ، ساختمانها، وسایل نقلیه و … ممکن است در طول زمان دچار کاهش ارزش شده و هزینه استهلاک به آن تعلق گیرد.
هدف استفاده از صورت سود و زیان چیست؟
اقلام بااهمیت صورت سود و زیان شامل درآمدها و هزینه است. صورت سود و زیان اندازهگیری عملکرد یک نهاد در طول دوره حسابداری را فراهم مینماید. عملکرد یک نهاد را در صورت سود و زیان میتوان در شرایط زیر ارزیابی نمود به عبارت دیگر کاربرد صورت سود و زیان در موارد زیر است:
موجودی کالا در صورت سود و زیان
موجودی کالا در مؤسسات بازرگانی قسمت عمده و قابلتوجه داراییهای موسسه را تشکیل میدهد. موجودی کالا هم در ترازنامه بهعنوان دارایی و هم در سود و زیان بهعنوان بهای تمامشده کالای فروش رفته محاسبه میگردد به همین دلیل از اهمیت بالایی برخوردار است.
نمونه صورتحساب سود و زیان
شما در این قسمت میتوانید نمونه صورتحساب سود و زیان مربوط به شرکت الف را ببینید و بخشهای مختلف را بررسی نمایید.
صورت سود و زیان جامع
صورت سود و زیان جامع یکی از صورتهای مالی مهم است که تمامی درآمدها و هزینههای شناساییشده را به تفکیک اجزای تشکیل دهند آنها نمایش میدهد. این درآمد و هزینهها قابل انتساب به صاحبان سرمایه هستند. هدف آن ارائه کلیه درآمدها و هزینههای شناساییشده در یک دوره مالی است و تمرکز اصلی آن بر هزینههای عملیاتی است. در اینجا صورت سود و زیان دربرگیرنده کلیه درآمدها و هزینههای شناساییشده طی دوره ازجمله درآمدها و هزینههای تحققنیافته است.اما اگر اجزای صورت سود و زیان جامع محدود به سود یا زیان خالص دوره و تعدیلات سنواتی باشد، ارائـه صورت سود و زیان جامع ضرورتی ندارد. در این موارد باید یادداشتی ذیل صورت سود و زیان دوره، مبنی بر عدم لزوم ارائـه صورت سود و زیان جامع الصاق شود.
از آنجا که صورت سود و زیان جامع دربرگیرنده کلیه درآمدها و هزینههای شناسایی شده، اعم از تحقق یافته و تحقق نیافته است، سود یا زیان خالص دوره مالی به عنوان اولین قلم در صورت سود و زیان جامع انعکاس مییابد. این بدان معنی است که صورت سود و زیان دوره، یکی از اقلام صورت سود و زیان جامع را به تفصیل نشان میدهد و سایر درآمدها و هزینههای شناسایی شده، بهطور جداگانه در صورت سود و زیان جامع انعکاس مییابد. سایر درآمدها و هزینههای شناسایی شده شامل موارد زیر است:
الف. درآمدها و هزینههای تحقق نیافته ناشی از تغییرات ارزش داراییها و بدهیهایی که اساساً به منظور قادر ساختن واحد تجاری به انجام عملیات به نحو مستمر نگهداری میشـود و به موجب استانداردهای حسابداری مربوط مستقیماً به حقـوق صاحبـان سرمایـه منظـور میشود (از قبیل درآمدهـا و هزینههای ناشی از تجـدیـد ارزیابی داراییهای ثابت مشهود).
ب. درآمدها و هزینههایی که طبق استانداردهای حسابداری به استناد قوانین آمره مستقیماً در حقوق صاحبان سرمایه منظور میشود (از قبیل مابهالتفاوتهای حاصل از تسعیر داراییها و بدهیهای ارزی موضوع ماده 136 قانون محاسبات عمومی).
موارد مندرج در ردیفهای الف و ب، سود یا زیان جامع سال را تشکیل میدهد. تعدیلات سنواتی (مشتملبر آثار انباشته تغییر در رویههای حسابداری و اصلاح اشتباه) حسب مورد از سود یا زیان جامع سال کسر یا به آن اضافه میشود تا سود یا زیان جامع شناسایی شده در فاصله تاریخ صورتهای مالی دوره قبل و پایان دوره مالی جاری بهدست آید.
تفاوت ترازنامه و صورت سود و زیان
ترازنامه تصویری لحظهای از عملکرد کسب و کار ارائه میکند به این معنی که وضعیت مالی یک بنگاه اقتصادی را در یکلحظه مشخص میکند و فقط در همان تاریخ نشان میدهد. در ترازنامه ستونی با نام تاریخ وجود دارد که نشاندهنده تاریخ وقوع یک رویداد مشخص است. اما صورت سود و زیان وضعیت مالی بنگاه اقتصادی را در یک بازه زمانی یا دوره مالی نشان میدهد. در واقع صورت سود و زیان تمام وقایع منتهی به دوره مالی را گزارش میکند
صورت درآمد و هزینه که به صورت سود و زیان نیز معروف است؛ میزان درآمدها، هزینهها، و همچنین سود یا زیان انتهای دوره را که حاصل فعالیتهای عملیاتی و غیرعملیاتی هستند را گزارش میکند.
صورت سود و زیان بر مبنای حسابداری تعهدی تهیه میشود. این یعنی اینکه درآمدها زمانی شناسایی میشوند که تحققیافته باشند به عبارت دیگر زمانی که وجه نقد دریافت گردید درآمد هم شناسایی میشود. هزینهها هم در این روش زمانی شناسایی میشوند که پرداخت شده باشند خواه برای هزینههای گذشته باشد و یا هزینههای آتی.
همچنین در صورت سود و زیان، سود سهام پرداخت شده به سهامداران عادی بهعنوان هزینه و درآمد حاصل از صدور سهام به عنوان یک درآمد شناسایی نمیشوند. مبادلات بین موسسه و مالکانش بهطور جداگانه در گزارش حقوق صاحبان سهام نمایش داده میشود.
صورت سود و زیان، بهخوبی بیانگر میزان سود یک شرکت در پایان سال مالی است و شرکتها موظفاند در پایان سال مالی، صورت و زیان خود را منتشر و از این طریق، میزان سودآوری خود را به سهامداران اطلاع دهند. در صورت سود و زیان، مواردی مانند میزان فروش شرکتها، میزان هزینههای آنها و سایر اطلاعات با اهمیت مربوط به عملکرد شرکت قابلمشاهده است.
تهیه گزارش سود و زیان
گزارش سود و زیان به دو روش یک و دومرحلهای تهیه میشود.
روش محاسبه صورت سود و زیان :
در محاسبه صورت سود و زیان ابتدا درآمدها محاسبه میشود و سپس هزینهها از آن کسر میگردد.
⌈هزینههای دوره مالی – درآمد دوره مالی = سود دوره مالی⌉
در صورت فزونی درآمد به هزینه شرکت سود داشته است.
⌈درآمدهای دوره مالی – هزینه دوره مالی = زیان دوره مالی⌉
و در صورت فزونی هزینه به درآمد شرکت متحمل زیان شده است.
انواع سود:
منظور از عملکرد مالی، فعالیتهایی است که بهنوعی باعث تغییر در دارایی، بدهیها و سرمایه گردد. همچنین صورت سود و زیان دارای 3 نوع سود است:
الف) سود ناخالص
سود ناخالص از کسر میزان فروش کالا از هزینه تمامشده کالا به دست میآید و معادله آن به شکل زیر است:
⌈سود ناخالص = هزینه تمامشده کالا – میزان فروش کالا⌉
ب) سود عملیاتی
سود عملیاتی یا سود قبل از کسر مالیات از کسر سود ناخالص از هزینههای عملیاتی و هزینههای استهلاک ساختمان و اثاثیه به دست میآید. معادله آن بهصورت زیر است.
⌈سود عملیات= هزینه استهلاک – هزینههای عملیاتی – سود ناخالص⌉
ج) سود خالص
سود خالص از کسر مالیات از درآمدهای غیرعملیاتی (مواردی نظیر سود بانکی) بعلاوه هزینههای غیرعملیاتی کسر از سود عملیاتی به دست میآید.
⌈سود خالص = مالیات – درآمدهای غیرعملیاتی + هزینههای غیرعملیاتی – سود عملیاتی⌉
مهمترین بخش صورت سود و زیان قسمت پایانی آن یعنی سود یا زیان ویژه است که نتیجه فعالیت یک شرکت را نشان میدهد و با مطالعه آن میتوان فهمید که نتایج فعالیت کسب و کار سودآور بوده یا زیان ده.
صورت سود و زیان جامع :
ارائه کلیه درآمدها و هزینههای شناسایی شده طی یک دوره مالی میباشد. تمرکز اصلی صورت سود و زیان دوره بردرآمدها و هزینههای عملیاتی است. درآمدها و هزینهها تنها در مواردی در صورت سود و زیان منعکس نمیشود که به طور مشخص به موجب استانداردهای حسابداری مستقیماً به حسابحقوق صاحبان سرمایه منظور شود.
از آنجایی که جهت تصمیمگیری اقتصادی استفادهکنندگان صورتهای مالی، آگاهی از کلیه جنبههای عملکرد مالی واحد تجاری طی دوره ضرورت دارد، لازم است کلیه درآمدها و هزینههای شناسایی شده طی آن دوره مورد ملاحظه قرار گیرد.
بدینلحاظ تهیه و ارائـه یک صورت مالی اساسی جدید با عنوان ” صورت سود و زیان جامع“ لازم است تا میزان افزایش یا کاهش حقوق صاحبان سرمایه از بابت درآمدها و هزینههای مختلف دوره نشان داده شود.
از آنجا که صورت سود و زیان جامع دربرگیرنده کلیه درآمدها و هزینههای شناسایی شده، اعم از تحقق یافته و تحقق نیافته است، سود یا زیان خالص دوره مالی به عنوان اولین قلم در صورت سود و زیان جامع انعکاس مییابد. این بدان معنی است که صورت سود و زیان دوره، یکی از اقلام صورت سود و زیان جامع را به تفصیل نشان میدهد و سایر درآمدها و هزینههای شناسایی شده، بهطور جداگانه در صورت سود و زیان جامع انعکاس مییابد.سایر درآمدها و هزینههای شناسایی شده شامل موارد زیر است:
الف .درآمدها و هزینههای تحقق نیافته ناشی از تغییرات ارزش داراییها و بدهیهایی که اساساً به منظور قادر ساختن واحد تجاری به انجام عملیات به نحو مستمر نگهداری میشـود و به موجب استانداردهای حسابداری مربوط مستقیماً به حقـوق صاحبـان سرمایـه منظـور میشود (از قبیل درآمدهـا و هزینههای ناشی از تجـدیـد ارزیابی داراییهای ثابت مشهود).
ب.درآمدها و هزینههایی که طبق استانداردهای حسابداری به استناد قوانین آمره مستقیماً در حقوق صاحبان سرمایه منظور میشود (از قبیل مابهالتفاوتهای حاصل از تسعیر داراییها و بدهیهای ارزی موضوع ماده 136 قانون محاسبات عمومی).
موارد مندرج در ردیفهای الف و ب ، سود یا زیان جامع سال را تشکیل میدهد. تعدیلات سنواتی (مشتملبر آثار انباشته تغییر در رویههای حسابداری و اصلاح اشتباه) حسب مورد از سود یا زیان جامع سال کسر یا به آن اضافه میشود تا سود یا زیان جامع شناسایی شده در فاصله تاریخ صورتهای مالی دوره قبل و پایان دوره مالی جاری بهدست آید.
نمونه هایی از موارد مندرج در صورت سود و زیان جامع به شرح زیر میباشد:
سود خالص سال ***
مازاد تحقق نیافته ناشی از تجدید ارزیابی داراییهای ثابت ***
سود (زیان) تحقق نیافته سرمایهگذاری بلندمدت ***
سود جامع سال مالی ***
کسر میشود: تعدیلات سنواتی (***)
سود جامع شناساییشده از تاریخ گزارشگری قبلی ***